هیجدهمین روز جنگ خانمانسوز

در هیجدهمین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کانون بحران بیش از پیش به خلیج فارس، تنگه هرمز و پایتخت‌های عربی منطقه منتقل شده است. هم‌زمان با ادامه حملات ایران به اهدافی در امارات و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس، اختلاف‌ها بر سر چگونگی باز نگه داشتن تنگه هرمز، ناتوانی آمریکا در جلب حمایت فوری متحدان برای اعزام ناوهای جنگی، و افزایش نگرانی‌ها از گسترش دامنه جنگ به عراق و لبنان، وضعیت منطقه را به نقطه‌ای بسیار خطرناک رسانده است….

در تازه‌ترین تحول، ایران روز سه‌شنبه حملات خود را به امارات متحده عربی از سر گرفت؛ حملاتی که به گفته گزارش‌ها، تأسیسات نفتی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل و مراکز حساس در خلیج فارس را هدف گرفته است. در فجیره، یکی از گره‌های اصلی صادرات نفت امارات، حملات پهپادی برای دومین روز پیاپی اختلال ایجاد کرد و در ابوظبی نیز سقوط بقایای یک موشک بالستیک رهگیری‌شده به کشته شدن یک شهروند پاکستانی انجامید. آتش‌سوزی در میدان گازی شاه و تداوم ناامنی در مراکز انرژی، این نگرانی را تشدید کرده که آخرین مسیرهای باقی‌مانده صادرات نفت از امارات نیز ممکن است از بازار جهانی جدا شود؛ موضوعی که بحران انرژی را عمیق‌تر خواهد کرد.

رویترز می‌نویسد این حملات برای دولت ترامپ «غافلگیرکننده» بوده است، اما مقام‌های آمریکایی و منابع آگاه گفته‌اند رئیس‌جمهور آمریکا پیش از آغاز جنگ به‌روشنی در جریان این ارزیابی اطلاعاتی قرار گرفته بود که حمله به ایران می‌تواند به حملات تلافی‌جویانه علیه متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس منجر شود. همچنین به او هشدار داده شده بود تهران احتمالاً برای بستن یا مختل کردن تنگه هرمز اقدام خواهد کرد. با این حال، ترامپ اکنون از حملات ایران به قطر، عربستان سعودی، امارات، بحرین و کویت به عنوان رخدادی «غیرمنتظره» یاد کرده است.

در همین حال، تنگه هرمز همچنان تقریباً بسته مانده و به یکی از مهم‌ترین محورهای کشمکش سیاسی و نظامی در جنگ تبدیل شده است. ترامپ در روزهای گذشته از کشورهای دیگر خواسته بود برای باز کردن این گذرگاه حیاتی، ناوهای جنگی به منطقه اعزام کنند؛ اما پاسخ متحدان، سرد و محتاطانه بوده است. آلمان، اسپانیا، ایتالیا، ژاپن و استرالیا از جمله کشورهایی هستند که اعلام کرده‌اند در حال حاضر برنامه فوری برای اعزام شناورهای نظامی ندارند. صدراعظم آلمان گفته است برلین نه از سوی آمریکا و نه از سوی اسرائیل پیش از آغاز جنگ در جریان قرار نگرفته بود و بدون مجوز لازم از نهادهای بین‌المللی نیز امکان ورود به چنین مأموریتی را ندارد. رئیس سازمان بین‌المللی دریانوردی نیز هشدار داده حتی اسکورت دریایی هم نمی‌تواند امنیت عبور کشتی‌ها از هرمز را «صددرصد» تضمین کند.

در برابر این رویکرد نظامی، اتحادیه اروپا آشکارا بر راه‌حل دیپلماتیک تأکید کرده است. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفته است هیچ کشوری آماده نیست جان نیروهای خود را در تنگه هرمز به خطر اندازد و باید راه‌های سیاسی و دیپلماتیک برای باز نگه داشتن این آبراه پیدا شود. او هشدار داد بسته ماندن هرمز فقط به بحران انرژی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند به بحران غذا و کود شیمیایی نیز بینجامد؛ زیرا جریان تجارت و حمل‌ونقل کالاهای اساسی نیز از این اختلال تأثیر می‌پذیرد. این موضع اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که برخلاف لحن تهاجمی واشنگتن، در اروپا اراده‌ای برای ورود مستقیم نظامی به بحران دیده نمی‌شود.

اما در سوی دیگر، بخشی از دولت‌ها و نخبگان عرب حوزه خلیج فارس اکنون به نقطه‌ای متفاوت رسیده‌اند. رویترز به نقل از منابع خلیجی گزارش داده است که این کشورها، هرچند در آغاز خواستار جنگ نبودند، اکنون به‌طور فزاینده‌ای از واشنگتن می‌خواهند کار را نیمه‌تمام رها نکند و ایران را در وضعیتی باقی نگذارد که همچنان بتواند شاهرگ انرژی منطقه را تهدید کند. از نگاه این کشورها، حملات موشکی و پهپادی ایران به بنادر، فرودگاه‌ها، تأسیسات نفتی و مراکز تجاری در هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس نشان داده اگر تهران با توان تهاجمی قابل توجه از این جنگ بیرون بیاید، هر زمان که تنش بالا بگیرد می‌تواند دوباره اقتصاد منطقه و بازار جهانی نفت را گروگان بگیرد. با این حال، همین کشورها هم از ورود مستقیم و یک‌جانبه به جنگ پرهیز می‌کنند، زیرا بیم آن دارند که پاسخ متقابل ایران دامنه درگیری را به‌طور مهارنشدنی گسترش دهد.

رویترز می‌نویسد دولت‌های عرب خلیج فارس در یک دوراهی راهبردی گرفتار شده‌اند: از یک سو، مایل نیستند آمریکا و اسرائیل بدون تضعیف جدی ایران از جنگ خارج شوند؛ از سوی دیگر، خود نیز نمی‌خواهند مستقیماً وارد جنگی شوند که آغازگر آن نبوده‌اند و کنترلی هم بر روند آن ندارند. همین وضعیت، به سیاستی از «خویشتنداری حساب‌شده» انجامیده است؛ یعنی دفاع از حاکمیت خود و کشیدن خطوط قرمز، بدون آنکه به شکل علنی به کارزار جنگی بپیوندند.

در کنار بحران هرمز و حملات به خلیج فارس، جبهه عراق نیز به‌شدت داغ‌تر شده است. در بغداد، بامداد سه‌شنبه چندین راکت و دست‌کم پنج پهپاد به سوی سفارت آمریکا شلیک شد؛ حمله‌ای که به گفته منابع امنیتی عراقی، شدیدترین حمله به این سفارتخانه از آغاز جنگ بوده است. سامانه دفاعی سفارت دو پهپاد را سرنگون کرد، اما یک پهپاد دیگر در داخل محوطه سفارت اصابت کرد و باعث آتش‌سوزی و برخاستن دود شد. این حمله پس از آن صورت گرفت که در روزهای قبل، حملات هوایی به نیروهای نزدیک به ایران در عراق، از جمله کتائب حزب‌الله و حشد الشعبی، تلفات تازه‌ای بر جای گذاشته بود. دولت عراق در واکنش، نیروهای امنیتی را در بخش‌هایی از بغداد مستقر و منطقه سبز را بسته است.

هم‌زمان، جنگ در خود ایران و در جبهه اسرائیل نیز ادامه دارد. ایران بار دیگر در طول شب موشک‌هایی به سوی اسرائیل شلیک کرده و نشان داده است که با وجود بیش از دو هفته بمباران سنگین، هنوز توان اجرای حملات دوربرد را حفظ کرده است. در مقابل، اسرائیل موج تازه‌ای از حملات را علیه تهران و همچنین مواضع حزب‌الله در بیروت آغاز کرده و بر پایه گزارش‌ها حتی برای دست‌کم سه هفته دیگر جنگ برنامه‌ریزی کرده است. این تحولات نشان می‌دهد که نه‌تنها هیچ نشانه‌ای از فروکش کردن درگیری دیده نمی‌شود، بلکه هر روز بر دامنه جغرافیایی و هزینه‌های اقتصادی و انسانی آن افزوده می‌شود.

بازتاب فوری این وضعیت در بازارهای جهانی نیز آشکار است. قیمت نفت روز سه‌شنبه بیش از پنج درصد بالا رفت و دوباره بر نگرانی‌ها درباره تورم و رکود سایه انداخت. بانک مرکزی استرالیا در واکنش به همین فشارهای تورمی، برای دومین ماه پیاپی نرخ بهره را افزایش داده است. اکنون سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران با خطر هم‌زمان افزایش قیمت انرژی و کند شدن رشد اقتصادی روبه‌رو هستند؛ وضعیتی که از آن به عنوان «رکود تورمی» یاد می‌شود.