جنگ – شیوه ادامه موجودیت بورژوازی!

هر روز بیش از پیش صداهایی از سوی نمایندگان محافل مختلف بورژوازی به گوش می‌رسد که نسبت به تشدید رقابت‌های میان کشورهای امپریالیستی ابراز نگرانی کرده و درباره لغزش برگشت‌ناپذیر جهان به سوی یک رویارویی تمام‌عیار هشدار می‌دهند….

مدیر عامل صندوق بین المللی پول «کریستالینا گورگیوا» در اشاره به بحران‌هایی که طی ۱۵ سال گذشته یکی پس از دیگری جهان را در بر گرفته است، اظهار داشت: “ما هنوز به طور کامل درک نکرده ایم که از این پس جهان همین گونه خواهد بود”.
رئیس بانک مرکزی اروپا در همین راستا از “دوران مملو از بحران‌های پی در پی، از پاندمی و جنگ زمینی در قاره اروپا گرفته تا بحران انرژی و افزایش شدید تعرفه‌های گمرکی”  سخن گفت.
در ماه مه گذشته، رئیس کمیته نظامی ناتو اعلام کرد:”ما هم‌اکنون در میانه طوفان قرار داریم” و هشدار داد: “کشورهای عضو ناتو دیگر نمی‌توانند دوران ثبات و صلح را امری بدیهی بدانند”.
مدیرکل سازمان تجارت جهانی نیز تأکید کرد که: “جهان به دلیل انباشت بحران‌های همزمان، به سوی رکود جهانی پیش می‌رود”.
همسو با این اظهارات صریح، مدیر عامل جی پی مورگان نیز اخیراً اظهار داشت که : “جنگ جهانی سوم عملاً آغاز شده است. درگیری زمینی هم‌اکنون جریان دارد و مجموعه‌ای از کشورها آن را هماهنگ می‌کنند”. او همچنین هشدار داد: “نباید ساده لوح بود… نباید امیدوار بود که همه چیز خود به خود حل شود”.
همۀ این اظهارات، با نهایت ریاکاری، مرحله تازه‌ای را توصیف می‌کنند که در آن رقابت میان مراکز امپریالیستی به اوج رسیده و توافق‌های پیشین دیگر توان حفظ مصالحه‌های شکننده را ندارند؛  اکنون این سلاح‌ها هستند که بیشتر سخن می‌گویند.
برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، نبرد بر سر برتری در نظام جهانی امپریالیستی میان ایالات متحده و چین در جریان است؛ نبردی که در آن اردوگاه یورو آتلانتیک با اردوگاه در حال شکل گیری اوراسیا روبه رو شده است.
همان‌گونه که در قطعنامه سیاسی بیست و دومین کنگره حزب کمونیست یونان آمده است: “نبرد برای تصاحب رأس هرم امپریالیستی، نبردی بی‌رحمانه است که در گسترش دائمی رویارویی در بخش‌های راهبردی اقتصاد تجلی می‌یابد. این روند نتیجه تضعیف قدرت اقتصادی آمریکا و همزمان تقویت جایگاه چین است. در چنین شرایطی، جنگ به عاملی برای تداوم حیات سیستم بدل می‌شود”.
این تصویر کلی از تحولات و رقابت‌های جهانی، هیچ وجه مشترکی با فضای خوش‌بینی و جشن و سروری ندارد که رسانه‌ها و محافل بورژوازی، در پی توافق‌های شکننده، تبلیغ میکنند.
آمریکا و ایران تبلیغ می‌کنند: “صلح در حال بازگشت است، وضعیت سوخت به حالت عادی باز خواهد گشت ، از بدترین سناریو جلوگیری شد” و… این‌ها بخشی از تبلیغاتی است که پس از ناکامی آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی‌ خود، با وجود حملات گسترده ای که همراه با اسرائیل و متحدان یورو آتلانتیکی انجام داد، منتشر می‌شود.
درگیری خاورمیانه را همچون یک “انحراف”  یا “سوءتفاهم” موقتی جلوه می‌دهند که گویا اکنون با توافق بر پایه اصل برد – برد پایان یافته و جهان می‌تواند بدون نگرانی از تشدید دوباره تنش‌ها به آینده بنگرد.
این توافق شکننده در خاورمیانه، اگر هم محقق شود، نه تنها بطور کلّی تشدید رقابت‌ها و درگیری‌ها را متوقف نخواهد کرد، بلکه برعکس، آن‌ها را تشدید خواهد کرد. جنگ، “وضعیت عادیِ” جدیدِ سیستم امپریالیستی است؛ سیستمی که در آن، رویارویی‌هایِ نظامی همزمان با معاملات پشت پرده، توافق‌های موقتی، جابجایی آرایش نیروها، فروپاشی برخی ائتلاف‌ها و شکل گیری ائتلاف‌های جدید پیش می‌رود.
تمامی این روندها به طور مداوم بر شدت تضادها می‌افزایند و کشورهای بیشتری را به گرداب خود می‌کشند.
این مصالحه‌های موقت، زمینه‌ساز دور تازه‌ای از تشدید درگیری‌ها هستند. همان گونه که در خاورمیانه شاهد آن بودیم: جایی که پس از جنگ(ژوئن) سال گذشته، توافقی حاصل شد که در فوریه سال جاری به تجاوز تازه آمریکا و اسرائیل علیه ایران انجامید.
این روند اجتناب ناپذیر در رکورد بی‌سابقهٔ تعداد درگیری‌های امپریالیستی در سال ۲۰۲۵ نیز بازتاب یافته است: ۶۵ درگیری مسلحانه در ۳۴ کشور؛ رقمی که از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون سابقه نداشته است.
از این رو، هیچ جایی برای آسودگی‌خاطر و خوش‌بینی وجود ندارد. عواملی که جنگ‌های امپریالیستی را پدید می‌آورند، نه‌تنها از میان نرفته‌اند بلکه پیوسته تشدید می‌شوند. کشاندن یونان به این درگیری‌ها برای تأمین منافع بورژوازی، در همین چارچوب قابل درک است.
امپریالیست‌ها می‌کوشند که مردم را به فرهنگ کابوس‌ها عادت دهند؛ در مقابل، مردم و جوانان باید با قاطعیت بیشتری ضدحمله‌های خود را سازمان دهند. در کنار حزب کمونیست یونان، باید در همه‌جا جنبشی را تقویت کرد که سیاست‌های سودجویی و جنگ را به چالش می‌کشد، مبارزه علیه نظام رو به زوال سرمایه داری را گسترش می‌دهد و ضرورت سرنگونی آن را اجتناب ناپذیر می‌سازد.

ترجمه ر.ح.بازیار

برگرفته از ارگان کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان “ریزوپاستیس”  (РИЗОСПАСТИС / РИЗОСПАСTIC)