در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۲۵، در دوره یازده ماه حکومت ملی آذربایجان به رهبری فرقه دموکرات آذربایجان، مصوبهای با عنوان “قانون کار آذربایجان” در تبریز تصویب شد. اهمیت این مصوبه در آن است که شش روز پیش از تصویب لایحه کار دولت قوام در سطح کشور، در تبریز دربارۀ حقوق کارگران، ساعات کار، مرخصی و دستمزد تصمیمگیری شد….
این قانون، کار روزانه را هشت ساعت و کار هفتگی را چهل و هشت ساعت تعیین میکرد، اضافهکاری را با پنجاه درصد دستمزد بیشتر به رسمیت میشناخت، برای کارگران مرخصی سالانه در نظر میگرفت، پرداخت دستمزد در تعطیلات رسمی و روزهای توقف کار به دستور کارفرما را مقرر میکرد و حتی برای کارگران بیسواد امکان ترک کار نیم ساعت زودتر جهت شرکت در کلاسهای سوادآموزی پیشبینی کرده بود. در این دورۀ کوتاه علاوه بر تصویب قانون کار کارخانجات جدید با کمک مالی حکومت ملی افتتاح و با نظارت مستقیم کارگران به کار انداخته شدند. همزمان قانون کار دمکراتیک تدوین، تصویب و به اجرا گذاشته شد. اجرای قانون کار و بیمۀ درمانی کارگران در دستور کار قرار گرفت. این قانون شامل این مواد بود: هشت ساعت کار روزانه، تعطیلی جمعه و ایام تعطیل رسمی با دریافت مزد، مرخصی سالیانه با حقوق، حق تشکیل اتحادیۀ کارگران و دخالت اتحادیه در تنظیم روابط و قرارداد کار بین کارگر و کارفرما، تعیین حداقل مزد، تعطیلکردن روز اول ماه مه (روز جهانی کارگر)، تشکیل شورای حل اختلاف، برابری مزد زنان با مردان، ممنوعبودن استخدام و اشتغال زنان در کارهای سنگین، دورهٔ استراحت زنان باردار ششهفته قبل از زایمان و ششهفته بعد از زایمان با دریافت مزد؛
- تصمیماتی قاطع و سریع برای حل معضل بیکاری و شبکۀ بهداشت همگانی گرفته شد و به اجرا در آمد؛
- اصلاحات بنیادی در امور دفاعی و رشتۀ نظامی اِعمال شد؛
- اتخاذ تدابیر اساسی در زمینۀ احیا و رشد فرهنگ ملی از طریق تحصیل بهزبان مادری -بههمراه زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی- در مؤسسات آموزشی در آذربایجان، شرایط ضروری برای گسترش سریع فرهنگ و پیشرفت آموزش و پرورش را فراهم کرد. احداث “چاپخانۀ معارف”، “چاپخانۀ آذربایجان”، تشکیل “ادارۀ هنرهای زیبا”، “تئاتر دولتی”، “ارکستر ملی و فیلارمونیک آذربایجان”، “انجمن هنرمندان و هنرپیشگان”. تئاتر ملی احیا شد و نمایشهای آن با استقبال گسترده مردم روبهرو شد و در کنار آن “جمعیت شاعران و ادیبان آذربایجانی” نقشی فعال در پیشبرد فرهنگ کهن و غنی خلق ایفا کرد؛
- تأسیس دانشگاه ملّی آذربایجان (دانشگاه تبریز و آذرآبادگان بعدی و تبریز کنونی)؛ این دانشگاه در طی حیات هشتادسالۀ خود در تربیت نیروی انسانی ایران نقشی برجسته ایفا کرده است.
- تفویض حق انتخابکردن و انتخابشدن به زنان در انتخابات مجلس،که برای اولین بار در تاریخ ایران به وقوع پیوست؛
- تصویب و اجرای قانون تقسیم اراضی خالصه و املاک مصادرهشدۀ مالکانی که آذربایجان را ترک کرده بودند و علیه حکومت ملّی توطئهچینی میکردند. این زمینها میان روستاییان بیبضاعت (در حدود یک میلیون خانواده) بهشکل بلاعوض تقسیم شدند؛
- انجمنهای انتخابی در روستاها بهوجود آمدند که از ۳ تا ۵ نفر نماینده داشتند. این انجمنها قروض دهقانان را چنان قسطبندی کردند که از عهدۀ پرداخت آنها برآیند؛ بهرۀ مالکانه کاهش یافت و از غارت قرونوسطایی دهقانان جلوگیری شد؛
- تأسیس “بانک فلاحت” برای کمک به روستاییان و ایجاد “شرکت ماشینهای آبیاری و کشاورزی”؛
- تأمین آب آشامیدنی سالم و لولهکشی آب شهرها، بهویژه شهر تبریز، برای نخستینبار اجرا شد؛
- تشکیل شرکتهای تعاونی، فروشگاههای دولتی، و توزیع کالا با قیمت ارزان و کوتاهکردن دست دلالان؛
- مردم آذربایجان اقداماتی بسیار برای ایجاد و توسعه صنایع به عمل آوردند.
- هیئت حاکمۀ وقت ایران که تحکیم جنبش دمکراتیک آذربایجان را با فروپاشی پایههای نظام ستمکار خود یکسان میدانست، به بهانۀ انتخابات، به آذربایجان لشکرکشی کرد. ارتش دستنشاندۀ شاهنشاهی، بهرغم توافق با فرقه و پذیرش بخشی از خواستهای فرقه از سوی دولت قوام، با یاری نیروهای ارتجاعی محلی و فئودالهای منطقه و با زیرپاگذاشتن همهٔ موازین و شئونات انسانی، دست به سرکوب بیرحمانهٔ مبارزان فرقهٔ دموکرات آذربایجان و تودهایها و آذربایجانیهای آزادیخواه زد و بیش از سیهزار شهروند آذربایجانی را کشت. شجاعت رزمندگان فرقۀ دمکرات آذربایجان در برابر جنایتهای اراذل و اوباش و ارتش ستمشاهی، از صفحات درخشان تاریخ دلاوری مردم آذربایجان است که هرگز از خاطرهها زدوه نشده و نخواهد شد. این قهرمانیها برگ زرینی است در تاریخ مقاومت دلیرانۀ مردم جانبهلبرسیده از ظلم و ستم مستبدان حاکم که طی سدههای متمادی بر مردم حقطلب و عدالتخواه اعمال شده است.
- در مرحلۀ کنونیِ مبارزهٔ ملی با دیکتاتوری حاکم، با توجه به تجربههای بهدستآمده از جنبش ۲۱ آذر و حکومت ملی آذربایجان، باید تأکید کرد که تحکیم و تقویت پیوند میان مبارزه در راه الغایِ ستم ملی و پیکار سراسری با استبداد حاکم ضرورت مبرم دارد. ۴۶ سال است که حاکمان جمهوری اسلامی سیاست اِعمال ستم ملی و بیتوجهی به مسائل ویژهٔ خلقهای ساکن ایران را درپیش گرفتهاند و مانند رژیم گذشته میکوشند تا با زور و سرکوب و ارتکاب جنایتهای ددمنشانه، ایران را به زندان خلقها بدل سازند. سیاستهای رژیم اسلامی در کُردستان و آذربایجان و سیستان و بلوچستان و… گواه بارز این واقعیت است.
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان