افزایش بیوقفه قیمت مواد غذایی، از مرغ و تخممرغ تا شیر و پنیر، حالا دیگر فقط یک بحران اقتصادی نیست. خانوادههای کارگری برای تأمین ابتداییترین نیازهای غذایی خود ناتوان شدهاند…..
افزایش افسارگسیخته قیمت مواد غذایی، سفره خانوارهای کارگری را بیش از هر زمان دیگری کوچک کرده است؛ تا جایی که اقلامی مانند مرغ، تخممرغ و لبنیات که زمانی حداقلِ تغذیه طبقات کمدرآمد محسوب میشدند، اکنون به کالاهایی دور از دسترس تبدیل شدهاند.
گزارشهای میدانی از بازار نشان میدهد قیمت برخی اقلام اساسی به شکلی جهشی و حتی هفتگی افزایش یافته و شکاف میان دستمزد و هزینه معیشت به مرحلهای رسیده که بسیاری از کارگران ناچار به حذف تدریجی منابع اصلی پروتئین و کلسیم از سبد غذایی خود شدهاند.
خبرگزاری کار ایران (ایلنا) دوشنبه ۴ خرداد گزارش داد که در شرایطی که دستمزد روزانه بسیاری از کارگران حتی کفاف یک وعده غذای ساده را نمیدهد.
این گزارش رسمی آورده است که تخم مرغ به شانهای ۵۰۰ هزار و ۴۹۰ هزار تومان، مرغ ارگانیک به کیلویی یک میلیون تومان و سنگدان مرغ به کیلویی ۴۰۰ هزار تومان رسیده است. بدین ترتیب آنچه زمانی غذای جایگزین گوشت قرمز برای خانوارهای کمدرآمد بود، حالا از سفرهها حذف میشود.
در سالهای گذشته، حذف گوشت قرمز و ماهی از سبد غذایی کارگران به نشانه سقوط قدرت خرید تعبیر میشد، اما اکنون نشانههای حذف مرغ، تخممرغ و حتی لبنیات نیز آشکار شده است.
خانوارهایی که پیشتر برای جبران کمبود پروتئین به لبنیات پناه برده بودند، حالا با موج جدید گرانی شیر، ماست و پنیر روبهرو شدهاند؛ موجی که بهگفته کارگران، خرید هفتگی را به خرید ماهانه و خرید کیلویی را به خرید گرمی تبدیل کرده است.
کارگران و خانوادههای کمدرآمد میگویند دیگر توان خرید روزانه شیر و لبنیات را ندارند و مصرف این اقلام به حداقل رسیده است. برخی خانوادهها که پیشتر گوشت و مرغ را حذف کرده بودند، اکنون ناچارند لبنیات را نیز از برنامه غذایی کودکان خود کنار بگذارند.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که متخصصان تغذیه و پزشکان نسبت به تبعات سنگین حذف منابع اصلی کلسیم و پروتئین هشدار میدهند.
پزشکان معتقدند حذف لبنیات از رژیم غذایی، بهویژه برای کودکان و نوجوانان، زمینهساز «سوءتغذیه پنهان» است؛ وضعیتی که در آن افراد شاید کالری دریافت کنند اما از نظر ریزمغذیهای حیاتی مانند کلسیم، ویتامین دی و پروتئین دچار کمبود جدی باشند. به گفته متخصصان، ادامه این روند میتواند در کوتاهمدت به ضعف جسمی، کاهش تمرکز و افت توان کاری منجر شود و در بلندمدت بیماریهایی مانند پوکی استخوان، اختلالات رشد و آسیبهای مزمن جسمی را افزایش دهد.
محمد قدیری وصفی، روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران درباره ارتباط فقر، کاهش مصرف موادغذایی و سلامت روان گفت: «ما بهدلیل فقر با مشکلاتی در حوزه تأمین مواد غذایی مواجهیم به نحوی که حدود ۵۰ درصد جامعه ما به گواه اخبار منتشر شده، زیر خط فقر قرار دارند.»
قدیری وصفی افزود: «فقر مطلق بهمعنای آن است که یک فرد حدود یک و نیم دلار در روز درآمد دارد؛ عددی معادل ۶ میلیون تومان در ماه که باعث میشود مواد غذایی به مغز فرد نرسد.»
بهگفته او، فقر و سوءتغذیه تنها سلامت جسم را تهدید نمیکند، بلکه آثار روانی و اجتماعی گستردهای بر جامعه میگذارد. اضطراب، افسردگی، خشونت، احساس بیآیندگی و افزایش گرایش به آسیبهای اجتماعی از جمله پیامدهایی است که در جوامع گرفتار فقر تشدید میشود.
محمد قدیری وصفی تأکید کرد که آثار فقر و سوءتغذیه میتواند تا چند نسل ادامه پیدا کند. کودکانی که در دوران بارداری یا سالهای نخست زندگی با کمبود مواد غذایی ضروری روبهرو میشوند، در آینده با مشکلات شناختی، ضعف تمرکز و آسیبهای روانی بیشتری مواجه خواهند شد؛ آسیبهایی که حتی با بهبود شرایط اقتصادی نیز بهسرعت از بین نمیرود.
در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان کارگری معتقدند سیاستهای حمایتی موجود، فاصله زیادی با واقعیت هزینههای زندگی دارد. آنها میگویند یارانهها و کالابرگهای فعلی در برابر سرعت افزایش قیمتها عملاً کارایی ندارند و بخش بزرگی از جامعه کارگری را در تأمین ابتداییترین نیازهای غذایی ناتوان گذاشتهاند؛ وضعیتی که حالا دیگر تنها به کوچک شدن سفرهها محدود نیست و به تهدیدی جدی برای سلامت نسل آینده تبدیل شده است.
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان