موج عظیم بی کاری در سراسر ایران

«سرمایه» کار خود را می‌کند: در جنگ و صلح به قلمروِ اقتصادی غارت‌گران می‌افزاید و در این‌میان طبقه‌ی حاکم ایران که سرمایه‌داران را سفت در آغوش گرفته و ماحصلِ خرد شدنِ استخوان‌های زحمت‌کشان را به حلقومِ آن‌ها ریخته، از کارگر «مقاومتِ اقتصادی» طلب دارد….

از ابتدای بهار امسال تاکنون ۷۰۰هزار کارگرِ حوزه‌ی صنعت از بازار کار خارج و به جمعیتِ انبوه کارگرانِ بی‌کاری افزوده شده‌اند که دیگر نانِ لواش را هم قسطی می‌خرند و قیدِ مراجعه به پزشک را زده‌اند. در همین بازه زمانی حداقل یک‌میلیون بیمه‌‌پرداز از زیرمجموعه‌ی سازمان تأمین اجتماعی خارج شده‌اند که گویای یک موجِ عظیمِ بی‌کاری در سراسر ایران است. موجی که فعلا با کمکِ «شرایطِ حساس کنونی» زیر فرش زده شده تا مرگِ تدریجی و لگدمال شدن کرامت انسانی‌ِ جمعیت مولدِ این کشور، نامرئی شود؛ این‌روزها کسانی‌که عوامل قطعیِ سیه‌روزی کارگران هستند راست‌راست راه می‌روند و برای «بهبود اوضاع کشور» تز می‌دهند ولی انعکاسِ سیه‌روزی کارگران، «سیاه‌نمایی به نفعِ دشمن» قلمداد می‌شود.

تورم بیش از ۱۳۰درصد، (در برخی موارد مهم مانند روغن و چربی‌ها تورم ۲۶۱.۵ درصد و لبنیات، شیر و تخم‌مرغ تورم ۱۴۷.۱ درصد است)، جمعیتِ کارگرانِ اخراجیِ پروژه‌‌های ریز و درشت از شمارش خارج است و صدهاهزار کارگر پروژه‌ای بین۳ تا ۶ماه را بدون دریافت دستمزد کار کرده‌اند؛ یعنی عمده‌ی بارِ تولید و توزیعِ خدمات در شرایطِ جنگی بر دوشِ کسانی‌ست که نه‌نامی دارند و نه‌چهره‌ای، نه پس‌اندازی دارند و نه مایملکی و حتی دستمزدِ ماه‌ها کار در دمای ۵۰درجه را دریافت نکرده‌اند. دولت ایران نه‌تنها یک برنامه‌ی اقتصادیِ اضطراری برای میلیون‌ها مزدبگیر ندارد بل‌که انباشتِ گندکاری‌ها و کژکاری‌های سالیان اخیر به‌جایی رسیده است که در میانه‌ی یک جنگ شوکِ بنزینی هم وارد می‌کند.

در این‌میان طبقه‌ی حاکم ایران که سرمایه‌داران را سفت در آغوش گرفته و ماحصلِ خرد شدنِ استخوان‌های زحمت‌کشان را به حلقومِ آن‌ها ریخته، از کارگر «مقاومتِ اقتصادی» طلب دارد و براندازی که با شنیدنِ نامِ سندیکا، اتحادیه و شورا دچار رعشه می‌شود، از کارگر «اعتصاب» طلب دارد.

«سرمایه» کار خود را می‌کند: در جنگ و صلح به قلمروِ اقتصادی غارت‌گران می‌افزاید و بازوهای‌اش در کسوتِ حاکم و خرقه‌ی اپوزیسیون، کارگر را بدون سازمان و صدا، در برهوت رها می‌کنند. کارگر حتی برای شمای خواننده‌ی این متن نیز جذابیت ندارد که صدای‌اش باشید. شاید اگر از کشته‌های آن‌ها پُشته ساخته شود، به‌درد دو روز ناله و پروژه‌گیری بخورند.

🔺️جمله‌ی کاور، بخشی از صحبت‌های احمد با خبرنگار ایلناست.
او کارگر روزمرد اهل ایرانشهر است اکنون در بندرعباس کار می‌کند.

#طبقه_کارگر_ایران

گروه اتحاد بازنشستگان