تداوم حملات جمهوری اسلامی به کمپ‌های کُردی؛ چرا این حمله‌ها متوقف نمی‌شود؟

سازمان‌های مترقی و آزادی‌خواه و چپ و سوسیالیست، همچنان که در این جنگ ارتجاعی که از سوی رژیم جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل به مردم ایران تحمیل شده راه سوم را برگزیدند و صدای مخالفت با جنگ و ویرانی را سر داده‌اند، باید با صراحت و روشنی این حملات به اقلیم کردستان و احزاب کردستان ایران را نیز محکوم کنند.

در حالی‌که پس از جنگی ۴۰ روزه، ایران، ایالات متحده و اسرائیل دوره‌ای از آتش‌بس را تجربه‌ می‌کنند، حمله‌های پهپادی جمهوری اسلامی ایران به مواضع احزاب کُرد در اقلیم کردستان عراق ادامه دارد. یکی از تازه‌ترین این حمله‌ها بعدازظهر ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ رخ داد و به کشته شدن یک پیشمرگه و زخمی شدن دو نفر دیگر انجامید.

بر اساس گزارش‌ها، «غزال مولان چپرآباد»، پیشمرگه ۱۹ ساله وابسته به حزب «کومله زحمتکشان کُردستان» که اصالتاً اهل مهاباد بود، در پی این حمله جان باخت. منابع محلی می‌گویند او پس از انتقال به چند مرکز درمانی در سلیمانیه، به‌دلیل عدم پذیرش و کمبود امکانات پزشکی، پیش از رسیدن به درمان مؤثر جان خود را از دست داد.

این حمله در شرایطی رخ داده که آتش‌بس میان ایران و آمریکا-اسرائیل وارد هفته دوم خود شده است. با این حال، به گفته منابع محلی و فعالان سیاسی، حمله‌های جمهوری اسلامی به مواضع احزاب کُرد ایرانی در اقلیم کُردستان عراق نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در برخی موارد تشدید نیز شده است.

بنا بر گزارش منابع کُردی از آغاز درگیری‌های اخیر، بیش از ۷۰۰ حمله موشکی و پهپادی به اقلیم کُردستان عراق ثبت شده که مقرها و کمپ‌های پناهندگان از اهداف اصلی بوده‌اند. در نتیجه این حمله‌ها دست‌کم ۱۸ نفر کشته و ۹۳ نفر زخمی شده‌اند.

در روایتی که به نقل از امجد حسین پناهی، عضو کمیته مرکزی کومله زحمتکشان منتشر شده، روند انتقال غزال مولان به مراکز درمانی با تأخیر و موانع جدی توصیف شده است. گفته می‌شود آمبولانس حامل او به چند بیمارستان مراجعه کرده، اما به‌دلیل «ابعاد سیاسی پرونده» و یا «کمبود امکانات تخصصی»، از پذیرش او خودداری شده است. در نهایت، این پیشمرگه جوان پیش از دریافت خدمات درمانی حیاتی، در مسیر انتقال به بیمارستان جان باخت.

کومله زحمتکشان کُردستان در بیانیه‌ای این حمله را «تروریستی» توصیف کرده و اعلام کرده است که هدف از این اقدامات، سرکوب نیروهای مخالف و ایجاد رعب در میان جامعه کُردستان است.

در همین زمینه، هیوا مجیدزاده، فعال سیاسی چپ کورد ساکن اقلیم کردستان، شهر سلیمانیه، در گفت‌وگو با رادیو زمانه تصویری گسترده‌تر از زمینه‌ها و منطق این حمله‌‌ها ارائه می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد آنچه امروز رخ می‌دهد، نه پدیده‌ای مقطعی، بلکه امتداد یک روند چندساله است.

مجیدزاده می‌گوید:

« احزاب شرق کردستان یا به عبارتی احزاب کردستان ایران از خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی که خاستگاه اصلی این خیزش همان شهرهای کردستان بود تا به امروز صدها بار مورد حمله پهپادی و موشکی رژیم جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند و از آن زمان تا الان این احزاب در یک آماده‌باش و وضعیت هشدار دائمی قرار داشتند و طی این چند سال اخیر فشارها بر روی این احزاب از سوی رژیم جمهوری اسلامی بیشتر هم شده است ».

او با اشاره به جنگ اخیر میان ایران و آمریکا-اسرائیل توضیح می‌دهد که از همان روزهای نخست، جمهوری اسلامی تمرکز خود را بر ایجاد فضای رعب در اقلیم کردستان عراق قرار داده و در کنار آن، حمله به احزاب کُرد را به‌عنوان بخشی از سیاست خود دنبال کرده است. به گفته او، این احزاب نیز در واکنش، سطح هشدار را بالا برده و برای حفاظت از نیروها و خانواده‌ها، بسیاری از مقرها و کمپ‌های خود را تخلیه کرده‌اند. با این حال، حتی این اقدامات پیشگیرانه نیز مانع از تداوم حملات نشده است.

مجیدزاده می‌گوید:

« این تهاجم‌های موشکی و پهپادی رژیم جمهوری اسلامی تا الان دست‌کم منجر به شهید شدن شش پیشمرگه شده است که دو تن از آن‌ها به نام‌های امید ویسی و اسماعیل رحیمی از کومله انقلابی زحمتکشان کردستان و دو تن دیگر به نام‌های فخرالدین مرادی و اقبال صالح‌پور از سازمان خبات کردستان و یک تن با نام جلال رشیدی از حزب پارت آزاد کردستان موسوم به پاک و آخرین مورد هم غزال مولانی بود از حزب کومله زحمتکشان کردستان که بر اثر تهاجم وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی به کمپ سورداش که کاملاً یک کمپ مدنی و به دور از فعالیت سیاسی و نظامی است شهید شد. همچنین در این حملات تا کنون بیش از سی نفر مجروح شدند. این حملات همچنین به کمپ‌ها و مقرهای حزب دموکرات ایران هم انجام شده که خوشبختانه کسی در این حزب آسیب ندیده ».

مجیدزاده در ادامه بر نکته‌ای کلیدی تأکید می‌کند؛ به‌گفته او، احزاب کُردستان ایران اساساً خود را بخشی از جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا-اسرائیل نمی‌دانند و از همان ابتدا نیز چنین موضعی را به‌صراحت اعلام کرده‌اند. او این تمایز را «ریشه‌ای» توصیف می‌کند و می‌گوید که مبارزه این احزاب، تاریخی طولانی و ماهیتی متفاوت دارد و به مطالبات اجتماعی و سیاسی در داخل ایران، به‌ویژه در کُردستان، گره خورده است. به باور او، همین پیوند عمیق با جامعه کُردستان است که جمهوری اسلامی را نسبت به این احزاب حساس و نگران کرده و حملات مداوم را به ابزاری برای اعمال فشار و ایجاد هراس تبدیل کرده است.

هیوا مجیدزاده می‌گوید:

« رهبران سیاسی این احزاب از همان روزهای اول در قبال این جنگ و طرفین آن به صراحت اعلام کردند که آن‌ها بخشی از این جنگ نبوده و نیستند. مبارزه این احزاب با رژیم جمهوری اسلامی از همان روزهای آغازین این رژیم شروع شده و جنس مبارزه این احزاب با ماهیت این جنگ تفاوت ریشه‌ای دارد. در واقع احزاب کردستان هر کدام نماینده بخشی از جامعه کردستان ایران هستند و مطالبات مردم کردستان را نمایندگی می‌کنند و پیوند عمیقی با مردم خود دارند و اتفاقاً تهاجم و حمله یا به عبارتی دقیق‌تر ترس و وحشت جمهوری اسلامی از این احزاب از همین‌جا نشئت می‌گیرد. در واقع جمهوری اسلامی با این حملات می‌خواهد ترس و وحشت خود به دل مردم کردستان را فرافکنی کند که البته همیشه نتیجه عکس داده و مردم کردستان و احزاب آن‌ها را منسجم‌تر کرده است ».

او همچنین به حمله اخیر به کمپ «سورداش» اشاره می‌کند و می‌گوید این مکان اساساً یک کمپ غیرنظامی و محل اسکان خانواده‌ها بوده که بر اساس توافقات امنیتی میان دولت عراق و ایران تعیین شده بود. به گفته مجیدزاده، هدف قرار دادن چنین مکانی نشان می‌دهد که این حملات صرفاً جنبه نظامی ندارند، بلکه بخشی از یک سیاست گسترده‌تر برای تضعیف و حذف این احزاب و شکستن پیوند آن‌ها با جامعه‌شان است.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، مجیدزاده به بُعد تبلیغاتی و گفتمانی این تقابل نیز اشاره می‌کند. او می‌گوید جمهوری اسلامی در طول دهه‌ها، این احزاب را با برچسب‌هایی مانند «گروهک» یا «تجزیه‌طلب» معرفی کرده و همزمان تلاش کرده است با فشار بر دولت عراق، زمینه انتقال آن‌ها به کشورهای ثالث را فراهم کند. از نگاه او، چنین سیاستی در نهایت با هدف جدا کردن این نیروها از بستر اجتماعی‌شان دنبال می‌شود؛ هدفی که به‌گفته او، تاکنون متحقق نشده است.

مجیدزاده به زمانه می‌گوید:

« رژیم جمهوری اسلامی هدفش از بین بردن این احزاب و در واقع خاموش کردن مطالبات جامعه کردستان در ایران است و در سال‌های اخیر علی‌الخصوص رژیم تمام تلاش خود را کرده که از طریق مقام‌های دولت عراق این احزاب را از جغرافیای عراق بیرون کند و به کشور ثالثی منتقل کنند. هدفی که رژیم از این راهکار دنبال می‌کند در واقع قطع کردن پیوند ارگانیکی است که احزاب کردستان با مردم جامعه خود دارند که در همین راستا بر تحولات اجتماعی و سیاسی کردستان می‌خواهد بی‌اثر شوند؛ امری که رژیم تا الان به آن دست نیافته و البته گمان نمی‌کنم‌ ».

مجیدزاده در پایان، بر نقش نیروهای مدنی و سیاسی خارج از ایران تأکید می‌کند و معتقد است که در شرایط کنونی، این نیروها می‌توانند با موضع‌گیری روشن علیه جنگ و همزمان محکوم کردن حملات به اقلیم کردستان، توجه نهادهای بین‌المللی را به این موضوع جلب کنند. به باور او، آنچه در این مناطق رخ می‌دهد، صرفاً یک منازعه حاشیه‌ای نیست، بلکه بخشی از یک روند گسترده‌تر سرکوب است که پیامدهای آن فراتر از جغرافیای کُردستان خواهد بود.

هیوا مجیدزاده می‌گوید:

« سازمان‌های مترقی و آزادی‌خواه و چپ و سوسیالیست، همچنان که در این جنگ ارتجاعی که از سوی رژیم جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل به مردم ایران تحمیل شده راه سوم را برگزیدند و صدای مخالفت با جنگ و ویرانی را سر داده‌اند، باید با صراحت و روشنی این حملات به اقلیم کردستان و احزاب کردستان ایران را نیز محکوم کنند و با برگزاری آکسیون‌ها و یا نوشتن نامه‌های دست‌جمعی به سازمان‌های بین‌المللی و پارلمان‌های اروپایی از این سازمان‌ها بخواهند که از جمهوری اسلامی بخواهند این حملات را به این مناطق و به این احزاب قطع کند ».