سیاستها و هدفهای دو طرف این جنگ هیچ نسبت مثبتی با زندگی زحمتکشان میهن ما ندارد. در چنین وضعیتی شعار توقف فوری جنگ باید شعار اصلی کارگران و زحمتکشان میهنمان باشد.
اعلامیه هیات سیاسی فرقه دمکرات آذربایجان
به مناسبت اول ماه مه، ۱۱ اردیبهشت، روز جهانی کارگر
امسال در شرایطی به روز جهانی کارگر میرسیم که پس از جنگ چهل روزه، شرایط ناپایدارِ و عصب سوز «نه جنگ نه صلح» بر کشورمان سایه انداخته است. طی یکسال گذشته، زحمتکشان کشورمان علاوه بر تحمل ظلم و ستم و گرانی و تورم، و تحمل نتایج انواع بحرانهای اجتماعی و اقتصادی و زیستمحیطیِ زندگی تحت حکمرانی رژیم جنایتکار ولایت فقیه که حامیِ منافع کلان سرمایهداری است، به تحمل مصائب خانمان برانداز و خونین دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و کشتار بیسابقه معترضین به سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی در دیماه نیز محکوم شدند.
طی این جنگها و کشتار دیماه، دهها هزار نفر از هم میهنانمان، از زنان و مردان تا جوانان و کودکان کشته و مجروح شدند، دههاهزار نفر اسیر و سپس دهها نفر توسط دژخیمان رژیم اعدام گردیدند. بسیاری از مردم خانهخراب شدند، بسیاری محل کسب و کار خود را از دست دادند.
ضمن تسلیت گویی و اعلام همدردی با خانوادههای داغدار و آسیب دیده و بیخانمان، به مادران و پدرانی که اطفال و جوانانشان هلاک گشتهاند، به کودکانی که یتیم و بیسرپرست ماندهاند، روز همبستگی مبارزاتی کارگران جهان را گرامی میداریم.
۱۳۷ سال قبل، در سال ۱۸۸۹، در کنگره انترناسیونال دوم و جنبش کارگری انقلابی که در پاریس برگزار گردید، تصمیم گرفته شد که روز اول ماه مه به احترام کارگران کشته شدهٔ شهر شیگاگو در سال ۱۸۸۶، به عنوان روز همبستگی مبارزاتی کارگران سراسر جهان اعلام شود. روز اول ماه مه، کارگران شیکاگو برای برقراری هشت ساعت کار و افزایش دستمزدها، کارها را متوقف کرده و تظاهرات تودهای بزرگی برگزار کردند که مورد هجوم مسلحانه پلیس حکومت سرمایهداری قرار گرفت و تعداد زیادی از کارگران کشته شدند. سرکوبی مسلحانه کارگران شیکاگو باعث شد که سندیکاها و جنبشهای کارگری در آمریکا و کشورهای سرمایهداری پیشرفته، بیش از پیش گسترش و رشد یابند.
امروزه، اول ماه مه روز نمایش همبستگی مبارزاتی کارگران و زحمتکشان تمامی جهان است. در این روز میلیونها کارگر و زحمتکش جهان علیه ظلم و بیعدالتی متحدانه به خیابانها میآیند. در این روز، میلیونها نفر با نمایش همبستگی رزمی خود به نظام سرمایهداری، به استعمار، به استثمار، به جنگافروزی و نظامیگری « نه ! » میگویند.
روز اول ماه مه ، آنطور که فریبکاران و مزدوران نظام سرمایهداری وانمود میکنند، به اصطلاح روز «همبستگی» استثمارگر و استثمار شونده نیست. این روز، همیشه روز همبستگی و مبارزه برای ایجاد تغییرات ریشهای در نظم سرمایهداری موجود جهانی بوده و خواهد بود.
ولادیمیر ایلیچ لنین در بیانیه خود به مناسبت اول ماه مه در سال ۱۹۰۳، ویژگی دقیق این تضاد را آشکار میکند. او مینویسد:«در یک طرف مشتی ثروتمند مفتخور و تنبل قرار دارند. آنها کارخانهها، کارگاهها، ماشینآلات و تمامی ابزار تولید را در دست خود گرفتهاند، آنها ملیونها هکتار زمین و کوهها پول را به مالکیت خصوصی خود درآوردهاند و… و در طرف دیگر، میلیونها محروم و مستضعف وجود دارند. آنها باید از ثروتمندان خواهش کنند که اجازه دهند برای آنها کار کنند. آنها بوسیله کار خود سازنده تمامی ثروت اجتماعی هستند. اما خود برای تکه نانی تلاش میکنند. انرژی و سلامتی خود را در کارهای طاقتفرسا از دست میدهند، در خرابهها و زیرزمینهای شهرهای بزرگ با گرسنگی زندگی میکنند».
در آوریل ۱۹۱۲، در بیانیهای زیز عنوان «فرخنده باد اول ماه مه»، ژوزف استالین نوشت:«هر طبقه اجتماعی (تحت پوشش نامهای گوناگون) روز دلپسند خود را دارد. اشراف روز خود را جشن میگیرند و در آن «حق» چاپیدن و غارت دهقانان را اعلام میکنند. بورژوازی نیز روز خود را دارد که در آن «حق» استثمار کارگران را «توجیه» میکند. کشیشها و روحانیون هم جشنهایی دارند که در آنها نظم موجود را میستایند، نظمی که در آن زحمتکشان در فقر میمیرند و تنبلها در تجمل غرق میشوند. کارگران هم باید روز خودشان را داشته باشند که در آن، کار برای همه، آزادی برای همه و برابری برای همه انسانهای جهان را اعلام کنند. این روز، روز اول ماه مه است».
در ایران، در سال ۱۳۰۰ ، برای نخستین بار به دعوت اولین حزب کمونیست ایران و فعالین جنبش نوپای کارگری، مراسم روز جهانی کارگر برگزار گردید. از آن زمان، کارگران و زحمتکشان ایران و تشکلهای صنفی و سیاسی طبقه کارگر مراسم روز جهانی کارگر را با طرح شعارها و مطالبات و نیازمندیهای طبقه کارگر در جهت تشکل یابی و دستیابی به عدالت اجتماعی گرامی داشتهاند. البته که در اکثر این سالها، جنبش کارگری میهنمان با سرکوبی شدید و گاه خونین دیکتاتوریهای رضاشاه و محمدرضا پهلوی و حکومت جمهوری اسلامی در جدال بوده است.
امسال ما در شرایطی به استقبال اول ماه مه میرویم که ساکنین کشورمان ایران در نتیجه سیاستهای ضدمردمی رژیم جمهوری اسلامی و نتایج جنگ ۴۰ روزه، هرچه بیشتر در گرداب بحرانهای همه جانبه گرفتار شدهاند. کارگران و زحمتکشان کشورمان طی سال گذشته از دو طرف در میان دو سیستم سرمایهداری متجاوز جنگطلب خارجی و حکومت سرکوبگر داخلی و به اصطلاح سرمایهداری«خودی» گرفتار شدهاند. در حالی که پس از قتلعام بیسابقه هزاران معترض در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، جامعه بیش از پیش آبستن آغاز مجدد حرکتهای اعتراضی مردم زحمتکش میهنمان بود، ناگهان جنایتکاران امپریالیسم آمریکا و اسرائیل به کمک جنایتکاران رژیم ولایت فقیه آمدند و با تجاوز نظامی آنها، جنبش اعتراضی مسالمت آمیز زحمتکشان موقتا از حرکت گسترده خود بازماند.
تجاوز امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل به ایران و جنگ ۴۰ روزه، ویرانیهای گستردهای در کارخانهها و صنایع تولیدی کشور ایجاد کرد. ویرانی واحدهای تولیدی بزرگ و مهم کشورمان نظیر فولاد مبارکه و فولاد اصفهان و صنایع پارس جنوبی قطعا موج بیکاری گستردهای ایجاد خواهد کرد. منابع خبری رسمی دولت هزینه بازسازی خرابیهای جنگ را تاکنون بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار ارزیابی و مرکزهای صنعتی آسیب دیده را ۲۶۸۰ واحد اعلام کردند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از بیکاری مستقیم یکمیلیون کارگر در نتیجه جنگ و تأثیر غیرمستقیم این وضع بر دومیلیون نفر دیگر سخن گفت. بدین ترتیب، با توجه به تجربه جمهوری اسلامی در بازسازی ویرانیهای جنگ ایران و عراق، بازسازی و رفع خسارتهای جنگ ۴۰ روزه چندین و چند سال ادامه خواهد داشت. اقتصاد بیمار و بحرانی کشورمان با خطرات جدی افزایش شدید بیکاری، رشد تورم، محرومیت گسترده طبقۀ کارگر و زحمتکشان و رانده شدن میلیونها تن دیگر از هممیهنانمان به زیر خط فقر مواجه است.
تهاجمی که از سوی جنگ طلبان امپریالیسم آمریکا و اسرائیل صهیونیستی بر مردم ما تحمیل شد، یکی از نتایج بحرانهای ساختاری نظام سرمایهداری جهانی است که برای تصرف و تسلط بر منابع طبیعی و مسیرها و مناطق استراتژیک و کسب سود بیشتر، به شکل پیوسته در مناطق گوناگون جهان از روشهای جنگافروزانه استفاده میکنند. طی همین جنگ ۴۰ روزه، به قیمت کشتار هزاران کودک و زن و مرد ایرانی و ویرانیهای بزرگ منازل و کارخانهها و محیط زیست ایران، انحصارات عظیم اسلحهسازی آمریکا و امپراطوریهای انحصاری نفت و گاز آمریکا و اروپا صدها میلیارد دلار درآمد کسب کردند.
متاسفانه رژیم جمهوری اسلامی نیز از همان بدو تاسیس ، برای صدور قرائت مورد نظر خود از شیعهگری، بهترین بهانه را به دولتهای ارتجاعی و دیکتاتوری منطقه نظیر صدام حسین و اسرائیل، و نیز در سطح جهانی به امپریالیسم متجاوز آمریکا و شرکای اروپائی آنها برای دخالت در امور داخلی کشورمان را داده است. این سیاست ماجراجویانه و نامسئولانه رژیم ولایت فقیه، از یک طرف به امپریالیسم آمریکا و نوکر منطقهای او اسرائیل امکان داده تا اهداف توسعهطلبانه خود را در منطقه و در تجاوز به میهنمان پنهان کنند، و از طرف دیگر با آفرینش و تجهیز نیروهای ارتجاعی در منطقه نظیر حشد شعبی و حزبالله، نیروهای راستین مترقی و ضدامپریالیستی در کشورهای همسایه را تضعیف و منزوی میکند.
سیاستها و هدفهای دو طرف این جنگ هیچ نسبت مثبتی با زندگی زحمتکشان میهن ما ندارد. در چنین وضعیتی شعار توقف فوری جنگ باید شعار اصلی کارگران و زحمتکشان میهنمان باشد. توقف جنگ هم باعث توقف کشتار و ویرانی میشود، و هم امکان اوجگیری جنبش اعتراضی کارگران و زحمتکشان و زنان میهنمان را علیه سیاستهای اجتماعی و اقتصادی ضد مردمی حکومت جمهوری اسلامی بیشتر میکند.
در چنین شرایط حساسی، ضروریترین کار، انسجام و اتحاد عمل نیروهای مترقی و دمکراتیک کشورمان در کنار جنبشهای اعتراضی کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان در راستای ایجاد جبههای فراگیر علیه تجاوز امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، علیه رژیم دیکتاتوری حاکم بر کشورمان، برای گذار به حکومت ملی و دمکراتیک در کشورمان ایران و استقرار صلح و آزادی و عدالت اجتماعی است.
ما علیه ستم و تبعیض، علیه غارت منابع طبیعی کشور، علیه دیکتاتوری و علیه ستم ملی هستیم. ما قاطعانه به ضرورت گذار از رژیم جنایت پیشه ولایت فقیه و برقراری نظامی ملی و دمکراتیک که بیانگر منافع اکثریت مطلق تودههای زحمتکش خلقهای ساکن کشورمان باشد، اعتقاد داریم. آینده سعادتمند کشورمان را فقط و فقط میتوان بر مبنای حکومت دمکراتیک خلقهای کشورمان و پیشرفت صلحآمیز و ترقی اجتماعی برپاکرد.
فرخنده باد اول ماه مه، ۱۱ اردیبهشت، روز همبستگی رزمجویانه کارگران جهان
گرامی باد خاطره جان باختگان جنبش کارگری ایران و جهان
هیات سیاسی فرقه دمکرات آذربایجان
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان