احمد عسگرپور؛ پژوهشگر فرهنگ مردم و تاریخ شفاهی تئاتر خراسان و علاقمند به تاریخ اجتماعی و سیاسی آذربایجان چشم از جهان پوشید!

مراسم خاکسپاری احمد داود عسگرپور، پژوهشگر، کنشگر فرهنگی و هنرمند متعهد، روز ۸ خرداد ۱۴۰۵ با حضور جمعی از دوستان، همراهان و دوستداران او برگزار شد. در این مراسم، سخنرانان از عسگرپور به عنوان انسانی فرهیخته، مردمی، عدالت‌خواه و متعهد یاد کردند که زندگی خود را در راه فرهنگ، هنر، پژوهش و پاسداشت حافظه تاریخی مردم سپری کرد….

در سخنرانی مراسم، از احمد عسگرپور، که در میان نزدیکان و دوستانش با نام «عمو داود» شناخته می‌شد، به عنوان شخصیتی خودساخته و پاک‌زیست یاد شد؛ انسانی که از نوجوانی با رنج کار و زندگی آشنا بود، اما در همان سال‌ها عشق به هنر، ادبیات و عدالت اجتماعی در او شکل گرفت. سخنران مراسم گفت عسگرپور در خانواده‌ای پرورش یافت که عزت‌نفس، پاک‌دستی و مردم‌داری را به او آموخت و او نیز این ارزش‌ها را تا پایان عمر در زندگی شخصی و اجتماعی خود حفظ کرد….

احمد داود عسگرپور از نوجوانی به هنر نمایش علاقه‌مند شد. نخستین نمایشنامه خود را در دوران تحصیل در دبیرستان پهلوی با موضوع جدال فقرا و اغنیا نوشت و اجرا کرد. او بعدها با ادبیات ترکی آذربایجانی، ادبیات جهانی، آثار نویسندگان مترقی ایرانی و خارجی و کتاب‌های ممنوعه آشنا شد و به گروه‌های مطالعاتی مخفی دبیرستان راه یافت. این تجربه‌ها، زمینه فکری و فرهنگی او را برای سال‌های بعد شکل داد.
عسگرپور در بیست‌سالگی وارد نیروی هوایی شد، دوره‌ای از آموزش خود را در تبریز گذراند و سپس برای خدمت به بندرعباس اعزام شد. در آنجا با تبعیدیان سیاسی ارتباط یافت و پس از بازگشت به پایگاه هوایی شکاری تبریز، هم‌زمان با اوج‌گیری مبارزات مردم علیه حکومت ستم شاهنشاهی، به صف جنبش مردمی پیوست.
پس از پیروزی انقلاب، عسگرپور از نیروی هوایی کنار گذاشته شد و ناچار به تهران رفت. او برای تأمین معاش به کارهای گوناگون، از جمله دستفروشی، بزازی، کارگری، جوشکاری، تعمیرکاری و مغازه‌داری روی آورد و سرانجام در مشهد ساکن شد. دوستانش در مراسم خاکسپاری گفتند او با وجود همه دشواری‌ها، فشارها و ناملایمات، از تلاش بازنایستاد و همواره در کنار مردم باقی ماند.
دوره اقامت در مشهد، یکی از مهم‌ترین دوره‌های فعالیت فرهنگی و اجتماعی احمد داود عسگرپور بود. او فعالیت‌های خود را بر پژوهش‌های هنری، به‌ویژه در زمینه هنر نمایش، متمرکز کرد و هم‌زمان در سازماندهی دوستداران ادبیات آذربایجانی و دانشجویان آذربایجانی دانشگاه مشهد نقش داشت. برگزاری نشست‌های فرهنگی، دعوت از هنرمندان آذربایجان برای اجرا در مشهد، و برگزاری مراسم تجلیل از هنرمندان پیشکسوت تئاتر مشهد، از جمله فعالیت‌های او در این دوره بود.
از نیمه دوم دهۀ هفتاد، عسگرپور برای گسترش مطالعات تاریخی و اسنادی در حوزه هنرهای نمایشی، کتابخانه‌ای با هزاران جلد کتاب معتبر و مرجع فراهم کرد. یکی از مهم‌ترین کارهای او، پیشبرد پروژه تاریخ شفاهی تئاتر خراسان با همکاری دوستانش بود؛ پروژه‌ای که بخشی از حافظه فرهنگی و هنری این منطقه را ثبت و ماندگار کرد.
در مراسم خاکسپاری تأکید شد که احمد داود عسگرپور بی‌آنکه در پی نام و شهرت باشد، از شکل‌گیری و فعالیت نهادهای مدنی، انجمن‌های ادبی و محافل فرهنگی در آذربایجان، تهران و مشهد پشتیبانی می‌کرد. او با ثبت خاطرات و یادمانده‌های شخصیت‌های اجتماعی و فرهنگی آذربایجان، بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ و نیز بخشی از مبارزات عدالت‌خواهانه و آزادی‌خواهانه منادیان «هنر برای مردم» را در قالب تاریخ شفاهی حفظ کرد.
از دیگر فعالیت‌های مهم او، پژوهش درباره نهضت مشروطیت و تهیه و تدوین «کتابنامه مشروطیت» بود؛ کاری که طی سال‌ها به ثمر نشست و در اختیار پژوهشگران تاریخ معاصر اجتماعی و سیاسی ایران قرار گرفت.
در پایان مراسم، دوستان و همراهان احمد داود عسگرپور با او وداع کردند و گفتند او برای آنان فقط یک پژوهشگر، هنرمند و کنشگر فرهنگی نبود، بلکه پناه مهربانی، صداقت، رفاقت و امید بود. آنان تأکید کردند نام، منش انسانی و عشق او به مردم و فرهنگ این سرزمین در حافظه دوستان و در تاریخ فرهنگی ایران زنده خواهد ماند.
مراسم با این پیام بدرود پایان یافت: “ما تو را به خاک می‌سپاریم، اما نامت را نه؛ نام و خاطره‌ات در دل دوستانت، در حافظه فرهنگ این سرزمین و در راهی که با عشق و تعهد پیمودی، زنده و ماندگار خواهد ماند.”