کوپن یا کالابرگ؛ اصلاً مسئله این است؟

بررسی برنامه‌های رفاهی و حمایتی در زمان جنگ ۸ساله و ۱۲روزۀ ایران.
در دوران جنگ هشت‌ساله، دولت ایران با چالش‌های اقتصادی شدیدی روبه‌رو بود: کاهش درآمد نفتی به‌علت اختلال در صادرات، تحریم‌های بین‌المللی، تخریب زیرساخت‌ها، و نیاز به تأمین نیازهای جبهه و پشت جبهه. در این شرایط، سیاست‌های رفاهی عمدتاً بر پایهٔ توزیع عادلانه منابع محدود، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، و حفظ انسجام اجتماعی تمرکز داشت تا روحیهٔ مردم حفظ شود و جنگ ادامه پیدا کند. این سیاست‌ها بیشتر جنبهٔ اضطراری و کوتاه‌مدت داشت و تحت تأثیر ایدئولوژی عدالت اجتماعی و نیازهای جنگی شکل گرفت….
سیاست‌های حمایتی جنگ هشت‌ساله

یکی از مهم‌ترین ابزارهای رفاهی سیستم کوپن بود که از اوایل جنگ (حدود آبان ۱۳۵۹) آغاز شد و تا سال‌ها بعد ادامه یافت. هدف آن توزیع عادلانه کالاهای اساسی در شرایط کمبود و جلوگیری از احتکار و تورم شدید بود. کالاهای مشمول کوپن روغن نباتی، برنج، قند و شکر، گوشت قرمز، مرغ، پنیر، تخم‌مرغ، کره، کنسرو ماهی، صابون، پودر رخت‌شویی، و حتی بنزین و گازوئیل و گاز مایع بود. ستاد بسیج اقتصادی یا کمیته‌های توزیع عادلانه کالا تشکیل شد. هر خانوار بر اساس دفترچۀ کوپن (که شبیه به دفترچۀ بسیج بود) سهمیۀ ماهانه دریافت می‌کرد. توزیع از طریق فروشگاه‌های دولتی یا تعاونی‌ها انجام می‌شد. این سیستم حداقل کالری و نیازهای پایه را برای اکثر جمعیت تأمین می‌کرد و از نابرابری شدید جلوگیری کرد، کوپن‌ها فقط بخش کوچکی از بودجهٔ خانوارها (حدود ۴درصد) را پوشش می‌دادند، اما در حفظ ثبات اجتماعی نقش کلیدی داشتند. این سیاست از دوران جنگ جهانی دوم (اشغال ایران توسط متفقین) الهام گرفته شده بود، اما در جنگ ایران و عراق بسیار گسترده‌تر شد.

یارانه‌ها و قیمت‌گذاری دولتی

دولت قیمت بسیاری از کالاها و خدمات را بسیار پایین نگه داشت (زیر قیمت بازار) تا قدرت خرید مردم حفظ شود. یارانهٔ گسترده بر مواد غذایی، سوخت، برق، آب و دارو، واردات مستقیم توسط دولت برای تأمین کمبودها (مثلاً واردات مرغ با هواپیما یا پنیر خارجی)، و کنترل بازرگانی خارجی و تخصیص ارز دولتی برای واردات کالاهای اساسی در دستور کار قرار گرفت. این یارانه‌ها بعدها به یکی از ویژگی‌های ماندگار اقتصاد ایران تبدیل شدند و حتی پس از جنگ هم ادامه یافت، هرچند هزینۀ سنگینی برای بودجهٔ دولت داشتند.

حمایت از جنگ‌زدگان و اقشار آسیب‌پذیر

تشکیل بنیادها و نهادهای انقلابی مانند بنیاد شهید (برای خانواده‌های شهدا)، بنیاد جانبازان، و کمیتهٔ امداد از دیگر سیاست‌های حمایتی بود که خدمات رفاهی، مسکن، کمک مالی، و اشتغال به خانواده‌های شهدا، جانبازان، و جنگ‌زدگان ارائه می‌دادند. کمک به آوارگان مناطق جنگی (به‌ویژه خوزستان) برای بازسازی موقت، جابه‌جایی جمعیت، و تأمین نیازهای اولیه و بسیج کمک‌های مردمی از طریق مسجدها، کمیته‌ها، و جهاد سازندگی از دیگر سیاست‌های توزیع کالا در سطح کشور بود. این نهادهای موازی (بنیادها در کنار سازمان‌های دولتی) سیستم رفاهی در آن زمان را تقویت کردند، هرچند بعدها باعث پراکندگی و ناکارآمدی شدند.

سایر سیاست‌های حمایتی

تمرکز بودجه بر نیازهای جنگی و رفاه پشت جبهه یکی از مسائل اساسی دولت بود. دولت تلاش می‌کرد زندگی روزمرۀ مردم را تا حد ممکن با ادامۀ فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی غیرجنگی عادی نگه دارد. همچنین، برنامه‌های بهداشتی اولیه با گسترش خدمات بهداشتی روستایی ادامه یافت که بعدها به کاهش نرخ رشد جمعیت کمک کرد. برنامهٔ اشتغال عمومی با جذب نیروی کار در بخش دولتی، صنایع دفاعی، و جهاد سازندگی برای کاهش بیکاری شتاب گرفت.

چالش‌ها و پیامدها

این سیاست‌ها در کوتاه‌مدت موفق بودند. تورم را تا حدی کنترل کردند، حمایت مردمی از جنگ را حفظ کردند و از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کردند. اما مشکلاتی هم داشتند. تورم پنهان و بازار سیاه، کاهش کارایی اقتصادی به‌دلیل قیمت‌گذاری و دولتی بودن، و هزینهٔ سنگین برای دولت که با درآمد نفت محدود تأمین می‌شد. پس از جنگ، بسیاری از این سیستم‌ها (مثل کوپن) به‌تدریج اصلاح یا حذف شدند، اما یارانه‌ها ماندگار شدند و چالش‌های بعدی (مثل اصلاح یارانه‌ها در دهه‌های بعد) را ایجاد کردند. در مجموع، سیاست‌های رفاهی دولت در دوران جنگ بیشتر مدیریت بحران بود تا ارائهٔ سیستم رفاهی پیشرفته. اولویت با تأمین حداقل معیشت برای همه، حمایت ویژه از خانواده‌های درگیر در جنگ، و بسیج منابع برای ادامه دادن به دفاع بود. این رویکرد به تثبیت انقلاب و انسجام ملی کمک کرد، هرچند اقتصاد را زیر فشار قرار داد.
سیاست‌های جنگ دوازده‌روزه

در دوران جنگ دوازده‌روزه، سیاست‌های رفاهی دولت ایران بسیار متفاوت با دوران جنگ ایران و عراق عمل کرد. این جنگ کوتاه بود، خسارت‌های مستقیم عمدتاً به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌یی وارد شد. دولت بر مدیریت بحران کوتاه‌مدت، حفظ ثبات معیشتی، و جلوگیری از شوک‌های اقتصادی تمرکز داشت تا روحیهٔ عمومی حفظ شود و زندگی روزمره مختل نشود. طرح کالابرگ الکترونیکی (که از سال‌های قبل اجرا می‌شد) در این دوره ادامه یافت و حتی تقویت شد. اعتبار خرید کالاهای اساسی (مانند مرغ، گوشت، روغن، برنج) برای خانوارها شارژ می‌شد و گزارش‌هایی از واریز اعتبار ماهانه (تا حدود یک‌میلیون تومان به‌ازای هر نفر در برخی مراحل) وجود دارد.

وزیر اقتصاد اعلام کرد که جنگ از سه بُعد آسیب زد: خسارت‌های مستقیم، کاهش تولید بنگاه‌ها، و ایجاد انتظارات منفی. در پاسخ، چندین بستۀ حمایتی طراحی شد که شامل مشوق‌های بانکی (تسهیلات کم‌بهره یا تمدید مهلت پرداخت‌ها)، بسته‌های بیمه‌یی، و حمایت‌های دارایی و مالیاتی بود. این بسته‌ها برای صنایع بزرگ، اصناف، و کسب‌وکارهای آسیب‌دیده از رکود کوتاه‌مدت (کاهش تقاضا و اختلال در زنجیره تأمین) بود. بانک مرکزی و دولت توانستند ارز مورد نیاز برای واردات کالاهای اساسی و دارو را تأمین کنند. این یکی از نقاط قوت اعلام‌شده بود و از ایجاد صف یا کمبود شدید جلوگیری کرد. تمرکز روی جلوگیری از احتکار، گران‌فروشی، و حفظ زنجیرهٔ تأمین. صنایع نیز همکاری خوبی نشان دادند و کمترین میزان تخلف گزارش شد.

جمع‌بندی

تغییر شکل سیاست‌های رفاهی از الگوی توزیع مستقیم به‌سمت ابزارهای مدرن‌تر تا حد زیادی ریشه در تحولات اقتصادی پس از جنگ هشت‌ساله دارد. در دههٔ هفتاد شمسی و تحت تأثیر سیاست‌های تعدیل ساختاری، کاهش یارانه‌های عمومی و خصوصی‌سازی مورد توجه دولت‌ها قرار گرفت. این تغییرات رفاه عمومی را از توزیع گسترده یارانه‌ها به حمایت‌های هدفمند هدایت کرد. از دیگر سو، تشدید تحریم‌ها، به‌ویژه در سال‌های دههٔ نود، اقتصاد ایران را به‌سمت اقتصاد مقاومتی و خودکفایی نسبی از طریق تزریق تسهیلات بانکی سوق داد. ظهور اینترنت و گسترش ابزارهای الکترونیک نیز در تغییر سیاست‌های رفاهی بی‌تأثیر نبود، اما اهمیت اینترنت در کسب‌وکارها و وجود تورم دورقمی اثرگذاری این حمایت‌ها را کمرنگ کرده است.

سعیده شفیعی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی
از وبگاه قلمرو رفاه