طناب دار، آخرین حلقه زنجیر فقر است

در روزهایی که جمهوری اسلامی از «دفاع از میهن» و «مقابله با دشمن خارجی» سخن می‌گوید، در قزل‌حصار بیش از هزار و پانصد زندانی، عمدتاً محکومان پرونده‌های مواد مخدر، چهارده روز است که جان خود را کف دست گرفته‌اند تا ماشین اعدام را متوقف کنند. این فقط یک تناقض نیست؛ تصویری است از حکومتی که بیرون از مرزها از جنگ می‌گوید و در درون مرزها، جنگی بی‌وقفه را علیه فرودستان پیش می‌برد…

این تحصن درست در زمانی ادامه دارد که جمهوری اسلامی پس از جنگ و همزمان با تشدید فضای امنیتی، اجرای احکام اعدام را به شکلی بی‌سابقه افزایش داده است. تنها در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شده‌اند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده در چند دهه گذشته. یعنی به طور متوسط هر روز بیش از چهار انسان به دار آویخته شده‌اند. هم‌زمان، شمار اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت‌شدگان اعتراضات، محکومان پرونده‌های مواد مخدر و شهروندان کُرد و بلوچ نیز به شکل چشمگیری افزایش یافته است. این فقط آمار نیست؛ نقشه حکومتی است که برای حفظ خود، مرگ را به سیاست روزمره تبدیل کرده است.
جمهوری اسلامی جنگ را فقط در مرزها پیش نمی‌برد. جنگ اصلی آن سال‌هاست در داخل کشور جریان دارد؛ جنگی علیه طبقه کارگر، علیه فقرا، علیه معترضان و علیه هر انسانی که حاضر نیست تسلیم شود. همان حکومتی که از «امنیت ملی» سخن می‌گوید، در داخل کشور با طناب دار امنیت خود را می‌خرد و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را با اعدام پاسخ می‌دهد.
کافی است به چهره اعتصاب‌کنندگان نگاه کنیم. نه صاحبان شبکه‌های بزرگ قاچاق، نه کسانی که میلیاردها از اقتصاد مواد مخدر سود می‌برند؛ بلکه رانندگان، کارگران، بیکاران، حاشیه‌نشینان، سوخت‌بران، کولبران و جوانانی که سهمشان از این نظم چیزی جز فقر، بی‌آیندگی و زندان نبوده است. سود برای صاحبان قدرت و سرمایه می‌ماند؛ طناب دار برای فقرا.
امروز بزرگ‌ترین اعتراض علیه اعدام نه در میدان‌های شهر، که پشت دیوارهای قزل‌حصار جریان دارد. جایی که زندانیان با اعتصاب غذا، اعتصاب خشک و دوختن لب‌هایشان فریاد می‌زنند حق حیات را نمی‌توان با طناب دار خاموش کرد. وقتی انسان، گرسنگی و تشنگی را به جان می‌خرد تا شاید مرگ دیگری متوقف شود، یعنی حکومت آخرین روزنه‌های دادخواهی را نیز بسته است.
بیش از هزار و پانصد نفر روزهاست از غذا گذشته‌اند. شماری لب‌های خود را دوخته‌اند. شش زندانی در سلول‌های انفرادی، هر لحظه در انتظار اجرای حکم‌اند. خانواده‌ها پشت درهای زندان ایستاده‌اند و پاسخشان تهدید، خشونت و سرکوب است. این تصویر امروز قزل‌حصار است.
یک سال پیش، همین زندانیان اعتصاب کردند. وعده دادند اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر متوقف شود. وعده دادند قانون اصلاح شود. وعده دادند. اما طناب دار از کار نیفتاد؛ تنها سکوت سنگین‌تر شد و چوبه‌های دار بلندتر.
همزمان با گسترش فضای امنیتی و بحران‌های اقتصادی، شمار اعدام‌ها نیز افزایش یافته است. نخست فقر را بر مردم تحمیل می‌کنند، سپس همان قربانیان را به نام قانون مجازات می‌کنند. این چرخه‌ ادامه دارد؛ چرخه‌ای که در آن محروم‌ترین اقشار جامعه بیش از دیگران در معرض شدیدترین مجازات قرار می‌گیرند.
پشت هر حکم اعدام، تنها یک شماره پرونده نیست؛ یک زندگی است، یک مادر، یک کودک، یک خانواده و آینده‌ای که هرگز فرصت ساخته شدن پیدا نمی‌کند. جامعه‌ای که هر روز با خبر اعدام بیدار می‌شود، آرام‌آرام به دیدن مرگ عادت داده می‌شود؛ و این شاید هولناک‌تر از خود طناب دار باشد.
قزل‌حصار امروز فقط نام یک زندان نیست. قزل‌حصار آینه جامعه‌ای است که در آن فقر جرم می‌شود، محرومیت مجازات می‌شود و مرگ، جای عدالت را می‌گیرد. اعتصاب این زندانیان تنها تلاشی برای نجات چند نفر نیست؛ فریادی است علیه عادی شدن اعدام، علیه عادی شدن مرگ و علیه خاموش ماندن صدای کسانی که چیزی برای از دست دادن جز جانشان ندارند.

#اعدام #نه_به_اعدام #زندان_قزلحصار

گروه اتحاد بازنشستگان