هشدار بی‌پاسخ به فاجعه‌ای در حال وقوع

کاهش شدید حقابه دریاچه ارومیه، نابسامانی مدیریت پسماند، و تبدیل تالاب‌ها به کانون‌های ریزگرد، زنگ خطر فروپاشی زیست‌محیطی در شمال‌غرب ایران را به صدا درآورده است. آن‌گونه که گزارش‌های تازه از سه استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و قزوین نشان می‌دهد، هم‌زمانی خشکسالی، بی‌توجهی مدیریتی و نبود همکاری میان دستگاه‌های مسئول، آینده‌ زیست‌بوم این مناطق را با تهدیدهای جدی روبرو کرده است….


دریاچه ارومیه؛ گرفتار در بی‌تفاوتی آذربایجان شرقی

حجت جباری، مدیرکل محیط زیست آذربایجان غربی، با انتقاد صریح از عملکرد آذربایجان شرقی، از ورود تنها ۸ میلیون مترمکعب آب به دریاچه ارومیه در سال جاری خبر داده؛ رقمی بسیار پایین‌تر از تعهد ۱۵۰ میلیون مترمکعبی که برای انتقال پساب تصفیه‌شده تبریز در نظر گرفته شده بود. کاهش این حقابه، در حالی رخ می‌دهد که دریاچه ارومیه برای بازگشت به تعادل اکولوژیکی، نیازمند منابع پایدار آبی است. چنین عملکردی از سوی آذربایجان شرقی، نه‌تنها همکاری بین استانی در نجات این زیست‌بوم را زیر سوال می‌برد، بلکه امکان هرگونه احیای پایدار را نیز کمرنگ‌تر می‌کند.

گرد و غبار و مدیریت ناکارآمد پسماند در آذربایجان غربی

در کنار بحران آب، وضعیت آذربایجان غربی نیز با چالش‌های مضاعفی روبروست. عملیات تثبیت کانون‌های گرد و غبار تنها در ۵۲۰ هکتار از مناطق بحرانی انجام شده، آن‌هم در حالی که وسعت تهدید چند برابر این میزان است. از سوی دیگر، جباری به صراحت از ضعف عملکرد شهرداری‌ها در مدیریت پسماند پرده برداشته است: روزانه ۲۵۰۰ تن زباله در استان تولید می‌شود، اما دفن غیراصولی آن‌ها، بوی تعفن، آلودگی‌های زیستی و حتی تهدید سلامت عمومی را در پی داشته است.

این ناهماهنگی و ناتوانی دستگاه‌های اجرایی در کنترل زباله‌ها، در شرایطی رخ می‌دهد که فشارهای زیست‌محیطی همچون خشک شدن دریاچه و تهدید گرد و غبار، نیاز به سیاست‌گذاری یکپارچه و اقدام ضربتی را دوچندان کرده است.

گودال‌های گرم و مرموز در بستر دریاچه

از دیگر تحولات قابل‌تأمل، کشف دو گودال آب گرم در سواحل دریاچه ارومیه است که به گفته مقام مسئول، منشأ انسانی دارند. این گودال‌ها با دمای ۳۷ درجه و تراکم بالای آرتمیا، نشان از مداخلات غیرطبیعی در بستر دریاچه دارد. هرچند مسئولان سعی در عادی‌سازی این پدیده دارند، اما وجود ساختارهایی این‌چنین، بدون مطالعات دقیق زیست‌محیطی، می‌تواند آثار بلندمدت و جبران‌ناپذیری داشته باشد.

تالاب الله‌آباد؛ از زیستگاه به منبع گرد و غبار

در استان قزوین نیز، تالاب الله‌آباد که زمانی یکی از مهم‌ترین منابع زیستی منطقه بود، به علت کاهش بارش‌ها و نرسیدن حقابه، به کانونی برای تولید گرد و غبار بدل شده است. رامین رمضانی، معاون محیط زیست طبیعی استان، اذعان دارد که با وجود تصویب برنامه‌های احیا در سطح ملی، اجرای آن‌ها به دلیل نبود منابع آبی و همکاری ضعیف نهادهای ذی‌ربط به بن‌بست خورده است.

در حالی که بخش‌هایی از تالاب صالحیه به دلیل اتصال به رودخانه شور، هنوز محل حضور پرندگان است، الله‌آباد عملاً به یک خطر بالقوه برای مناطق همجوار از جمله تهران و البرز تبدیل شده است.

هشدار بی‌پاسخ به فاجعه‌ای در حال وقوع

سه استان، سه بحران، و یک نقطه اشتراک: نبود اراده سیاسی و برنامه‌ریزی جامع برای نجات زیست‌بومهای در حال مرگ. با ادامه این روند، چشم‌انداز شمال‌غرب ایران از یک منطقه غنی طبیعی به بیابانی تهدیدگر برای میلیون‌ها انسان و هزاران گونه جانوری در حال تغییر است. بحران زیست‌محیطی دریاچه ارومیه، زباله‌های انباشته، و تالاب‌های خشک‌شده، نیازمند اقدام فوری و فراتر از اقدامات پراکنده و منفصل است. بدون بازنگری اساسی در سیاست‌های محیط‌زیستی و بین‌دستگاهی، فاجعه نه در راه، بلکه در حال وقوع است