وضعیت کارگران مهاجر ایرانی در کشورهای همسایه، ناگوار است؛ چرا باید این کارگران اینچنین بدون حامی و بیمدافع باشند و حقوقشان از سوی سودجویان یا کارفرمای خارجی لگدمال شود؟…
به گزارش خبرنگار ایلنا، در روزهای گذشته، برای گروهی از کارگران مهاجر ایرانی، اتفاقی بسیار ناگوار رخ داد؛ ۳۸ کارگر ایرانی که از فرط ناچاری و بیکاری و به دلیل وضعیت بد اقتصادی کشور، به ترکیه مهاجرت کرده بودند، وقتی حقوق خود را مطالبه کردند، مورد ضرب و شتم کارفرمای ترک قرار گرفتند. رسانهها این ماجرا را به سکوت برگزار کردند و «جریان اصلی» از کنار این تحقیر، خاموش عبور کرد.
بعد از ضرب و شتم، کارفرمای خاطی قسر در رفت و این فرودستانِ بیپناه، بدون دریافت ریالی از حقوق عقبمانده به مرز بازرگان آورده و به ایران دیپورت شدند.
جریان حادثه
۲۳ خرداد، ۳۸ کارگر فصلی ایرانی (زن و مرد) که برای برداشت محصول چای به شهرستان «چایلی» در استان «ریزه» ترکیه سفر کرده بودند، پس از ۱۵ روز کار، هنگام مطالبه دستمزد خود مورد حمله گروهی از عوامل کارفرما قرار گرفتند. در این حادثه، تعدادی از کارگران زخمی شدند و یکی از آنها به دلیل شکستگی فک به بیمارستانی در ترابزون منتقل شد.
حادثه زمانی رخ داد که کارگران در محدوده محل کار خود منتظر دریافت حقوقشان بودند، حقوقی که قبلاً سر آن توافق شده بود؛ در این هنگام، حدود ۱۵ نفر از عوامل کارفرما به آنان حملهور شدند و با ضربوشتم، کارگران را از محل کار اخراج کردند.
در روند تحقیقات قضایی پرونده، کارفرمای متهم با حروف اختصاری «م. ی» به اتهام مشارکت در این حمله بازداشت شد، اما پس از ادای توضیحات، با قرار نظارت قضایی آزاد شد و کارگران ایرانی که در بین آنها زن هم بود توسط پلیس ترک به مرز بازرگان بازگردانده شدند.
اما چرا کارگران ایرانی باید به حدی از استیصال برسند که برای کار سخت محصول کشاورزی به ترکیه مهاجرت کنند، توهین و تحقیر ببینند، حقوقشان پایمال شود و هیچ مدافعی هم نداشته باشند؟ تلخترین وجه این ماجرا، حضور زنان کارگر در میان این جمع است؛ زنان کارگری که توسط عوامل کارفرمای ترکیهای، به سختی کتک خوردهاند…
تحقیر کارگران ایرانی در ترکیه، موجی از انتقادات میان کارگران و فعالان کارگری به وجود آورده است اما «حسن عزتی» رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه در استان کردستان، معتقد است، اولین بار نیست که چنین اتفاقات ناگواری رخ میدهد؛ کارگران ایرانی در کشورهای همسایه بارها تحقیر شدهاند.
چرا مهاجرت، چرا تحقیر؟!
او در گفتگو با ایلنا توضیح داد: همچنانکه میدانیم کشورهای همسایه از جمله ترکیه و عراق و به طور مشخص اقلیم کردستان، در جذب نیروی کار ایرانی مخصوصاً در دو بخش کشاورزی و صنعت ساختمان ید طولایی دارند، البته نه به خاطر شرایط مناسب و تردد بیدردسر بلکه به خاطر موج سنگین کارگرانی که در نتیجهی تورم و افت ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید خانوادههای کارگری، تن به سفر اجباری میدهند. متاسفانه برخی از این کارگران شخصاً یا از طریق دوستان و آشنایان، برای کار به این کشورها میروند یا اینکه از طریق واسطه گران و دلالان بازار کار اقدام میکنند و گاهاً در دام باندهای سودجو و منفعتطللب گرفتارمیشوند.
به گفته عزتی، وضعیت کارگران مهاجری که برای کار به عراق و اقلیم کردستان مهاجرت میکنند، اصلاً از کارگرانی که برای کار به ترکیه میروند، بهتر نیست.
این فعال کارگری اضافه کرد: اغلب کارگرانی که برای کار به عراق میروند، پس از چند ماه خستگی و دوری از خانواده، دستمزدشان به موقع و کامل پرداخت نمیشود؛ در موارد بسیاری پس از پایان کار، کارفرما گوشی موبایل خود را خاموش میکند و به تماسهای کارگران جواب نمیدهد. غیر از مشکل دستمزد، بیحرمتی و تحقیر کارگران ایرانی در عراق تقریبا به یک روند روزانه تبدیل شده است.
عزتی با تاکید بر اینکه «اتفاقی که برای کارگران ایرانی در ترکیه رخ داد، به مراتب دردناکتر است و برخورد جدی دولتمردان را میطلبد» تصریح کرد: متاسفانه با کارگرانی که در مزارع چای در ترکیه مشغول به کار بودند، وقتی در پایان کار دستمزد خود را مطالبه کردند، به غایت ضد انسانی و صد کارگری برخورد میشود.
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه افزود: از این ماجراهای تلخ زیاد سراغ داریم؛ مثلاً سال گذشته در آبانماه، تعدادی از کارگران ایرانی (۳۰ نفر بوکانی و بلوچ وترکمن) توسط یک دلال و واسطه برای کار و با وعده دستمزدهای کلان به ترکیه برده شدند؛ اما علیرغم اینکه فرد کلاه بردار مبلغی را از این کارگران میگیرد، پس از یک ماه کار و تلاش، بدون دستمزد آنها را در یک کمپ رها میکنند و در نهایت دست خالی به کشور دیپورت میشوند.
وضعیت کارگران مهاجر ایرانی در کشورهای همسایه، ناگوار است؛ چرا باید این کارگران اینچنین بدون حامی و بیمدافع باشند و حقوقشان از سوی سودجویان یا کارفرمای خارجی لگدمال شود؟ مسئولیت برعهدهی کیست؟
عزتی در این رابطه میگوید: وزارت کار در قبال تامین معیشت کارگران و صیانت از نیروی انسانی، وظیفه دارد؛ وظایف حاکمیتی این نهاد و مجموعه دولت ایجاب میکند شرایطی را در کشور فراهم آورند که کارگران بالاجبار دیار غربت و دوری از خانواده را انتخاب نکنند یا حداقل کارگران ایرانی با هماهنگی ارگانهای مربوطه برای مهاجرت اقدام کنند و وزارت کار مسئولیت آن را برعهده بگیرد؛ حالا هم که این اتفاق ناگوار در ترکیه رخ داده، دولت و نهادهای مسئول باید واکنش نشان دهند، باید از کشور همسایه بازخواست کنند…
وقتی در استانهای محروم کشور، شغل نیست، کارخانه نیست، فرصت زیست آبرومندانه نیست، کارگری که مسئولیت نانآوری خانواده را برعهده دارد، فرقی نمیکند زن باشد یا مرد، راهی جز این پیش پای خود نمیبیند که با تحمل خطر و تحقیر، دست به مهاجرت بزند؛ به جز مهاجرت اجباری، چه میشود کرد؟ کولبری و بار سنگین بر دوش انداختن یا سوختبری و خود را در معرض آتش و انفجار قرار دادن و یا در نهایت دستفروشی؛ این امکانات هم گاهی برای همه میسر نیست…
کارگری که دستش به جایی نمیرسد و خانوادهاش گرسنه مانده است، ناگزیر تحقیر میشود؛ در ماجرای تلخ ترکیه، سایهسنگین بیپولی، تنهایی و بیپناهی ۳۸ کارگر را تا مرز دنبال کرد؛ ۳۸ کارگر کتک خوردند، تحقیر شدند و با دستهای خالی به مملکت بازگشتند؛ تعدادی از اینها زن بودند؛ زنانی که جبر روزگار و بیپولی آنها را به آن سوی مرزها کشاند.
این زنها حالا با کولهباری از توهین و تحقیر به خانههای روستاییشان بازگشتهاند؛ خانههایی که در روزهای بیپولی و تنهایی، حتماً خیلی سوت و کور است، چراغی هم در آن سوسو نمیزند…
گزارش: نسرین هزاره مقدم
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان