جنگ‌طلبی بس است؛ ایران را از لبه پرتگاه بازگردانید

جنگ یعنی ویرانی زندگی، سقوط امید، فرسایش اقتصاد، آوارگی خانواده‌ها و آینده‌ای که از نسل جوان دزدیده می‌شود… اگر این مسیر به ویرانی بیشتر بینجامد، چه کسی مسئول است؟ چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ و چه کسی می‌تواند عمر و جان از دست ‌رفته مردم را بازگرداند….

علیرضا کفایی

تا چه زمانی قرار است ملت ایران هزینه تصمیم‌هایی را بپردازد که نه در شکل‌گیری آنها نقشی داشته و نه در برابر پیامدهایشان پناهی دارد؟ تا کی باید سفره مردم کوچکتر، آینده جوانان تیره‌تر و اضطراب و ناامنی بر زندگی خانواده‌ها سایه بیندازد؟
مردم ایران گروگان هیچ سیاستی نیستند و کشور ملک شخصی هیچ جریان و نهادی نیست که هرگونه تصمیمی بخواهد درباره سرنوشت آن بگیرد.
جنگ یعنی ویرانی زندگی، سقوط امید، فرسایش اقتصاد، آوارگی خانواده‌ها و آینده‌ای که از نسل جوان دزدیده می‌شود… اگر این مسیر به ویرانی بیشتر بینجامد، چه کسی مسئول است؟ چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ و چه کسی می‌تواند عمر و جان از دست ‌رفته مردم را بازگرداند؟
با شعارهای آتشین نمی‌توان شکم گرسنه را سیر کرد، خانه ویران‌شده را ساخت یا آینده ازدست ‌رفته را بازگرداند….شعار مقاومت، اگر به سیاستی برای حفظ جان مردم و تأمین منافع ملی نینجامد، چگونه می‌تواند توجیه‌کننده تحمیل هزینه‌های بی‌پایان بر جامعه باشد؟
ماجراجویی نظامی، لجاجت سیاسی و بستن راه‌های دیپلماتیک، نشانه اقتدار نیست، اقتدار واقعی آن است که اجازه ندهید کشور به میدان تسویه ‌حساب قدرتها تبدیل شود؛ پیش از فروریختن خانه‌ها و فروپاشیدن زندگی‌ها، راهی برای جلوگیری از فاجعه پیدا کنید.
البته تجاوز و مداخله خارجی محکوم است و هیچ قدرتی حق ندارد سرنوشت ملت ایران را تعیین کند. اما محکوم کردن دشمن خارجی نباید به سپری برای پنهان کردن خطاهای داخلی تبدیل شود. نمی‌توان از استقلال کشور سخن گفت، اما درباره تصمیم‌هایی که امنیت، اقتصاد و آینده آن را به خطر می‌اندازد سکوت کرد….دفاع از ایران، دفاع از مردم ایران است؛ نه تقدیس تصمیم‌گیرندگان و نه مصون کردن قدرت از نقد و پاسخ‌گویی.
مذاکره خیانت نیست؛ ادامه جنگ بدون افق روشن، مسئولیت‌ گریزی است
چه کسی گفته است مذاکره تسلیم است؟ چه منطقی می‌گوید باید همه راه‌ها را آزمود، دیپلماسی میدان حفظ منافع ملی است، نه میدان نمایش غرور فردی و جناحی.
اگر مذاکره ممکن است از خسارت بیشتر جلوگیری کند، چرا باید آن را با برچسب ‌زنی و اتهام‌ زنی بی ‌اعتبار کرد؟ اگر توافقی می‌تواند با حفظ حقوق و منافع ایران به جنگ پایان دهد، چرا باید آن را پیشاپیش خیانت نامید؟ مگر مسئولیت سیاست‌مدار چیزی جز کاستن از رنج مردم و تأمین امنیت و آینده کشور است؟
تندروهای جنگ ‌طلب باید یک ‌بار برای همیشه از پاسخ‌ های کلیشه‌ای دست بردارند و روشن بگویند، برنامه عملی شما برای پایان جنگ چیست؟ هزینه این مسیر چقدر است؟ چه تضمینی برای جلوگیری از تکرار بحران وجود دارد؟ و اگر محاسباتتان اشتباه از آب درآمد، چه کسی باید پاسخ‌گو باشد؟
کشور را نمی‌توان با شعار اداره کرد و ملت را نمی‌توان تا ابد به پرداخت هزینه خطاهای سیاسی وادار ساخت.
همبستگی ملی با دستور شکل نمی‌گیرد، نمی‌توان مردم را هنگام خطر به میدان فراخواند، اما هنگام تصمیم‌گیری آنان را نادیده گرفت. نمی‌توان از مردم انتظار فداکاری داشت، اما حق پرسشگری، اعتراض و مشارکت مؤثر را از آنان دریغ کرد.
اگر حکومت خواهان وحدت ملی است، باید به مردم اعتماد کند؛ فضای سیاسی را بگشاید، حقوق شهروندی را به رسمیت بشناسد، زندانیان سیاسی را از یاد نبرد و امکان نقد آزادانه سیاست‌های کشور را فراهم کند…. جامعه‌ای که صدایش شنیده نشود با تبلیغات رسمی به همبستگی پایدار نمی‌رسد.
ملت، ابزار بقای قدرت نیست؛ قدرت باید ابزار تأمین آزادی، امنیت و رفاه ملت باشد.
چرخه تصمیم‌های پرهزینه، انحصارطلبی و بی ‌پاسخ‌ گذاشتن مطالبات مردم را متوقف کنید…. ایران برای عبور از بحران به عقلانیت، شفافیت، دیپلماسی فعال و اصلاحات ساختاری نیاز دارد؛ نه به تشدید تنش و نه به خاموش کردن صدای منتقدان.

فرصت و توان مردم نامحدود نیست. صبر جامعه را با رضایت اشتباه نگیرید و سکوت مردم را تأیید سیاست‌های خود تلقی نکنید، مردم حق دارند بپرسند چرا باید زندگی‌شان زیر سایه جنگ و ناامنی بگذرد و چرا راه‌حل‌های دیپلماتیک، به‌جای آنکه جدی گرفته شوند، گاه به میدان اتهام ‌زنی تبدیل می‌شوند.

بس است! با جان و نان مردم قمار نکنید… جنگ را به میدان اثبات غرور سیاسی تبدیل نکنید… راه دیپلماسی را باز کنید، به رنج مردم پایان دهید و در برابر ملت پاسخگو باشید.

ایران به جنگ بی‌پایان نیاز ندارد؛ به صلحی عزتمندانه، حکمرانی پاس‌گو و بازگشت اعتماد مردم نیاز دارد…. هیچ افتخاری بالاتر از حفظ جان انسان ها و هیچ مصلحتی برتر از نجات ایران و آینده فرزندان این سرزمین نیست.

منبع: کانال تلگرام نگارنده