حقوقی که پیش از نیمه ماه تمام می‌شود؛ کارگران از کوچک‌شدن سفره‌ها می‌گویند

کارزار اصلاح دستمزد کارگران در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ با بیش از ۱۵ هزار امضا، بار دیگر مسئله فاصله میان دستمزد و هزینه‌های زندگی را به مرکز توجه آورده است. روایت کارگران از ماه‌های گذشته، از کوچک‌شدن سبد خرید و مصرف پس‌انداز تا اضافه‌کاری‌های طولانی، شغل دوم و گرفتن مساعده در روزهای نخست ماه امتداد دارد….

کارزار «درخواست اصلاح حقوق کارگران در نیمه دوم سال ۱۴۰۵» تا زمان انتشار اين گزارش به ۱۵ هزار و ۱۳۶ امضا رسیده است. درخواست امضاکنندگان، بازنگری در دستمزدها با توجه به افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید در طول سال است؛ وضعیتی که به گفته آنان باعث شده افزایش دستمزدی که در ابتدای سال تعیین شده، چند ماه بعد بخش بسیار کمتری از هزینه‌های زندگی را پوشش دهد.

به گزارش اقتصاد ۲۴ مرتضی کاظمی، نویسنده این کارزار، تصویری ملموس از این کاهش قدرت خرید ارائه کرده است. او که خانواده‌ای پنج‌نفره دارد، می‌گوید با مبلغی که در ماه‌های نخست سال می‌توانست چهار یا پنج کیسه کالا بخرد، اکنون «نهایتاً دو کیسه» خرید می‌کند.

او افزایش قیمت نان را نیز نمونه‌ای از تغییر هزینه‌های روزمره می‌داند و می‌گوید قیمت نان سنگک که در ابتدای سال شش هزار تومان بوده، اکنون به ۳۰ هزار تومان رسیده است. در کنار نان، افزایش هزینه برنج، روغن، مسکن، رفت‌وآمد و دیگر نیازهای ضروری، خانواده‌های کارگری را وادار کرده است بخشی از کالاها را از سبد خرید حذف کنند یا خرید آنها را به تعویق بیندازند.
اضافه‌کاری و شغل دوم برای گذران زندگی

یکی از پیامدهای کاهش قدرت خرید، افزایش ساعات کار است. کاظمی می‌گوید شماری از همکارانش پس از پایان کار اصلی، شب‌ها به سراغ شغل دیگری می‌روند و برخی در مجموع تا ۲۰ ساعت در شبانه‌روز کار می‌کنند.

او می‌گوید: «همکارانمان ۲۰ ساعت کار می‌کنند. میان سر کار، ساعت هشت، نه شب دوباره سرکار دیگری می‌روند. برای اینکه بتوانند امورات خانواده‌شان را بگذرانند از توانشان می‌زنند.»

برای کارگرانی که امکان شغل دوم ندارند، اضافه‌کاری تنها راه افزایش درآمد است. اما طولانی‌تر شدن ساعت کار به معنای کاهش زمان استراحت و حضور در کنار خانواده است. خود کاظمی می‌گوید گاهی حدود ۱۲ ساعت در روز کار می‌کند و پس از آن دیگر توانی برای انجام شغل دیگری ندارد.
«روز نهم یا دهم ماه مساعده می‌گیرند»

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های فشار معیشتی در روایت این کارگران، زمانی است که حقوق ماهانه به پایان می‌رسد. کاظمی می‌گوید برخی همکارانش در همان روزهای نخست ماه ناچار به گرفتن مساعده می‌شوند: «همکارانمان روز نهم یا دهم ماه مساعده می‌گیرند، چون حقوقشان کفاف نمی‌دهد.»

به گفته او، در ابتدای سال درآمد یک کارگر می‌توانست هزینه‌های حدود ۲۳ روز ماه را پوشش دهد، اما اکنون همان درآمد حتی برای ده روز نیز کافی نیست.

در چنین شرایطی، فاصله باقی‌مانده تا دریافت حقوق بعدی باید از راه اضافه‌کاری، شغل دوم، قرض، مساعده یا پس‌انداز خانوار تأمین شود. کاظمی می‌گوید برخی کارگران ناچار شده‌اند پس‌انداز خود را خرج کنند و بعضی نیز برای تأمین هزینه‌های زندگی به فروش دارایی‌هایی مانند زمین روی آورده‌اند.

مصرف پس‌انداز برای پرداخت مخارج جاری به این معناست که ذخیره‌ای که خانواده برای بیماری، بیکاری یا هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده کنار گذاشته بود، اکنون صرف نیازهای روزمره می‌شود.
مسئله فقط رقم حقوق نیست

در روایت کارگران، مطالبه افزایش دستمزد تنها به بزرگ‌تر شدن عدد مندرج در فیش حقوقی محدود نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد قدرت خرید آن دستمزد است. کاظمی در همین زمینه می‌گوید: «ای کاش حقوق‌ها هیچ افزایشی نداشته باشد، اما قیمت‌ها نیز بالا نرود.»

این جمله بازتاب مسئله‌ای است که در مرکز کارزار قرار گرفته است: اگر افزایش هزینه‌های زندگی از رشد دستمزد پیشی بگیرد، بالا رفتن اسمی حقوق الزاماً به معنای بهبود وضعیت معیشتی نیست.

کارزار اصلاح حقوق کارگران در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ اکنون بیش از ۱۵ هزار امضا دارد. پشت این تعداد امضا، روایت‌هایی قرار دارد که وضعیت معیشتی را نه با جدول‌های اقتصادی، بلکه با زندگی روزمره توصیف می‌کنند: خریدی که از پنج کیسه به دو کیسه رسیده، کارگری که پس از پایان یک شیفت راهی شغل دیگری می‌شود، حقوقی که پیش از نیمه ماه تمام می‌شود و پس‌اندازی که به جای آینده، خرج امروز می‌شود.