تضاد میان شعار روز جهانی معلم ۲۰۲۶ و بحران سیستماتیک در نظام آموزشی ایران

آینده را نمی‌توان بر روی گورهای دانش‌آموزان یا خفقان معلمانِ زندانی بنا کرد. نامه یک معلم بازنشسته خطاب به مدیرکل یونسکو / مدیرکل سازمان بین‌المللی کار (ILO): ما معلمان از یونسکو و ILO تقاضا می‌کنیم که از به رسمیت شناختنِ نمادین فراتر رفته و مأموریت خود را برای تحقیق و رسیدگی به این نقض‌های سیستماتیکِ حق بر آموزش و حق بر کار به‌کار بندند…

خطاب به مدیرکل یونسکو / مدیرکل سازمان بین‌المللی کار (ILO)

این نامه را به عنوان یک معلم بازنشسته که سالها شاهد تغییرات عمیق در نظام آموزشی بوده ام ، برای بیان نگرانی شدید خود در مورد تضاد عمیق میان شعار روز جهانی معلم ۲۰۲۶، یعنی؛

“همراه_معلمان “؛ ۶۰ سال پاسداری از حرفهٔ معلمی، ارتقای جایگاه آن و ساختن آینده‌مان”*
و واقعیت‌های تکان‌دهنده درنظام آموزشی در ایران می‌نویسم.
در حالی که جامعه جهانی در حال تجلیل از تقدس حرفه معلمی است، نظام آموزشی در ایران در حال تجربه یک فروپاشی سیستماتیک است که «ساختن آینده» را به امری غیرممکن تبدیل می‌کند. ما شاهد “حرفه‌ای‌زدایی” در مدارس هستیم؛ جایی که کلاس درس، که زمانی جایگاه تفکر واندیشیدن بود، به عرصه‌ای برای القای ایدئولوژیک و تروما تبدیل شده است.
در زیر توجه شما را به موارد حیاتی زیر که با تمام ارکان شعار ۲۰۲۶ در تضاد است، جلب کنم:

🔻فروریختن آینده (نیمکت‌های خالی): شعار از “ساختن آینده” سخن می‌گوید، در حالی که ما سوگوار دانش‌آموزانی هستیم که در اعتراضات مدنی (دی ماه) و در جنگ رمضان و جنگ دوازده روزه کشته شده‌اند. این‌ها تنها آمار نیستند؛ این‌ها «نیمکت‌های خالی» هستند که نشان‌دهنده شکست پیمان اجتماعی است که شعار ۲۰۲۶ از آن سخن می گوید .

🔻 نظامی‌گری در آموزش به جای ارتقای جایگاه معلمان: برخلاف شعارِ “ارتقای جایگاه معلمان”، ساختار فعلی در حال تبدیل مدارس به پادگان‌های شبه‌نظامی است . اجرای برنامه‌های آموزشیِ (مانند پویش جان فدا )، دانش‌آموزان را به جای یادگیریِ علوم ، به ابزاری برای ایدئولوژیِ نظامی تبدیل می‌کند. این وضعیت، نه تنها با اصول آموزشی در تضاد است، بلکه با تبدیل کودکان به مهره‌های احتمالی در درگیری‌ها و جنگ‌ها، امنیت و آینده آن‌ها را به خطر انداخته و حقوق بنیادین آن‌ها را زیر پا می‌گذارد.

🔻بحران سرمایه‌های انسانی :  فقر و بحران اقتصادی باعث شده است هزاران دانش‌آموز به سمت کار سوق یابند و موج عظیمی از ترک تحصیل رخ دهد. وقتی آموزش به جای یک #حق، به یک #امتیاز_طبقاتی تبدیل می‌شود، دیگر #آینده‌ای که شعار از آن سخن می‌گوید، برای همه نیست. و یا فشار اقتصادی و مشکل معیشت فرهنگیان و حقوق زیر خط فقر منجر به موج گسترده‌ای از استعفا در بین معلمان شده است که این اقدام پاسخی است به سیستمی که به طور سیستماتیک حقوق بنیادین معلمان را نادیده می‌گیرد؛ به‌ویژه حق بر معیشتِ شرافتمندانه، تمامیتِ حرفه‌ای (منزلت) و سلامت جسمی و روانی.

🔻برخورد قهری با معلمان: (نقض پاسداری از حرفه معلمی) معلمان در ایران به دلیل دفاع از حقوق دانش‌آموزان و کرامت حرفه‌ای خود، با زندانی شدن، بازنشستگی اجباری و اخراج از خدمت روبرو هستند.
تضاد میان آرمان جهانیِ پاسداری از حرفه معلمی و واقعیتِ در نظام آموزشی در  ایران، یک بحران اخلاقی عمیق است.
ما از یونسکو و ILO تقاضا می‌کنیم که از به رسمیت شناختنِ نمادین فراتر رفته و مأموریت خود را برای تحقیق و رسیدگی به این نقض‌های سیستماتیکِ حق بر آموزش و حق بر کار به کار بندند.
آینده را نمی‌توان بر روی گورهای دانش‌آموزان یا خفقان معلمانِ زندانی بنا کرد.

با احترام
فاطمه بهمنی ، معلم بازنشسته