تقسیم مجدد سرمایه داری و دیپلماسی پنهان

سرویس های اطلاعاتی نهادهای دوستی نیستد. آن ها ” دماسنج”امپریالیسم هستند. زمانی که پایه های اقتصادی جا به جا می شوند ( طی دهه های اخیر به طور عظیمی جا به جا شده است) توافق های کهنه فرو می پاشند….

تقسیم مجدد سرمایه داری و دیپلماسی پنهان:
چرا لنین بیش از هر زمان دیگری به روز است!

مطلب رسیده- موُلف  ر. ق

عنوانی اواخر ماه اوت در مطبوعات خبری منتشر شد که بسیار پرسش برانگیز بود.
“سرگی ناریشکین” رئیس سرویس اطلاعات خارجی فدراسیون روسیه، رسماًدیدار خود با رئیس سازمان”سیا” آمریکا را تأیید کرد. ناریشکین در پاسخ به این پرسش خبرنگاران در بارۀ اهداف این دیدار، با نگاهی فیلسوفانه گفت که چنین تماس هایی در کار سرویس های اطلاعاتی جهان بخشی از وظایف روزمره است، و افزود که او تقریباًهر هفته با روسای این یا آن سرویس ویژه از تمامی قاره های جهان دیدار می کند.حال باید دید که چرا روسای سرویس های اطلاعاتی قدرت های متخاصم که درگیر جنگ نیابتی آشکار هستند، پشت درهای بسته با یکدیگر دست می دهند؟ برای درک این موضوع نیازی به اختراعات جدید نیست. کافی استاپر کوچک و بنیادین ولادیمیر ایلیچ لنین را با عنوان” در بارۀ شعار ایالات متحده اروپا”را که در سال  ۱۹۱۵ نوشته شده است را ورق بزنید. لنین بیش از یک قرن (۱۱۱ )  پیش با دقت ریاضی، مکانیسمی را توصیف کرد که سیاست جهانی امروز را اداره می کند.

در سیستم سرمایه داری ” هیچ مبنا و اصل دیگری برای تقسیم به جز قدرت و زور وجود ندارد. هیچگونه تقسیم نمی تواند صورت بگیرد، مگر براساس قدرت و زور” و برای سنجش قدرت  واقعی یک دولت سرمایه داری ( که در چارچوب رشد اقتصاد قابل تغییر است)هیچ ابزاری به غیر از جنگ وجود ندارد و نمی تواندوجود داشته باشد، جنگ با مبانی مالکیت خصوصی در تناقض نیست، بلکه عامل توسعه مستقیم و اجتناب ناپذیر این مبانی است.

هنگامی که ناریشکین با رئیس سیا دیدار می کند، دقیقاً مشغول همین کار،یعنی تثبیت توازن تغییر یافته قوا هستند.سرویس های اطلاعاتی نهادهای دوستی نیستد. آن ها ” دماسنج”امپریالیسم هستند. زمانی که پایه های اقتصادی جا به جا می شوند ( طی دهه های اخیر به طور عظیمی جا به جا شده است) توافق های کهنه فرو می پاشند. جنگ در اوکرائین، تنش پیرامون تایوان، آتش جنگ در کل خاورمیانه، همگی همگی این ها به گفته لنین: “بحران در اقتصاد و جنگ در سیاست” هستند، که ابزارهایی برای تقسیم مجدد بازار ها به شمار  می روند. و دیدارهای پنهانی روسای سازمان های اطلاعاتی، تلاش بورژوازی برای یافتن” توافق “جدید و تعیین مرزهای جدید غارت است. تا در آتش جنگ مستقیم اتمی نسوزند.آنان توافق کنند که چگونه مستعمرات و مناطق نفوذ را” بر اساس سرمایه “تقسیم کنند.

در این چارچوب رفتار دستگاه حاکمه ایالت متحده  بسیار قابل توجه است، دونالد ترامپ اخیراً مجموعه ای از حملات تند  و خشمگینانه را متوجه ایدئولوژی کمونیستی کرده است. اتحاد جماهیر شوروی سال هاست که از بین رفته و جنگ سرد به پایان رسیده است.پس معنای این کار چیست؟ چرا باید با یک شبح جنگید؟ لنین در این جا نیز پاسخ جامع و کامل ارائه می دهد . او در همان مقاله می نویسد که اتحادهای موقت سرمایه داران تنها به یک دلیل امکان پذیر است: ” فقط برای چگونگی سرکوب دسته جمعی سوسیالیسم در اروپا و محافظت از مستعمرات غارت شده در برابر….”

لحن ضد کمونیستی ترامپ از روی نادانی نیست.در عرصه خارجی این روی کرد علیه چین هدایت شده است. تهدید اصلی برای هژمونی”آمریکا ” جمهوری خلق چین است. کشوری که در آن حزب کمونیست سکان هدایت را در دست دارد.چین به دلیل ویژگی های سیستم خود،به دلیل لنین “ده برابر سریعتر ” از جهان کهنسال غربی قدرتمندتر شده است. ترامپ با اعلام جنگ صلیبی علیه” کمونیسم” تنها تقسیم مجدد بین امپریالیستی بازار ها را در بسته بندی زیبای ایدئولوژیک برای رأی دهندگان خود می پیچند. در عین حال مسئله در عرصه داخلی نیز حل و فصل می شود.زیرا تناقضات درون خود ایالات متحده آمریکا شدید تر از همیشه است.سطح زندگی در حال افت است و نارضایتی کارگران شکل می گیرد. ترامپ برای هدایت این اعتراضات  اجتماعی “کور ” در مسیر امن برای سرمایه بزرگ، از ترفند قدیمی و آزمایش شده ای استفاده می کند.او شهروندان عادی را با ” تهدید چپ” و “سوسیالیسم” می ترساند و هر کسی را که از مالیات  تصاعدی یا حقوق اتحادیه های کارگری سخن بگوید، با این بر چسب منکوب می کند.
سیاست جهانی سرمایه داری تغییر نکرده است. پشت نقاب” ارزشهای دمکراتیک”، ” منافع ملی” و تربیت پر سر و صدای ترامپ، همان فرمول قدیمیلنین پنهان است: چنگال آهنین مالکیت خصوصی،تقسیم بازارها بر اساس زور و هراس طبقه حاکم از این که زحمت کشان روزی دریابند چه کسی دشمن واقعی آنان است!