دریاچه ارومیه در فروردین ۱۴۰۵: بهبود وضعیت یا تالاب فصلی؟

افزایش بی‌سابقه بارش‌ها در سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، حجم آب دریاچه ارومیه را به بیش از ۲ میلیارد و ۱۲۰ میلیون مترمکعب رساند و آن را به یک پیکره پیوسته تبدیل کرد، اما دکتر منصور سهرابی، کارشناس محیط زیست، این وضعیت را صرفاً «یک تالاب فصلی» می‌داند که به محض پایان یافتن بارش‌های بهاری و با شروع تبخیر تابستانی، دوباره خشک خواهد شد….

به باور او، احیای پایدار در شرایط کنونی، جز با کاهش چشمگیر سطح دریاچه، اصلاح بنیادین کشاورزی و کاهش برداشت آب از حوضه امکان‌پذیر نیست.
به گزارش سایت زمانه، در فروردین ۱۴۰۵، دریاچه ارومیه چشمگیری یافت. حجم آب از ۲ میلیارد و ۱۲۰ میلیون مترمکعب فراتر رفت و دریاچه دوباره به یک پیکره پیوسته تبدیل شد. وسعت پهنه آبی به حدود ۱۱۴۰ تا ۱۳۰۰ کیلومتر مربع افزایش یافت و تصاویری از تردد قایق‌های موتوری و بازگشت آب به نزدیکی کشتی آرتمیا و پل میان‌گذر منتشر شد. برخی مسئولان ادعا کردند که این وضعیت در ۶۰ سال اخیر کم‌نظیر بوده است که حقیقت ندارد و وضعیت مشابهی را در سال ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ می‌توان مشاهده کرد.

علت اصلی این بهبود، افزایش شدید بارندگی در سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بود. بارش در حوضه آبریز نسبت به سال قبل ۱۰۰ تا ۱۲۰ درصد و نسبت به میانگین بلندمدت حدود ۵۰ درصد بیشتر شد (از حدود ۱۴۱ میلی‌متر به بیش از ۲۸۸-۳۱۵ میلی‌متر). این بارش‌ها همراه با رهاسازی حق‌آبه از سدهای بوکان (زرینه‌رود) و مهاباد با دبی ۵۰ تا ۱۰۰ مترمکعب بر ثانیه، سیلاب‌های بالادست و ذوب برف‌های بهاری، حجم ورودی به دریاچه را افزایش داد. در گذشته نیز سال‌های پربارش مشابه (مثل اوج دهه ۷۰ یا بهبودهای موقت دیگر) عمدتاً ناشی از الگوهای بارشی بالا بودند.

با این حال، این وضعیت همچنان موقتی ارزیابی می‌شود. بهبود اخیر عمدتاً اقلیمی بوده و در دوره‌های کم‌بارش آینده ممکن است سریعاً معکوس شود. آیا خوش‌بینی کاربران در شبکه‌های اجتماعی موجه است؟ برای احیای بلندمدت دریاچه ارومیه چه باید کرد و آیا اصلا می‌توان به احیای دریاچه امید داشت؟ با دکتر منصور سهرابی، کارشناس محیط زیست گفت‌وگو کرده‌ایم: یک تالاب فصلی

سهرابی در پاسخ به این پرسش که آیا خوش‌بینی کاربران شبکه‌های اجتماعی درباره پرآب شدن دریاچه ارومیه موجه است، با صراحت تأکید کرد که چنین برداشت‌هایی «متأسفانه هیچ معنای علمی ندارد» و اغلب «برای اهداف خاصی مطرح می‌شوند» و حاصل «کم‌دانشی» است.

او با اشاره به وسعت تاریخی حدود پنج هزار کیلومترمربعی دریاچه و تراز اکولوژیک مورد نیاز برای زندگی آرتمیا (حجمی در حدود پانزده میلیارد مترمکعب)، تصریح کرد که دریاچه سال‌هاست عملاً خشک شده و آنچه امروز مشاهده می‌شود صرفاً «یک تالاب فصلی» بر اساس بارش‌هاست.

به گفته او، حتی اگر دو میلیارد مترمکعب آب موجود را مبنا قرار دهیم، این رقم «نشان‌دهنده وضعیت بسیار نامطلوب و نامناسب دریاچه» نسبت به بلندمدت است و این بهبود موقتی به شدت تحت تأثیر تبخیر تابستانی قرار دارد. سهرابی تأکید کرد:

آن چیزی که ما داریم یک تالاب فصلی است بر اساس بارش‌ها و اگر در تابستان هوا گرم‌تر از معمول باشد دوباره زود خشک می‌شود.

شرایط احیای پایدار

درباره شرایط احیای پایدار، سهرابی به موانع ساختاری عمده‌ای اشاره کرد. او ابتدا با انتقاد از عدم کاهش سطح دریاچه (که خود سال‌ها پیش پیشنهاد داده بود) گفت:

اگر بخواهیم دریاچه‌ای داشته باشیم، حالا در سطح بسیار کمتر مثلاً هزار کیلومتر یا کمتر، باید تمام آب ورودی به آن بخش محدود هدایت شود. در غیر این صورت، این داستان ادامه خواهد داشت.

از نظر مدیریتی، مهم‌ترین شرط، آزادسازی سالانه بیش از دو میلیارد مترمکعب حق‌آبه از پشت سدها و ایجاد موازنه مثبت بین ورودی و تبخیر (حدود ۳.۵ میلیارد ورودی در برابر ۲ تا ۲.۵ میلیارد تبخیر) است. اما مانع اصلی، گسترش بی‌رویه کشاورزی آبی در حوضه است: از حدود ۲۵۰ هزار هکتار در سال ۱۳۵۶ به بیش از ۹۰۰ هزار هکتار در حال حاضر رسیده و الگوی کشت نیز به محصولات پرآب‌بر مانند سیب، چغندر قند، ذرت و یونجه تغییر کرده است. همچنین تعداد چاه‌های غیرمجاز (تا ده هزار حلقه) و احداث پل میان‌گذر که ارتباط هیدرولوژیکی شمال و جنوب را به هم زده، از دیگر عوامل ساختاری هستند.

سهرابی در بخش مهمی از سخنان خود به یک تصور غلط رایج اشاره کرد و هشدار داد که صرفاً تبدیل آبیاری غرقابی به آبیاری بارانی قطره‌ای، بدون کاهش چشمگیر حجم برداشت آب، نه تنها کمکی به احیای دریاچه نمی‌کند، بلکه به دلیل افزایش بازده محصول، عملاً مصرف آب را بیشتر هم می‌کند. او تأکید کرد:

بدون کاهش برداشت، آبیاری‌های تحت فشار کمکی نکرده‌اند که آب به طبیعت برگردد. این روش تنها زمانی درست است که برداشتمان را از پنج میلیارد به دو میلیارد برسانیم.

سهرابی با انتقاد از مسئولانی که بهبودهای ناشی از بارش‌های استثنایی را به حساب مدیریت خود می‌گذارند، با صراحت اعلام کرد که احیای دریاچه به سبک و سیاق گذشته «غیرممکن است» و تنها امید واقعی، پذیرش یک دریاچه کوچک‌شده با مساحت محدود و اصلاح بنیادین کشاورزی و برداشت‌های آب است.