تجربه سال ۱۹۱۷(پس از انقلاب اکتبر) نشان میدهد که چگونه کمیتههای کارخانهها به حفظ تولید در شرایط بحرانی کمک میکنند. کنترل کارگری از پائین و بر اساس اصول دمکراتیک شکل گرفت و از طریق شوراها با مقررات عمومی دولت مرتبط شد.
نوشته آ. کووالیف – دکترای علوم اقتصاد
امروز طبقه کارگر در مقابل ضرورت گذار به مرحله نوین مبارزه قرار دارد. مبارزه سیاسی – اقتصادی به منظور تاثیرگذاری بر اداره مؤسسهها از طریق مکانیسمهای کنترل کارگری. این مرحله همچون حلقه ارتباطی مابین دفاع از منافع اقتصادی(دستمزدها و شرایط کار) و مشارکت در شکلدهی سیاست اجتماعی – اقتصادی کشور عمل میکند.
درسهای تاریخ، قدرت کنترل کارگری را نشان میدهد. تجربه سال ۱۹۱۷(پس از انقلاب اکتبر) نشان میدهد که چگونه کمیتههای کارخانهها به حفظ تولید در شرایط بحرانی کمک میکنند. کنترل کارگری از پائین و بر اساس اصول دمکراتیک شکل گرفت و از طریق شوراها با مقررات عمومی دولت مرتبط شد. در آن دوران، مدلی شکل گرفت که مشارکت کارکنان در مدیریت، با برنامه ریزی عمومی دولتی تلفیق گردید.
تجربه جهان معاصر اهمیت این ایده را تایید میکند. در ایالات متحده ده درصد از مؤسسهها تحت برنامه «ئی.اس.اُو.پ» متعلق به کارکنان هستند. ولی در واقع، تنها یک صدم درصد(!) از آنها توسط کارکنان مدیریت میشوند. در روسیه قانون سال ۱۹۹۸ در مورد مؤسسههای مردمی، دویست پروژه را راهاندازی کرد. ولی بسیاری از آنها بدلیل مشکلهای مختلف اقتصادی و سازمانی نتوانستند جایگاهی در بازار پیدا کنند.
طبقه کارگر تنها نیست. متحدان طبیعی دارد. کارگران روستایی با ماهیت دوگانه خود(کارمزدی و مالکیت زمین) خواستار آموزش و حمایت از شکلهای جمعی مدیریت هستند. روشنفکران شاغل، علیرغم ویژگیهای خاص خود نظیر کارِخلاقانه، تحرک و چشمانداز شغلی، جزو بخشهایی هستند که اهمیت حمایت از کارگران را به رسمیت میشناسند. این موضوع در ایجاد مدارسی برای مطالعه عمیق برنامه درسی کلاسیک و در طرحهای توسعه علوم ملی تجلی مییابد.
اعضای رده پائین و رده متوسط نیروهای انتظامی که با حجم کار زیاد و حقوق ناکافی مواجه هستند، میتوانند از ابتکارهایی برای بهبود مزایای اجتماعی حمایت کنند. سربازانی که خدمتشان به پایان رسیده، پس از بازگشت به زندگی غیرنظامی، اغلب در مورد نیاز به تغییرهای مثبت در جامعه فکر میکنند و این میتواند مبنایی برای مشارکت آنها در فعالیتهای اجتماعی-سیاسی باشد.
دستیابی به نتایج قابل توجه مستلزم ائتلاف گسترده نیروهای مترقی، بر اساس اصول عدالت اجتماعی و در نظرگرفتن منافع کارگران است. این موضوع نیازمند سازماندهی محلی است: تشکیل شوراهای کارگری در مؤسسهها و کارخانهها، ایجاد انجمنهای صنفی منطقهای از شهر تا تمام کشور، و توسعه ابتکارهای داوطلبانه برای تضمین ایمنی و آموزش اصول اولیه دفاع مدنی به همه مردم.
یک موضوع مهم، اتحاد سازمانهای گوناگون است: اتحادیههای کارگری، انجمنهای کارگران کشاورزی، جوامع حرفهای… و ایجاد یک جنبش سراسری روسی «برای نجات و توسعه تولید داخلی». باید از ابتکارهایی با هدف بهبود کیفیت آموزشی، تحکیم جایگاه مؤسسههای علمی و تأمین دسترسی به مراقبتهای پزشکی نیز حمایت گردد.
در این راستا، همکاریهای بینالمللی نقش مهمی ایفا میکنند. توسعه همکاری و تبادل تجربه با انجمنهای عمومی جمهوریهای سابق شوروی، از جمله کازاخستان، کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای ساحلی دریای بالتیک. هماهنگی تلاشها برای مواجه شدن با چالشهای اجتماعی – اقتصادی مشابه ضروری است. اتحاد کمونیستهای لنینیست به عنوان بستری برای گفتگو و ابتکارهای مشترک، میتواند در این فرایند نقش مهمی ایفا کند.
آموزش ایدئولوژیک نیز اهمیت اساسی دارد. انتشارهای آموزشی در مورد تاریخ و اقتصاد، سازماندهی دورههای آموزشی، ترویج ایدههای عدالت اجتماعی، حمایت از تفکر انتقادی در مورد فرایندهای جاری در اقتصاد و جامعه.
همکاری در فضای پس از فروپاشی شوروی، تبادل بهترین شیوهها و تجربهها و حمایت متقابل، مقابله با چالشهای مشترک را تسهیل میکند. روسیه امروز میتواند به عنوان بستری برای بحث در مورد توسعه پایدار، حفاظت از حقوق اجتماعی و یافتن راههایی برای غلبه بر چالشهای اقتصادی عمل کند. همانطور که در طول تاریخ با اجرای طرحهای اجتماعی بزرگ چنین بوده، تجربه موفق در این زمینه نیز میتواند الهامبخش جنبشهای اجتماعی در سایر کشورها باشد.
با تلفیق تلاشها، ما شرایط را برای رشد اقتصادی پایدار، افزایش امنیت اجتماعی و همکاری بینالمللی گستردهتر بر اساس احترام متقابل و در نظر گرفتن منافع همه طرفها ایجاد خواهیم کرد.
گامهای عملی شامل تشکیل گروههای ابتکارهای کارگری در مؤسسهها، ایجاد شوراهای کارگری و تسهیل تعامل آنها و برپایی مؤلفههای نظارت عمومی بر تولید است. در جامعه نیز آموزش شهروندان در رابطه با مسائل اقتصادی و حقوقی، متحد ساختن مردم پیرامون هدفهای سازنده و توسعه شبکهای از کمکهای متقابل ضروری است.
در سطح بینالمللی، تقویت روابط با سازمانهای عمومی در سایر کشورها، به اشتراک گذاشتن تجربهها در رسیدگی به مسائل اجتماعی- اقتصادی و ارائه پشتیبانی در جریان بحرانها مهم است.
با همکاری یکدیگر، میتوانیم جامعهای بسازیم که منافع همه اعضای خود را در نظر بگیرد، فرصتهای برابر را تضمین کند و شرایطی را برای یک زندگی شرافتمندانه ایجاد کند. زمان اقدام همین الان است! آینده به ما بستگی دارد.
سالنامه «مسکو – شهر آفتاب» میتواند و باید به بستری مهم برای بحث سازنده در مورد همه این مسائل تبدیل شود. با تکیه بر سنتهای روشنگری و دستیابی به جامعهای عادلانه و منصفانه، این سالنامه فرصتی را فراهم میکند برای گفتگوی آزاد در مورد مسیرهای توسعه اجتماعی، تبادل ایدهها و یافتن زمینههای مشترک بین گروههای مختلف اجتماعی.
ترجمه ر.ح.بازیار
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان