سال تحصیلی جدید در ایران آغاز شده، اما زبان مادری بسیاری از دانشآموزان غیرفارسیزبان هنوز جایگاهی در آموزش رسمی ندارد. اصل ۱۵ قانون اساسی درباره تدریس زبانهای اتنیکها نیز پس از نزدیک به ۴۷ سال اجرا نشده است….
اصل ۱۵ قانون اساسی، پس از تعیین فارسی به عنوان “زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران”، استفاده از زبانهای محلی و ملی در رسانهها و “تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی” را آزاد اعلام کرده است.
با این حال، نزدیک به ۴۷ سال پس از تصویب قانون اساسی، این اصل هنوز به برنامهای منظم و سراسری در مدارس تبدیل نشده و چند نسل از کودکان ترک، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر جوامع زبانی، بدون امکان آموزش رسمی و فراگیر زبان و ادبیات مادری خود دوران مدرسه را پشت سر گذاشتهاند.
زبان مدرسه و نخستین تجربه کودک از آموزش
مسئله زبان فقط به حقوق فرهنگی یا تفسیر قانون اساسی محدود نمیشود. یکی از پرسشهای اصلی این است که کودکی که تا پیش از ورود به مدرسه عمدتا به زبانی غیر از فارسی سخن گفته، با ورود به محیط آموزشی فارسیزبان چه تجربهای خواهد داشت.
به گزارش دویچه وله فارسی، کارینا جهانی، استاد زبانهای ایرانی در دانشگاه اوپسالای سوئد و پژوهشگر زبان بلوچی، در میگوید:” کودکی که زبان نخستش فارسی نیست، با ورود به مدرسه باید همزمان با خواندن، نوشتن و مفاهیم درسی، زبان آموزش را نیز یاد بگیرد.”
استاد دانشگاه اوپسالا تاکید میکند کودکان در نخستین روزهای ورود به کلاس دچار شوک میشوند. او برای توضیح این وضعیت میگوید اگر در هفتسالگی وارد مدرسهای میشده که از روز نخست با او به زبانی مانند آلمانی صحبت میکردند که آن را نمیدانست، یادگیری برایش بسیار دشوارتر میشد.
جهانی معتقد است به رسمیت شناختن حقوق زبانی، علاوه بر تسهیل آموزش، میتواند احساس تعلق گروههای زبانی به جامعه ایران را تقویت کند.
او تاکید میکند که دولت ایران، اگر بخواهد، میتواند تدریس زبانهای مادری را اجرایی کند و اکنون، در شرایطی که ایران به سر میبرد، زمان آن فرا رسیده است که برای به دست آوردن “رضایت ملیتها” زبانآنها را به رسمیت بشناسد.
پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند که آموزش به زبانی که کودک آن را میفهمد، بهویژه در سالهای نخست مدرسه، میتواند یادگیری و مشارکت او در کلاس را بهتر کند. یونسکو نیز بر اهمیت استفاده از زبان مادری در آموزش تاکید کرده است.
برخوردهای امنیتی با مدافعان حقوق زبان مادری
وجه دیگر این مسئله، برخورد حکومت با فعالان حقوق زبانی است. رزمی میگوید فعالان آذربایجانی طی سالهای گذشته به شیوههای مدنی برای آموزش زبان مادری فعالیت کردهاند و شمار زیادی از آنان با بازداشت و زندان مواجه شدهاند.
او تاکید کرد: « آذربایجانی ها همواره خواهان آموزش به زبان مادری خود بودهاند و بصورت مدنی در این راه تلاش کردهاند. هم اکنون بیش از ۲۵۰ نفر از فعالان فرهنگی آذربایجانی که خواسته اصلی آنها آموزش به زبان مادری است در زندانهای تبریز، اردبیل و تهران به اتهام “اقدام علیه امنیت کشور” زندانی هستند که ازجمله آنها می توان به اسامی، عباس لسانی، یورش مهرعلی بیگلو، مرتضی پروین، علی بابائی، سیامک میرزائی وعظیمی قدیم اشاره کرد. درمیان اینان، نویسنده،هنرمند، حقوقدان، پزشک و حتی روحانی وجود دارد که خواست اصلی شان برقراری عدالت آموزشی است.»
برخی از مدافعان حقوق زبانی در اول مهر و در آغاز سال تحصیلی میان دانشآموزان کتابهای درسی به زبان مادری خود پخش کردهاند.
جهانی نیز معتقد است زمان آن رسیده که حقوق زبانی در سیاست آموزشی ایران جدی گرفته شود و امکان آموزش زبان مادری، بهویژه برای جوامع اتنیک کشور فراهم شود.
تجربه و توصیههای بینالمللی نیز نشان میدهد آموزش چندزبانه میتواند بر زبان نخست کودک استوار باشد و همزمان زبان مشترک و دیگر زبانها را بهتدریج وارد برنامه آموزشی کرد.
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان