میهن‌دوستی معادلِ دفاع از حاکمیت یا نظام سیاسی حاکم نیست!

در این شرایط خطیر صدای زندانیان سیاسی باشیم!

همان‌طور که در روزهای اول تجاوز نظامی به میهن‌مان طرفدارانِ تجاوزِ نظامی با تبلیغاتی وسیع و همه‌جانبه تلاش کردند “نه به جنگ” را معادلِ طرفداری از رژیم جلوه دهند و از ریزشِ رو به گسترشِ صف‌های ناآگاه حامیان خود در دیاسپورای ایرانی [ایرانیان ساکن در خارج] مانع شوند، در این روزها نیزهر گونه همبستگی مردم در مقابل تجاوز وحشیانۀ امپریالیسم و رژیم نژادپرست اسرائیل به میهن که برآمده از احساس میهن‌دوستی است را به دفاع از رژیم، حاکمیت، و نظام می‌خواهند نسبت دهند. در صورتی‌که دفاع از استقلال و حاکمیت ملی وظیفۀ تمامی نیروهای ملی و دمکراتیک خصوصاً کمونیست‌ها است. از خود باید پرسید آیا بدون استقلالِ کشور برقراری دمکراسی و عدالت اجتماعی که مقوله‌هایی طبقاتی هستند می‌توانند محقق شوند؟ واقعیت امر این است که هر ثانیه‌ای که از ادامۀ تجاوز و جنگ ‌بگذرد این جان و ثروت مردم و زحمتکشان ایران است که بر باد می‌رود و تنها شرکت‌های اسلحه سازی، کمپانی‌های نفتی، کمپانی‌های هوش مصنوعی مانند پلانتیر که در خدمت صنایع نظامی هستند سودهایی هنگفت می‌برند. وظیفۀ تأخیرناپذیرِ تک تک میهن‌دوستان ایجاد کمیته‌های دفعِ تجاوز و مبارزه برای حفظ و گسترش صلح در میهن است. برای نمونه، “شبکهٔ کمک” که مجموعه‌ای از نهادها و داوطلبان مدنی است، با انتشار “نامه”‌ای سرگشاده خطاب به تشکل‌های مدنی بین‌المللی، شبکه‌های صلح‌طلب، و سازمان‌های ضدّجنگ خواستار همبستگی جهانی برای حمایت از غیرنظامیان در ایران و پیگیری تحقیقات مستقل دربارهٔ حمله‌های اخیر به میهن‌مان ایران شده است. این شبکه تأکید کرده است که ادامه یافتن حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی پیامدهای فاجعه‌بار انسانی و حقوقی‌ای گسترده‌ دارد. این شبکه که متشکل از نهادها و داوطلبان مدنی است، با تأکید بر دفاع از “زندگی، صلح، و کرامت انسانی” اعلام کرد در روزها و هفته‌های اخیر زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی در میهن‌مان ایران هدف مجموعه‌ای از حمله‌های نظامی “آشکارا غیرقانونی” قرار گرفته‌اند.

به‌نقل از این “نامه”‌، تا کنون بیش از ۲۱هزار و ۷۲۰ منطقهٔ غیرنظامی در کشورمان مورد حمله قرار گرفته‌اند و ۱۶۰ مرکز درمانی، ۶۹ مدرسه، ۱۶ مرکز هلال‌احمر، و ۲۱ واحد امداد و نجات تخریب شده‌اند یا به‌شدت آسیب دیده‌اند. در این “نامه”‌ همچنین در مورد حمله‌های مکرر به نهادهای انتظامی و خدمات عمومی و تأثیرِ مخرب این حمله‌ها بر “ایمنی و ثبات اجتماعی” هشدار داده شده است.

در حدود سه هفته‌ای (تا تاریخ نشر این مطلب) که از تجاوز نظامی به میهن‌مان گذشته است علاوه بر نابودی صدها زیرساخت صنعتی نظامی، شاهد آن بودیم که منطقه‌های مسکونی، مدارس، مرکزهای دانشگاهی-تحقیقاتی، بیمارستان‌ها، مرکزهای تجاری، و نیز شهرک‌های صنعتی، انبارهای نفت، نیروگاه‌ها و کارخانه‌ها، آب شیرین‌کن‌ها، و درنهایت زیرساخت‌های انرژی در سراسر کشورمان هدف بمباران‌های وحشیانۀ دشمن صهیونیستی اسرائیلی و امپریالیستی آمریکایی با مشارکت و حمایت لجستیکی کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس و نیز کشورهای اروپایی اتحادیهٔ اروپا قرار گرفته است. در این مدت بیش از ۱۳۶۹ نفر غیرنظامی (از جمله دست‌کم ۲۰۷ کودک) و ۶۲۷ نفر که کاملاً مشخص نیست نظامی و یا غیرنظامی‌اند (تا تاریخ نشر این مطلب) کشته شده‌اند.

در روزهای گذشته عملیات ترور مقام‌های عالی‌رتبۀ امنیتی و نظامی و اطلاعاتی به‌همراه بمباران‌های گستردۀ زیر‌ساخت‌های انرژی و صنعتی وارد شدن تجاوز نظامی به میهن‌مان به مرحله‌ای جدید را نشان می‌دهند، مرحله‌ای تازه از تجاوز که وضعیت را برای ایجاد هرج‌ومرج، ناامنی اجتماعی، و نهایتاً شرایط برای حضور فیزیکی و ورود نیروهای زمینی دشمن تجاوزگر و نیروهای پشتیبانش به داخل خاک ایران از منطقه‌های مختلف مرزی را به‌سرعت می‌تواند  آماده سازد.

کمیته‌های ضد جنگ و تجاوز نه تنها باید ندای صلح‌خواهی را در داخل گسترش دهد، بلکه زمینه را برای مقابله با وضعیتی چون ورود دشمن به خاک میهن را نیز آماده سازد. وظیفه‌هایی مختلف که برای گروه‌های این کمیته‌ها جدای از فعالیت گسترده برای درخواست آتش‌بس فوری می‌شود در نظر گرفت عرصه‌هایی گوناگون از جمله همیاری محلی، حمایت از کودکان و سالمندان، حفظ نظم و کارکردِ اجتماعی، تهیه و توزیع آب، غذا، دارو، کمک به نیروهای امدادگر و البته ثبت و گزارش رویدادها را می‌تواند شامل شود.

تشکیل، تقویت، و گسترش این کمیته‌ها وظیفۀ تأخیرناپذیر تمامی میهن‌دوستان است.

در این شرایط خطیر صدای زندانیان سیاسی باشیم!

متأسفانه اخبار رسیده از داخل زندان‌ها نشان از وضعیت بسیار بد زندانیان در این شرایط خطرناک دارد. گزارش‌های رسیده در مورد زندان تهران بزرگ نشان از آن دارد که این زندان با ازدحام شدید روبه‌روست و عدهٔ زیادی از زندانیان به‌دلیل کمبود جا ناچارند در راهروها و کریدورها کف‌خوابی کنند. بر اساس این گزارش‌ها آمده است: “وضعیت بهداشتی زندان نیز بسیار نامناسب است و زندانیان با کمبود امکانات اولیه رو به‌‌رو هستند. برخی منابع از کمبود آب آشامیدنی، امکانات درمانی و مواد غذایی خبر داده‌اند.” خبرهای ارسالی از زندان قرچک نیز بسیار نگران کننده است. گزارش‌های رسیده از زندان قرچک نشان می‌دهد حدود ۸۰ زن بازداشت ‌شده در جریان خیزش دی‌ماه در وضعیتی بسیار دشوار در سالنی کوچک با پنج اتاق اسکان داده شده‌اند و به‌گفتهٔ منابع مطلع از دسترسی به بسیاری از نیازهای اولیه نیز محروم هستند. گزارش‌هایی تازه‌ که از خانوادهٔ زندانیان زندان اوین منتشر شده است نشان می‌دهد زندانیان در روزهای اخیر با کمبود شدید امکانات اولیه و خدمات درمانی روبه‌رو هستند. قطع شدن آب گرم، اختلال در تأمین برق، و دسترسی بسیار محدود به دارو و پزشک از جمله مشکلاتی است که برای زندانیان گزارش شده است. این وضعیت در حالی مطرح می‌شود که پیش‌تر زندان اوین در جریان جنگ دوازده‌روزه هدف بمباران قرار گرفته بود و فعالان حقوق بشر در مورد خطرات ادامهٔ نگهداری زندانیان در چنین شرایطی هشدار داده‌اند. اخبار رسیده از زندان‌ها در شهرهای دیگر نیز همین وضعیت را نشان می‌دهد. زندانیان نیز با اقدام‌های اعتراضی تغییر این شرایط را خواستارند. در آخرین نمونه از این اعتراض‌ها مسعود فرهیخته، معلم زندانی، در اعتراض به ‌رسیدگی نکردن سازمان زندان‌ها به وضع زندانیان از روز ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ دست به اعتصاب غذا زده است. با توجه به این شرایط دشوار و نیز بمباران‌های بی وقفۀ منطقه‌های مسکونی از جمله در حوالی زندان‌ها و بر اساس مصوبه ۲۱۱ که امکان آزادی یا مرخصی برخی زندانیان را در شرایط خاص فراهم می‌کند، ما مصرانه استفاده از این اصل و آزادی زندانیان سیاسی و مدنی را خواستاریم.

بسیاری از زندانیان سیاسی و مدنی که در زندان‌ها نگهداری می‌شوند به‌دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز مدنی بازداشت شده‌اند و تهدیدی برای جامعه محسوب نمی‌شوند و باید فوراً آزاد شوند.

در چنین شرایطی اجرای مصوبه ۲۱۱ می‌تواند علاوه بر کاهش فشار بر زندان‌ها به بهبود شرایط زندانیان نیز کمک کند. خواست اجرای مصوبهٔ ۲۱۱ را عمومی کنیم.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۶، ۳ فروردین ۱۴۰۵