این روزها و همزمان با ادامه یافتن حملههای نظامی آمریکا به ایران، نام «کلنگکوه» بهعنوان یکی از هدفهای احتمالی ارتش آمریکا در خبرها شنیده میشود….
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ در پاسخ به خبرنگاران اعلام کرد که ارتش آن کشور بهزودی به کلنگکوه حمله خواهد کرد.
اما این کوه کجاست و چرا نام این مکان در روزهای گذشته در خبرها و تحلیلها بارها تکرار شده است.
کوه کلنگ (که در رسانههای غربی با نام Pickaxe Mountain شناخته میشود) یکی از مهمترین تأسیسات زیرزمینی مرتبط با برنامه هستهیی جمهوری اسلامی است که در حدود ۱٫۵ تا ۲ کیلومتری جنوب مجتمع غنیسازی نطنز در استان اصفهان قرار دارد.
این کوه بخشی از رشتهکوه زاگرس مرکزی است و ارتفاع قلهٔ آن حدود ۱۶۰۸ متر است. مجموعهٔ تونلی عمیقی در دل این کوه ساخته شده که ایران آن را محل تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته معرفی کرده است.
برای اولین بار نام این کوه بهصورت رسمی و مرتبط با برنامهٔ اتمی در شهریور ۱۳۹۹ (سپتامبر ۲۰۲۰) مطرح شد. علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، پس از انفجار و تخریب سالن مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته نطنز در تیر ۱۳۹۹ اعلام کرد که ایران تصمیم گرفته «سالن مدرنتر، وسیعتر، و جامعتری در همهٔ ابعاد در دل کوه نزدیک نطنز» بسازد و کار ساختوساز آغاز شده است. این بیانیه اولین اشارهٔ رسمی مقامات ایرانی به ساختن تأسیسات هستهیی در دل کوهی در نزدیکی نطنز بود.
پس از این اعلام، تحلیلگران غربی با بررسی تصویرهای ماهوارهیی محل دقیق ساختوساز را در کوهی به نام محلی «کلنگ گزلا» شناسایی کردند. واژهٔ «کُلنگ» در فارسی به معنای پیکاکس (Pickaxe) است و به همین دلیل رسانهها و مؤسسات تخصصی مانند مؤسسهٔ علوم و امنیت بینالمللی (ISIS) این مکان را «کوه پیکاکس» نامیدند. در گزارشهای اولیهٔ این مؤسسه در مهر و آبان ۱۳۹۹ (اکتبر ۲۰۲۰) ساختوسازهای جدید در منطقه رصد شد، هرچند نام دقیق کوه بعدها رایج شد.
از آن زمان تاکنون این مجموعه یکی از عمیقترین و محافظتشدهترین تأسیسات مرتبط با برنامهٔ هستهیی ایران شناخته میشود و در سالهای گذشته بارها در رسانهها و اظهارنظر مقامات غربی به آن اشاره شده است.
موقعیت جغرافیایی کوه کلنگ
کوه کُلنگ یا کوه کُلنگ گزلا در بخش مرکزی رشتهکوه زاگرس و در محدودهٔ استان اصفهان واقع شده است. این ارتفاعات در نزدیکی شهرستان نطنز قرار دارد و فاصلهاش تا مجتمع غنیسازی نطنز حدود یک و نیم تا دو کیلومتر در سمت جنوب است. از نظر موقعیت کلی، این کوه در فاصلهٔ تقریبی ۲۲۰ کیلومتری جنوب تهران جای گرفته و بخشی از پهنهٔ کوهستانی نسبتاً خشک و ناهموار زاگرس مرکزی است.
ارتفاع قلهٔ اصلی این کوه حدود ۱۶۰۸ متر از سطح دریاست. این ارتفاع باعث شده که اختلاف سطح زیادی میان ورودیهای تونلها در پای کوه و خطالرأس قله وجود داشته باشد. جنس اصلی سنگهای این منطقه از نوع گرانیت سخت و متراکم است که لایههای ضخیمی از سنگ بستر گرانیتی را تشکیل داده و حفاری در آن را دشوار میکند.

فاصلهٔ تقریبی این کوه تا شهر اصفهان حدود ۱۲۵ تا ۱۳۰ کیلومتر است. مسیر اصلی دسترسی از اصفهان بهسمت نطنز از طریق آزادراهها و جادههای اصلی استان میگذرد و پس از رسیدن به نطنز، جادههای فرعی و مسیرهای محلی به سمت ارتفاعات جنوبی مجتمع هستهیی منتهی میشود. منطقهٔ اطراف کوه بیشتر کوهستانی و کمجمعیت است و پوشش گیاهی آن محدود به بوتهزارهای مقاوم به خشکی و پوششهای پراکندهٔ کوهستانی است.
از نظر پوشش جغرافیایی، کوه کلنگ بخشی از یک مجموعهٔ چندقلهیی و رشتهیی است که شامل چندین خطالرأس و درههای فرعی میشود. دامنههای آن شیبدار و سنگلاخی است و در پای کوه فضاهای نسبتاً مسطحتری برای ایجاد مسیرهای دسترسی، محوطههای پشتیبانی، و حصارهای امنیتی وجود دارد. اطراف کوه با دیوارها و حصارهای (فنسهای) امنیتی محصور شده و ارتباط طبیعی آن با درهها و ارتفاعات مجاور محدود شده است.
منطقهٔ پیرامونی کوه کلنگ ویژگیهای کلاسیک زاگرس مرکزی را دارد، شامل تپهماهورهای سنگی، شیبهای تند، و آبوهوای نیمهخشک با تابستانهای گرم و زمستانهای بهنسبت سرد. این پهنهٔ کوهستانی بهصورت طبیعی از دشتهای اطراف جدا شده و موقعیت جغرافیاییاش امکان ایجاد تأسیسات عمیق زیرزمینی را فراهم کرده است، در حالی که دسترسی سطحی به آن از طریق مسیرهای محدود و کنترلشده صورت میگیرد.
ارتباط با برنامهٔ اتمی
کوه کُلنگ (Pickaxe Mountain) از سال ۲۰۲۰ پیوند مستقیمی با برنامهٔ هستهیی جمهوری اسلامی خورده است. پس از انفجار و تخریب سالن مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته در مجتمع نطنز در تیر ۱۳۹۹ (ژوئیه ۲۰۲۰)، مقامات ایرانی تصمیم گرفتند جایگزین آن را در مکانی امنتر و عمیقتر بسازند. علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، در شهریور ۱۳۹۹ اعلام کرد که ایران ساخت سالنی مدرنتر و جامعتر را «در دل کوه نزدیک نطنز» آغاز کرده است. هدف رسمی اعلامشده تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته بود.

پیش از اعلام رسمی صالحی در سپتامبر ۲۰۲۰، هیچ گزارش عمومی یا رسانهیی مشخصی دربارهٔ وجود چنین تأسیساتی در این کوه منتشر نشده بود. تصمیم ساختن آن واکنشی مستقیم به خرابکاری سالن بالایزمینی نطنز بود. تا پیش از آن بیانیه، این مکان بخشی از برنامهٔ هستهیی شناخته نمیشد. فقط پس از اعلام رسمی بود که مؤسسات تخصصی غربی با استفاده از تصویرهای ماهوارهیی شروع به رصد فعالیتهای ساختوساز در این منطقه کردند.

فعالیتهای ساختوساز در کوه کُلنگ از پاییز ۲۰۲۰ (اواخر سال ۱۳۹۹) آغاز شد. تصویرهای ماهوارهیی نشان میدهد که حفاری تونلها، ایجاد ورودیها، و آمادهسازی محوطههای پشتیبانی از همان دوره شروع شده و طی سالهای بعد بهطور مستمر ادامه یافته است. این تأسیسات هنوز بهطور کامل عملیاتی نشده و همچنان در مرحلهٔ ساختوساز و تجهیز است.
پس از جنگ ۱۲روزهٔ ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد و تیر ۱۴۰۵) و عملیات مشترک بعدی اسرائیل و آمریکا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ (دی و بهمن ۱۴۰۵) که بسیاری از تأسیسات هستهیی ایران از جمله بخشهایی از نطنز و فردو آسیب دید، کوه کلنگ از معدود مجموعههای مهم مرتبط با برنامهٔ هستهیی بود که هدف حملهٔ مستقیم قرار نگرفت. عمق زیاد آن در دل سنگ گرانیت و موقعیت محافظتشدهاش باعث شد تا کنون از حملههای هوایی در امان بماند.
به همین دلیل، این مجموعه اکنون یکی از معدود تأسیسات باقیمانده و بالقوهٔ کلیدی برای بازسازی ظرفیت تولید سانتریفیوژ در برنامهٔ هستهیی ایران شناخته میشود. تحلیلگران غربی معتقدند که در صورت ادامهٔ ساختوساز، این تأسیسات میتواند نقش مهمی در هرگونه تلاش آیندهٔ جمهوری اسلامی برای احیای برنامهٔ هستهیی داشته باشد، هرچند هنوز مشخص نیست که آیا فعالیت هستهیی واقعی در داخل آن آغاز شده است یا خیر.

آیا حمله به این تأسیسات امکان پذیر است؟
امکان هدف قرار دادن کوه کلنگ برای آمریکا بر روی کاغذ بهعلت عمق زیاد این تأسیسات (حدود ۱۰۰ متر یا بیشتر در دل سنگ گرانیت) بسیار پیچیده است. کارشناسان نظامی معتقدند که حتی قویترین سلاحهای متعارف آمریکا نیز ممکن است نتوانند سالنهای اصلی زیرزمینی را بهطور کامل نابود کنند. با این حال، گزینههای متعددی برای زدن آسیب جدّی به این مجموعه یا مختل کردن فعالیتهای احتمالی آن وجود دارد که از حملهٔ هوایی مستقیم تا عملیات ترکیبی را شامل میشود.
مهمترین گزینهٔ هوایی آمریکا استفاده از بمب سنگرشکن GBU-57A/B معروف به Massive Ordnance Penetrator (MOP) است. این بمب ۳۰هزار پوندی (حدود ۱۳,۶۰۰ کیلوگرم) برای نفوذ به هدفهای سخت و عمیق طراحی شده و تنها با بمبافکن راهبردی پنهانکار B-2 Spirit قابل حمل و پرتاب است. هر فروند بی-۲ (B-2) معمولاً میتواند دو عدد از این بمبها را حمل کند. برآوردها نشان میدهد که GBU-57 میتواند تا حدود ۶۰ متر در خاک یا حدود ۱۸ متر در بتن مسلح نفوذ کند، اما در سنگ گرانیت سخت عملکردش بهمراتب کمتر است و ممکن است برای عمق کوه کلنگ کافی نباشد.

آمریکا علاوه بر هدف قرار دادن مستقیم سالنها میتواند ورودیهای تونل، شفتهای (تنورههای) تهویه، و خطوط برق سطحی را با بمبهای دقیق و نفوذگر مورد حمله قرار دهد. تصویرهای ماهوارهیی نشان میدهد که برخی ورودیهای غربی هنوز بازند و میتوانند نقطهضعف باشند. آسیب زدن به این نقاط میتواند دسترسی به داخل مجموعه را مسدود کند، تهویه را مختل سازد، و فعالیتهای احتمالی را برای مدتی طولانی متوقف کند، حتی اگر سالنهای اصلی آسیب مستقیم نبینند.
گزینهٔ دیگر آمریکا عملیات زمینی یا خرابکاری نیروهای ویژه است. بسیاری از تحلیلگران، از جمله کارشناسان مؤسسهٔ علوم و امنیت بینالمللی، معتقدند که بهعلت عمق زیاد این تأسیسات، حملهٔ نیروهای زمینی یا عملیات خرابکاری مناسبتر از حملهٔ هوایی صِرف است. چنین عملیاتی میتواند شامل نفوذ از طریق ورودیهای تونل، کارگذاری مواد منفجره در نقاط کلیدی، یا ترکیبی از این روشها باشد.
در نهایت، محتملترین سناریو ترکیبی از حملههای هوایی با GBU-57 و بمبهای دیگر، هدف قرار دادن زیرساختهای سطحی، و احتمالاً عملیات سایبری یا الکترونیکی است. قطع برق، اختلال در سیستمهای کنترل، و همزمان بستن ورودیها میتواند کارایی مجموعه را بسیار کاهش دهد. با وجود تهدیدهای اخیر، کارشناسان تأکید دارند که نابودی کامل و قطعی این تأسیسات با سلاحهای فعلی بسیار دشوار است و موفقیت هر حملهای به دقت اطلاعات و ترکیب روشها بستگی دارد.

جمعبندی
کوه کلنگ یکی از عمیقترین و محافظتشدهترین تأسیسات مرتبط با برنامهٔ هستهیی جمهوری اسلامی ایران است. پس از آسیبهای گستردهای که به دیگر مراکز هستهیی در جنگهای اخیر زده شده است، تأسیساتی که در این منطقه قرار دارد اهمیت استراتژیک ویژهای پیدا کرده است.
این مجموعه، که ساختن آن از پاییز ۲۰۲۰ و در واکنش به تخریب سالن مونتاژ سانتریفیوژهای نطنز آغاز شد، هنوز بهطور کامل عملیاتی نشده، اما بهعلت قرار گرفتن در دل سنگ گرانیت و عمق زیاد از معدود تأسیسات باقیماندهای است که میتواند در آینده نقشی کلیدی در بازسازی ظرفیت تولید سانتریفیوژهای غنیسازی ایفا کند.
از نظر نظامی، هدف قرار دادن این تأسیسات برای آمریکا بسیار پیچیده و پُرچالش خواهد بود. حتی قدرتمندترین سلاح متعارف موجود، یعنی بمب GBU-57 که تنها با بمبافکن پنهانکار بی-۲ (B-2) قابل پرتاب است، بهعلت محدودیت نفوذ در سنگ گرانیت سخت تضمینی برای نابود کردن کامل سالنهای زیرزمینی ندارد. گزینههای جایگزین، مانند هدف قرار دادن ورودیها، شفتهای (تنورههای) تهویه، خطوط برق، یا عملیات زمینی و خرابکاری، اگرچه میتوانند اختلال جدّی ایجاد کنند، اما نابودی قطعی و کامل مجموعه را دشوار میسازند.
در مجموع، کوه کلنگ امروز هم یک دارایی بالقوه مهم برای برنامهٔ هستهیی ایران و هم هدفی سخت و پُرهزینه برای طرف مقابل شناخته میشود. موقعیت جغرافیایی ویژهٔ این تأسیسات، عمق زیاد آن، و مقاومت ساختاری آن باعث شده برخی کارشناسان که دربارهٔ حملهٔ احتمالی به آن اظهارنظر کردهاند چنین حملهای را نیازمند ترکیبی از روشهای هوایی، زمینی، و اطلاعاتی بدانند.
از وبگاه فکتنامه
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان