روایت فروپاشی معیشت کارگران ایرانی در سالی که گذشت

در حالی که تنش‌های نظامی و سایه سنگین جنگ بر فضای سیاسی ایران چیره شده، وضعیت زیست میلیون‌ها کارگر و مزدبگیر در ایران به مرحله بحرانی رسیده است…..
تا اردیبهشت ۱۴۰۵، سرکوب هرگونه کنش جمعی و مطالبات صنفی، جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و تورم افسارگسیخته، امنیت شغلی و معیشتی جامعه کارگری را به لبه پرتگاه کشانده است. بر اساس گزارش «داوطلب» کارگران ایرانی اکنون در موقعیتی دوگانه و دشوار قرار گرفته‌اند: از یک سو برای مطالبات هدف سرکوب قرار دارند و از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی جنگ زنجیره‌های تولید و اشتغال را از هم گسسته است.

آمارهای ثبت شده در این گزارش نشان می‌دهد که برخلاف تصور عمومی، فضای جنگی و امنیتی نتوانسته است مانع از بروز خشم معترضانی شود که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.

در بازه زمانی اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، دست‌کم ۷۰۸ مورد اعتراض کارگری و صنفی در سراسر ایران به ثبت رسیده است. این رقم که البته در شرایط اختلال اینترنت و سرکوب به دست آمده و درواقعیت احتمالا بیشتر است، نشان می‌دهد که پایداری در بحران به ویژگی اصلی کنش‌های کارگری بدل شده است.

در این میان بازنشستگان با حضوری مستمر و هفتگی، عملاً به پای ثابت اعتراضات بدل شده‌اند و مطالبات آن‌ها از همسان‌سازی حقوق تا دسترسی به درمان، نشان‌دهنده فروپاشی نظام بازتولید اجتماعی در ایران است.

بخش بزرگی از این بحران ریشه در صنعتی‌زدایی ناشی از تخریب زیرساخت‌ها دارد. حملات به مجتمع‌های عظیم پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه و از کار افتادن چرخ‌های تولید در صنعت فولاد نظیر فولاد مبارکه، نه تنها منجر به جان باختن ده‌ها کارگر شده، بلکه هزاران فرصت شغلی را در صنایع پایین‌دستی نابود کرده است.

برآوردها حاکی از آن است که جنگ و اختلالات ناشی از آن می‌تواند به بیکاری تا ۴ میلیون نان‌آور منجر شده باشد. این زلزله اشتغال، در کنار سقوط ۸۴ درصدی ارزش پول ملی و رسیدن نرخ فقر مطلق به ۴۰ درصد، زندگی میلیون‌ها خانوار را با بن‌بست کامل مواجه کرده است.

در زمینه اقتصاد دیجیتال نیز که زمانی پناهگاه جوانان و زنان برای فرار از بیکاری رسمی بود، می‌بینیم که معیشت میلیون‌ها نفر با قطع مکرر اینترنت و سیاست‌های محدودکننده به نابودی کشانده شده است. از سوی دیگر مرگ‌ومیر کارگران به دلیل ناایمنی محیط کار همچنان به عنوان یک بحران خاموش ادامه دارد؛ به طوری که تنها در شش ماهه نخست سال ۱۴۰۳، بیش از هزار کارگر جان خود را در حوادث ناشی از کار از دست داده‌اند.

دولت ایران اگرچه با طرح‌هایی نظیر کالابرگ یا تسهیلات حفظ اشتغال سعی در مهار بحران داشته، اما به نظر می‌رسد این اقدامات در برابر ابعاد ویرانگر بیکاری و تورم، تنها نقش مسکن‌هایی کوتاه‌مدت را دارند که بخش بزرگی از کارگران غیررسمی و پیمانکاری را نیز پوشش نمی‌دهند.