دستگاه حاکمه(بر ایران) بار سنگین ناشی از جنگ را بهزندگی زحمتکشان تحمیل میکند. ارزیابی جنبش مبارزاتی طبقه کارگر در یک سال اخیر و شرایط موجود در کشور نشانگر اهمیت نقش جنبش مبارزاتی طبقهٔ کارگر برای صلح، عدالت اجتماعی، و مبارزه همگانی علیه دیکتاتوری، تجاوز، و مداخله امپریالیسم و ارتجاع است.
از مبارزه برای تأمینِ حقوق سیاسی- صنفی، پیکار علیه استبدادِ حاکم تا ایستادگی در برابر جنگ، دفاع از میهن و برقراریِ صلح
با فرارسیدن یازدهم اردیبهشتماه- اول ماه مه- روز جهانیِ کارگر، طبقهٔ کارگر و زحمتکشان میهن ما همراه با سایر لایههای مردم با پیامدهای دهشتناک تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل که بهمدت ۴۰ روز ادامه پیدا کرد، روبهرو هستند. جنگی که هنوز رسماً پایان نیافته و آتشبسِ موقت برقرار است. بمباران و تخریب بخشهایی از واحدهای تولیدی کلیدی و راهبردیِ کشور ازجمله صنایع پتروشیمی بندر ماهشهر، مجتمع گاز پارس جنوبی در عسلویه، و کارخانههای تولید فولاد در استان اصفهان و اهواز و بسیاری دیگر از زیرساختهای کشور، علاوه بر جان باختن و مصدوم شدن هزاران نفر از هموطنان و خسارتهای جبران ناپذیر اقتصادی، بیکار شدن صدها هزار نفر از کارگران و زحمتکشان شاغل در این صنایع را به دنبال داشته است.
مرور جنبش کارگری درطول یک سال گذشته گواه بر آن است که مبارزات طبقهٔ کارگر و دیگر زحمتکشان در تلاش برای دستیابی به مطالبههای صنفی و سیاسی خود تا زمان آغاز این تجاوز جنایتکارانه و پس از آن همراه با تحولات قابل ملاحظهای پیگیرانه ادامه داشتهاند. در طی این مدت کارگران افزون بر برنامههای ویرانگر جراحی اقتصادی ابتدا با خطر احتمال بروز جنگ و سپس با پیامدهای ویرانگر تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسراییل روبهرو شدند. پیش از شروع جنگ ۱۲ روزه در خردادماه سال گذشته و تجاوز نظامی اخیر و پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از اجرای برنامههای ضد کارگری تعدیل ساختاری خصوصی سازی، مقررات زدایی، نبودِ شرایط ایمنی در محیط کار، تعیین نشدنِ حداقل مزد بر اساس نرخ تورم و هزینهٔ سبد معیشت، وضعیت زندگی طبقه کارگر و زحمتکشان میهن ما بیش از پیش طاقتفرسا شده بود و طبیعتاً با وقوع جنگ این وضعیت بسیار وخیمتر شده است.
در اثر تجاوز نظامی اخیر به میهن ما و تخریب گسترده زیرساختها و بسیاری از صنایع راهبردی، تولید و کار در بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی متوقف شدهاند و درنتیجه کارگران و سایر زحمتکشان از اولین قربانیان جنگ هستند. با این وجود، فداکاری و تلاش آنان برای بازسازی خرابیهای جنگ و کمک به مردم در تمام مرکزهای خدماتی، تولیدی، امدادرسانی، و بیمارستانها تحسینبرانگیز است. مطابق آمارهایی که توسط مطبوعات و خبرگزاریهای جمهوری اسلامی انتشار یافته است، در اثر بمباران مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و بندر شاپور (امام) نزدیک به ۲۷ هزار کارگر، تکنیسین و مهندس وضعیت شغلیای مبهم دارند. درحال حاضر این مجتمعها هنوز به مدار تولید بازنگشته و لاجرم کارکنان بیکار هستند. بمباران تاسیسات نفت، گاز و پتروشیمی در پارس جنوبی- عسلویه به درخطر قرارگرفتن امنیت شغلی بیش از ۲۲ هزار کارگر که عمدتاً کارگران پروژهای محسوب میشوند منجر گردیده است. بیکاری زحمتکشان در منطقههای مهم صنعتی به معضلی جدی بدل شده است. بهعلاوه، شمار بسیاری از کارگران راهآهن بهویژه کارگران ابنیه فنی، کارگران صنعت ساختمان، ماهیگیران در خلیج فارس و دریای عمان، کارگران اسکله در بندرهای جنوب کشور و جزایر ایران با بیکاری دست و پنجه نرم میکنند. با حمله وحشیانه و هدفمند به صنعت پولاد ایران و بمباران چند مرکز تولید خصوصاً مجتمع پولاد مبارکه اصفهان ۲۰ هزار کارگر بهطور مستقیم شغل خود را از دست دادهاند. اینها در کنار تخریب مدارس و بیمارستانها خسارتهایی است که نهتنها بنیه تولیدی کشور و امر بهداشت، سلامت، و آموزش را تحت تاثیر مخرب قرار داده، بلکه منافع و امنیت شغلی طبقه کارگر و زحمتکشان فکری و یدی را نابود کرده است.
پیش از تجاوز نظامی بهکشور در آذر ماه سال گذشته، اعتراض به عواقب اقتصادی و شرایط معیشت زحمتکشان در اثر افزایش نرخ ارز و اعتصاب در بازار تهران بهسرعت تمام استانهای کشور را دربر گرفت. نقش نارضایتی اجتماعی و معیشتی در گسترش این اعتراضها بهویژه در بین زحمتکشان و لایههای تهیدست جامعه بهوضوح دیده میشود. قبل از آغاز این اعتراضها در آذرماه ۱۴۰۴، میهن ما شاهد گسترش حرکتهای اعتراضی کارگران و سایر زحمتکشان در رویارویی با سیاست های اقتصادی-اجتماعی رژیم جمهوری اسلامی بود. از این جمله اعتراضها میتوان اعتصاب دوهفتهایِ کارگران معدن زرشوران تکاب، اعتصابات هفتگی کارگران نفت و گاز، تجمعهای اعتراضی بازنشستگان و اعتصاب کارگران شرکت قند خاورمیانه را نام برد. افزون بر آن در سالی که گذشت کارگران در اکثر صنایع راهبردی از نفت، گاز، پتروشیمی، و فولاد گرفته تا برق و توانیر، راه آهن و مخابرات با تأکید بر مطالبههای صنفی و سیاسی از جمله امنیت شغلی، افزایش مزد مطابق با نرخ تورم و هزینه سبد معیشت و برای جلوگیری از برنامههای خصوصی سازی ویرانگر به حرکتهای اعتراضی و درنهایت به اعتصاب روی آوردند. با تجاوز امپریالیسم آمریکا و رژیم نژادپرست اسرائیل به میهن ما ضربهٔ سختی به جنبش کارگری وارد آمد و خواستهای طبقهٔ کارگر عمدتاً در پیامد جنگ، تجاوز، و بمبارانهای روزانه در سایه قرار گرفت. پیدایش چنین شرایطی که می تواند ضعیفتر شدن جنبش کارگری را بههمراه داشته باشد، تنها دلخواه نیروهای طرفدار برنامههای ضد کارگری تعدیل ساختاری در دولت جمهوری اسلامی نیست، بلکه نیروهای ارتجاعی وابسته به امپریالیسم آمریکا در خارج از کشور نیز در برنامههای اقتصادیشان بر پیشبرد سیاستهای اقتصادی نولیبرالی تاکید میورزند.
جنگ تجاوزکارانه امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیست اسرائیل پویهٔ رشد و ارتقای سطح سازماندهی و همبستگی در جنبش کارگری و سندیکایی را تحت تاثیر قرار داد. این تاثیر منفی تا حدی معین در وضعیت کنونی به توقف مسیر رشد جنبش کارگری منجر شده است. باید توجه داشت این توقف موقتی و گذرا است، اما از اثرهای منفی آن نمیتوان غافل بود. بهطورکلی جنگ تجاوزکارانه اثرهایی منفی حداقل در کوتاهمدت بر کمیت و کیفیت جنبش کارگری و امکانات و قدرت مانور آن باقی خواهد گذاشت.
درطول یک سال گذشته گسترش اعتراضها برای مطالبههای صنفی توسط کارکنان صنعت نفت که مسئول تولید بخش مهمی از درآمد ملی هستند، در تابستان سال گذشته در مجموعه جنبش کارگری ایران بسیار اثرگذار بود. پیش از آن نیز مبارزات کارگران پروژهای و ارکان ثالث در صنعت نفت و سایر بخشهای راهبردی اقتصاد در سراسر کشور فرا گیر شده بودند. خواستهای اصلی کارگران پروژهای دستمزدِ عادلانه، حذفِ پیمانکارهای دلال نیروی کار، تامینِ امنیت شغلی، و ایمنی محیط کار و اجرایِ طرح ۱۴ روز کار ۱۴ روز مرخصی را شامل میشد.
همچنین حرکتهای اعتراضی برای خواسته دستمزد و مزایای عادلانه کارگران در سال گذشته و پیش از تجاوز نظامی به اوج خود رسید. در این اعتصاب بیش از ۵ هزار تن از کارگران پیمانی پالایشگاههای پارس جنوبی، از نقطههای مختلف برای دستمزد و مزایای عادلانه و همسان سازی آن، اجرای طرحِ طبقهبندی مشاغل و ساماندهی وضعیت رانندگان، پرداختِ هزینهٔ قطع امکانات، ساماندهی وضعیت نیروهای ایمنی پشتیبان و روزمزد و همچنین رعایت قانون کار و عُرفِ کارگاهی برای تمام گروههایی که در محدودهٔ پالایشگاهها فعالیت می کنند، راهپیمایی کردند. این اعتصاب با فشار تودههای کارگر موجب انزوای رهبری تشکلهای زرد حکومتی شد. نکتهای که در مجموعهٔ مبارزات یک سال اخیر شایان توجه است.
با توجه به نرخ فزاینده تورم و افزایش سرسامآور بهای ارزاق عمومی و حذف شدنِ یارانهها، دستمزدهای منطبق با هزینه سبد معیشت کماکان یکی از مهمترین مطالبهها برای همهٔ زحمتکشان است. افزایش سریع نرخ تورم که از ابتدای سال گذشته ادامه داشت، باعث شد که افزایش دستمزدِ مصوبهٔ شورایعالی کار بر اساس نرخ تورم، عملا اثر ناچیز خود را از دست بدهد و خیلی زود یعنی از همان ابتدای تابستان ۱۴۰۴ قدرت خرید کارگران نسبت به سال قبل بهطور محسوسی کاهش یابد.
پس از آن نیز در اسفندماه سال گذشته در حالی که کشور در زیر بمباران امپریالیسم آمریکا و اسراییل جنایتکار قرار داشت، نقش منفی رهبری تشکلهای زرد کارگری (شوراهای اسلامی کار و خانهٔ کارگر) در شورایعالی کار برای محدود کردن حداقل دستمزد و مزایا به افزایشی ۶۰ درصدی، افزایشی که هیچ قرابتی با هزینهٔ سبد معیشت ندارد، بهروشنی دیده میشد. این سیاست ضد کارگری همراه با گسترش بیکاری در زمان جنگ، زندگی کارگران و سایر زحمتکشان را بیش از پیش دشوارتر کرده است.
همانگونه که اشاره کردیم، طبقهٔ کارگر و زحمتکشان در زمان تجاوز نظامی وحشیانهٔ امپریالیسم و عامل سرسپردهٔ هارِ آن یعنی اسرائیل در دفاع از میهن و دفع تجاوز نظامی ایستادگی کرده و قهرمانیها آفریدند. اما حکومت جمهوری اسلامی بهجای پاسخ به این نقش برجسته و بیبدیل، ادامه دادن به اجرای سیاست برنامهٔ جراحی اقتصادی و بهموازات آن سرکوبگری بوده است. موضوعهای حیاتی کارگران و زحمتکشان برای رژیم ولایت فقیه و دستگاه حاکمه کنونی فاقد اهمیت است. موضوعهای حیاتی عبارتند از بیمه بیکاری فراگیر شامل همهٔ کارگرانی که در اثر جنگ تجاوزکارانه امپریالیسم و عامل جنایتکار آن اسرائیل شغل خود را از دست دادهاند، حذف کامل پیمانکاران نیروی کار یعنی دلالها، پوشش همهشمول بیمه و هزینهٔ درمان برای همهٔ کارگران بدون استثناء بهویژه زنان کارگر و سرپرست خانوار، حمایتهایی مانند تهیهٔ اقلام خوراکی برای خانوارهای کارگری با تقویت تعاونیهای مصرف کارگری، افزایش و پرداخت دستمزد و مزایا بدون تاخیر، حق برخورداری از تشکل مستقل یعنی سندیکا بهعنوان سازمان پایهٔ طبقاتی که در دورهٔ بازسازی صنایع بمبارانشده حقوق زحمتکشان را نمایندگی کنند و نظایر آن. بهاین ترتیب حقوق و منافع طبقه کارگر و زحمتکشان نهتنها نادیده و پایمال میشود، بلکه این بار نیز دستگاه حاکمه بار سنگین ناشی از جنگ را بهزندگی زحمتکشان تحمیل میکند. ارزیابی جنبش مبارزاتی طبقه کارگر در یک سال اخیر و شرایط موجود در کشور نشانگر اهمیت نقش جنبش مبارزاتی طبقهٔ کارگر برای صلح، عدالت اجتماعی، و مبارزه همگانی علیه دیکتاتوری، تجاوز، و مداخله امپریالیسم و ارتجاع است. تقویت نقش جنبش کارگری در جنبش همگانی ضد امپریالیستی، ضد دیکتاتوری، و برای استقلال و آزادی میهن در گروِ استقلال عمل طبقاتی کارگران است. مبارزه کارگران با تأکید بر هویت مستقل طبقاتیشان و تلفیق مبارزه صنفی با فعالیت سیاسی و پیکار همگانی علیه تجاوز، مداخله امپریالیسم و دیکتاتوری حاکم پیروز خواهد شد.
* فرخنده باد اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران و زحمتکشان
* درود پرشور به طبقهٔ کارگر ایران مدافعِ راستینِ میهن در برابر امپریالیسم و دولت صهیونیست اسرائیل و پیکارگرِ استوارِ مبارزات ضد دیکتاتوری بهسود استقلال و حق حاکمیت ملی
* حق اعتصاب باید بهرسمیت شناختهشود
* بساطِ پیمانکاران نیروی انسانی باید برچیده شود
* مزد باید مطابقِ نرخِ واقعیِ تورم و هزینهٔ معیشت تعیین و اعلام شود
* پیش بهسوی احیایِ حقوقِ سندیکایی
* اعطای تسهیلات بانکی بدون بهره به زحمتکشان برای بازسازی مناطق مسکونی کارگری که بمباران شده است
* اختصاص تسهیلات بانکی با بهرهٔ کم یا بدون بهره برای بازسازیِ کارگاهها، مشاغلِ خدماتی، و مرکزهای تولیدی بههدفِ تقویت بنیهٔ تولیدی-صنعتیِ کشور و تضمین اشتغال کارگران و زحمتکشان فکری و یدی
* کارگر زندانی و همهٔ زندانیان سیاسی آزاد باید گردند
* به برنامهٔ تعدیل ساختاری و جراحیِ اقتصادی پایان دهید
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۹، ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان