قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه شاید از معدود روزهایی در تاریخ معاصر ایران باشد که استبداد پنهان دربار در برابر خروش مردم زانو زد. ماجرا از جایی شروع شد که دکتر مصدق پس از یک سال و نیم مبارزه بیوقفه برای استیفای حقوق ملت، روی خط قرمز خود ایستاد: اختیار وزارت جنگ. مصدق میدانست تا زمانی که ابزار سرکوب (ارتش) در دست دربار باشد، استقلال و دموکراسی توهمی بیش نیست. وقتی شاه به این خواست قانونی تن نداد، مصدق در ۲۵ تیر استعفا داد..( عکس: نمایی از اجتماع باشکوه میدان بهارستان در اولین سالگرد قیام سی تیر)….
این استعفا چراغ سبزی برای یک توطئه شد. انگلیس و آمریکا که از ملی شدن نفت نگران شده بودند، با همراهی درباریان، احمد قوام را به قدرت رساندند تا نهضت را به بنبست بکشانند. قوام با همان شیوههای کهنه، در اولین اعلامیهاش با لحنی مستبدانه وعده تشکیل محاکم انقلابی و سرکوب خونین مخالفان را داد. او گمان میکرد با تانک و سرنیزه — همچنان که در سالهای قبل جواب گرفته بود — این بار هم مردم را به خانهها خواهد راند؛ اما محاسبات او، خیالپردازی یک دیکتاتور ازکارافتاده بود.
قوام و حامیان خارجیاش عمق خشم انباشته مردم را نشناخته بودند. در ۳۰ تیرماه، مردم تهران و چند شهر دیگر به خیابانها آمدند. تودههای مردم — از بازاریان و کارگران تا روشنفکران و زنان — بدون هیچ سلاحی، تنها با کفن و شعار به خیابانها ریختند. صحنههایی که در آن روز رقم خورد از یک اعتراض ساده فراتر بود؛ مردمی که با دست خالی در میدان بهارستان در برابر گلولههای ارتش ایستادند و وقتی بر زمین میافتادند، دیگران پیکر شهدا را بر دوش میکشیدند و با گریه و فریاد جلوتر میرفتند.
فشار این موج خونین آنقدر عظیم بود که حتی در لایههای پایین ارتش و شهربانی شکاف ایجاد کرد و برخی مأموران گلولهها را به آسمان شلیک کردند. در نتیجه شاهی که تا دیروز فرمان انحلال مجلس را آماده میکرد، ناگهان تسلیم شد و ساعت ۴ بعدازظهر قوام فرار را به قرار ترجیح داد.
پیام ۳۰ تیر برای امروز: قدرت واقعی کجاست؟
اگر امروز نگاهی به زیادهخواهیها و تجاوزات آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیندازیم، میبینیم که ذات استکبار عوض نشده است؛ همانطور که هفتاد سال پیش قوامِ دستنشانده را برای بازپسگیری نفت بر سرکار آوردند، امروز هم با ابزارهای فشار و تهدید نظامی میخواهند اراده ملت ایران را در دست بگیرند.
درس بزرگ و تلخ ۳۰ تیر برای شرایط فعلی می تواند این باشد که مردم ایران نباید منتظر «منجی» باشند؛ و نه یک سیاستمدار فردی و نه یک نهاد متمرکز و نه یک قدرت بیگانه. تجاوزات اخیر نشان داد هر زمان ساختار حکمرانی از اراده مستقیم مردم فاصله گرفته و به یک سیستم متمرکز و بیپاسخگو تفویض شده، هزینهها به بهای جان خود مردم تمام شده است.
▪️واقعه ۳۰ تیر نشان داد که قدرت ملت ایران — همان قدرتی که در سال ۳۱ تانکها را به عقب راند — تنها زمانی از مرز یک «حماسه تاریخی» عبور میکند و به یک «ضمانت اجرایی» تبدیل میشود که ساختار تصمیمگیری و حکمرانی کشور واقعاً به دست خود مردم بازگردد. تا زمانی که این انتقال ساختاری رخ ندهد، تهدیدهای خارجی همواره با ابزار ضعفهای داخلی ترکیب خواهند شد.
منبع: سایت کلمه به نقل از «ایران فردا»
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان