هممیهنان گرامی!
با فرا رسیدن مرداد و شهریور ۱۴۰۵ سی و هشت سال از کشتار گستردهٔ هزاران زندانی سیاسی مبارز راه آزادی در سیاهچالهای جمهوری اسلامی میگذرد. حزب تودهٔ ایران آن کشتار را بهدرستی فاجعهٔ ملی خوانده است. در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۶۰، رژیم ولایت فقیه به رهبری خمینی با ادامه دادن به جنگ با عراق پس از بیرون راندن متجاوز از خاک ایران، و با پافشاری بر سیاست فاجعهبار «جنگ، جنگ، تا پیروزی»، ایران را در شرایطی بسیار دشوار از لحاظ اقتصادی و اجتماعی قرار داده بود. شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهٔ ۵۹۸ را برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ صادر کرده بود، اما رژیم ولایی تا یک سال پس از آن هم به جنگ ادامه داد. سرانجام در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ خمینی به گفتهٔ خودش «جام زهر» صلح را نوشید و جنگ هشتساله با عراق پایان یافت….
در چنین شرایطی بود که رژیم ولایی ایران با چراغ سبز رهبرش خمینی، و برای سرپوش گذاشتن بر سیاست شکستخوردهٔ «جنگ، جنگ، پیروزی» و پیامدهای فاجعهبار آن برای کشور و ملت، و نیز در تلاش برای زهر چشم گرفتن از مردمی که صدای نارضایتیشان بلند میشد، و برای تثبیت حکومت انحصارطلبانه و ضدّمردمیاش، کشتار زندانیان سیاسی را در دستور کار قرار داد. چنین بود که «هیئت مرگ» متشکل از جنایتکارانی همچون ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان تهران)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت تهران)، حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، و مصطفی پورمحمدی (نمایندهٔ وقت وزارت اطلاعات)، برای اجرای این کشتار شکل گرفت. آمران و عاملان مرگ به زندانهای کشور یورش بردند و هزاران زندانی سیاسی مبارز، عدالتخواه، و شیفتهٔ آزادی از حزبها و سازمانهای گوناگون را، که بسیاریشان در حال گذراندن حکم زندانشان بودند، در دادگاههای چنددقیقهیی به اعدام محکوم و بیدرنگ قتلعام کردند. در آن تابستان خونین ۱۳۶۷ حزب تودهٔ ایران صدها تن از رهبران، کادرها، و اعضای برجستهاش، از جمله اسطورههای پایداری در زندانهای شاهنشاهی، دانشمندان، فیلسوفان، نویسندگان، مترجمان، هنرمندان، افسران میهندوست، سندیکالیستها، و نمایندگان کارگران را از دست داد.
در همهٔ سالهایی که از آن جنایت میگذرد، از بین چهرههایی که در برپایی و شکلگیری جمهوری اسلامی نقش داشتند و دارند تنها زندهیاد آیتالله منتظری بود که در برابر آن کشتار بیسابقه در تاریخ معاصر ایران به اعتراض برخاست. نوار صوتی گفتوگوی آیتالله منتظری در جلسهٔ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ در دیدار با هیئت مرگ اعزامی به زندانها گواه استقلال رأی آیتالله منتظری و اعتراض قاطعش به آن کشتار بیرحمانه است. آقای منتظری در صحبتهایش اعدامهای آن تابستان را بزرگترین جنایتی میداند که در جمهوری اسلامی از آغاز انقلاب تا آن زمان صورت گرفته است. او خطاب به حاضران در جلسه میگوید: «میخواهم پنجاه سال دیگر برای آقای خمینی قضاوت نکنند و بگویند آقای خمینی چهرهٔ خونریز، سفاک، و فتاک [گستاخ] بود؛ و به نظر من این بزرگترین جنایتی است که از آغاز انقلاب تا حالا در جمهوری اسلامی رخ داده است و در تاریخ ما را محکوم میکنند… و شما در آینده جزو جنایتکاران تاریخ ثبت خواهید شد.»
در مقابل این شهامت ایستادگی در برابر قدرت، امثال هاشمی رفسنجانی و علی خامنهای به توجیه آن جنایت هولناک پرداختند. علی خامنهای که در آن زمان رئیسجمهور بود بهدروغ ادعا کرد که پس از آنکه جمهوری اسلامی آتشبس را پذیرفت، در جریان حملهٔ مجاهدین خلق از مرز عراق به خاک ایران (در عملیات «فروغ جاویدان»)، زندانیان با آن حمله همراهی و همکاری کردهاند! خامنهای در دیداری با دانشجویان گفت: «مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم برای کسانی که مستحق اعداماند… این آدمی که توی زندان، از داخل زندان، با حرکات منافقین که حملهٔ مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی… ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نُقل و نبات ببرند؟ اگر ارتباطش با آن دستگاه مشخص شده، باید چهکارش کرد؟ او محکوم به اعدام است و اعدامش هم میکنیم. با این مسئله شوخی هم نمیکنیم.» (روزنامهٔ رسالت، ۱۶ آذر ۱۳۶۷)
سرکوب خونین و خشن و گستردهٔ مخالفان سیاسی و کشتار معترضان در خیابان ها بخشی جدانشدنی از سیاستهای جمهوری اسلامی برای ادامه دادن به حیاتش در دهههای اخیر بوده است. در سالهای اخیر، و این روزها پس از تجاوز امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار نتانیاهو به ایران، شاهد این سرکوب خونین بیوقفه و اعدامها بودهایم.
این روزها، بهعلت سیاستهای اجتماعی-اقتصادی-سیاسی فاجعهبار جمهوری اسلامی، دهها میلیون ایرانی و بهویژه زحمتکشان شهر و روستا برای تأمین معاش حداقل با دشواریهای روزافزونی روبهرویند. بر اساس آمار رسمی حکومت، بیش از ۴۰درصد مردم زیر خط فقری زندگی میکنند که خود رژیم تعریف کرده است. با وجود این، بخش اعظم مردم در جریان تجاوز آمریکا-اسرائیل به ایران- که به کشته شدن صدها تن از شهروندان و نیز شماری از فرماندهان سپاه و ارتش و سران حکومت و دانشمندان اتمی کشور منجر شد- از میهن مستقل در برابر متجاوز خارجی دفاع کردند. اما پاسخ رژیم و دستگاههای سرکوبگرش باز هم افزایش فشار به مردم و برپایی چوبههای دار برای اعدام کردن زنان و مردانی بوده است که بهحق به شرایط دشوار کار و زندگی اعتراض داشتهاند. با وجود ادعاهای سران حکومت در مورد ضرورت حفظ «وفاق و همدلی ملی»، فشارهای امنیتی و سرکوب ناراضیان و دگراندیشان همچنان ادامه دارد. به همین دلیل است که خوشبختانه کارگران، فرهنگیان، بازنشستگان، و دیگر گروههای اجتماعی معترض این روزها در کنار بیان دیگر خواستهای عمدهشان در حرکتهای اعتراضی صنفی، شعار «نه به اعدام» را نیز مطرح میکنند. امروزه حتی در زندانها هم زندانیان سیاسی-عقیدتی صدای اعتراضشان را علیه سرکوب و اعدام بلند کردهاند.
رژیم ولایت فقیه همچنان سعی دارد بر کشتار تابستان ۶۷ پرده بکشد. پس از گذشت بیش از سی و هشت سال از آن جنایت حکومتی، مأموران رژیم حتی اجازهٔ حضور خانوادههای داغدار بر سر گورهای جمعی عزیزانشان در گلستان خاوران در تهران را هم نمیدهد. بهعلاوه، رژیم در سالهای اخیر، در بسیاری از شهرهای کشور، با تلاشی سازمانیافته، از جمله با خراب کردن آرامستانهایی که قربانیان فاجعهٔ ملی ۶۷ در آنها دفن شدهاند یا با دیوار کشیدن به دور این گورستانها، میکوشد آثار آن جنایت هولناک را پاک کند. با وجود این، در سراسر سالهای خفقانبار دهه شصت پس از فاجعهٔ ملی، خانوادههای قربانیان در سراسر کشور و بهویژه مادران خاوران در تهران لحظهای برای حقطلبی و جلوگیری از زدودن آثار آن جنایت از پای ننشستهاند. خانوادههای جانباختگان آن فاجعه هنوز هم به حداقل خواستهای طبیعیشان نرسیدهاند و پرسشهایشان دربارهٔ چندوچون آن قتلعام بیرحمانه بیپاسخ مانده است. با همهٔ اینها، و هرچند بسیاری از اعضای این خانوادهها، بهویژه مادران، با داغهایی سنگین بر دل فوت کردهاند، پیوند خانوادهها با دادخواهان نسلهای بعدی برقرار است و پیگیری مطالبههای دادخواهانه علیه ظلم رژیم با قوت ادامه دارد.
هممیهنان گرامی!
جمهوری اسلامی در جریان کشتار ملی سال ۱۳۶۷ زندانیان سیاسی دلاور و آزادهای را اعدام کرد که خواهان آیندهٔ روشنی برای ایرانی رها از استبداد و برخوردار از آزادیها و عدالت اجتماعی بودند. نام و خاطرهٔ آنان از تاریخ مبارزات پرافتخار میهن ما زدودهشدنی نیست. حزب تودهٔ ایران، در کنار همهٔ نیروهای مترقی و آزادیخواه کشور، همواره برای افشای آن جنایت رژیم ولایی و روشن کردن همهٔ زوایای تاریک آن تلاشهای گستردهای از جمله در سطح جهان کرده است و به این تلاش ادامه میدهد. ما با خانوادههای این جانباختگان ابراز همدردی و همبستگی میکنیم و از مبارزهٔ حقطلبانهٔ آنان برای روشن شدن واقعیتها و تلاش برای برپایی کمیتهٔ حقیقت یاب پشتیبانی میکنیم، همانطور که در همهٔ این سالها کردهایم.
امروزه نیز در جمهوری اسلامی، از لحاظ سرکوب و اعدام و تحمل نکردن دگراندیشان، متأسفانه در همچنان بر همان پاشنه میچرخد. در حالی که بسیاری از اصلاحطلبان حکومتی و معدودی از نیروهای سیاسی کشور پس از تجاوز نظامی جنایتکارانهٔ اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران سخن از امکان تغییر سیاستهای حکومت، «آشتی با مردم» و «رفورم» میگویند، میبینیم که جنایتکاری همچون حسین طائب به فرماندهی بسیج منصوب میشود، محسن رضایی نمایندهٔ «رهبر» در شورای امنیت ملی میشود، و سرکوبها بگیروببندها و محرومیتها و اعدامها همچنان با شدت ادامه دارد. همانطور که حزب ما سالهاست مطرح میکند، رژیم موروثی ولایت فقیه اصلاحناپذیر است و نباید انتظار داشت که این حکومت استبدادی و انحصارطلب بدون مبارزهٔ گسترده مردم از سیاستهای ارتجاعی و ضدّمردمیاش دست بکشد و عقبنشینی کند.
در اوضاع بحرانی کنونی کشور، مبارزه برای متوقف کردن موج اعدامها، پایان دادن به موج گستردهٔ سرکوب و دستگیریها، و تلاش برای همیاری و همکاری همهٔ نیروهای مترقی و آزادیخواه کشور ضرورتی مبرم دارد. برای نجات دادن ایران از اوضاع ناروشن و خطرناک «نه جنگ، نه صلح»، مقابله با تلاش «کاسبان جنگ» برای تداوم وضع کنونی به امید تثبیت پایههای لرزان رژیم، و تلاش در راه حفظ صلح پایدار و تقویت جنبش اعتراضی مردمی نمیتوان و نباید از پای نشست. برای تحقق آرمانهای آزادیخواهانه و عدالتجویانهٔ مبارزان در خون تپیده بکوشیم.
گرامی باد یاد همهٔ جانباختگان راه آزادی میهن، از جمله فرزندان دلاور خلق که در کشتار فاجعهٔ ملی سال ۱۳۶۷ جان باختند.
درود بیکران به مادران، پدران، همسران، فرزندان، و وابستگان جانباختگان فاجعهٔ ملی که استوار و خستگیناپذیر از حقانیت مبارزهٔ فرزندان سربلند خلق در برابر رژیم ولایت فقیه دفاع کردهاند و میکنند!
یاد همه جان باختگان راه آزادی زنده است، دادخواهی ادامه دارد!
نه به سرکوب، نه به اعدام، آری به صلح، آزادی و عدالت!
کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۹ شهریور ۱۴۰۵
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان