گزارشی از شرایط کاری کودکان بلوچ بی‌شناسنامه در زمین‌های زعفران، گوجه و باغ‌های پسته و خرما

کارگری در مزارع، مرگ در جاده؛
«دلخواه» هنوز نمی‌داند «عثمان» و «امیرعلی»، دو پسرش مرده‌اند. نمی‌داند «عمر» و «فرحناز»، دو فرزند دیگرش، در آی‌سی‌یو با مرگ می‌جنگند و حال‌شان وخیم است. او بی‌خبر است که استخوان‌های هر دو پایش آن‌قدر خرد شده که باید چندین‌بار جراحی شوند و شاید دیگر هیچ‌وقت نتواند ساعت پنج صبح بیدار شود، بچه‌هایش را صدا کند تا بروند سر زمین‌های گوجه و زعفران و گرسنه نمانند؛ اگر هم روزی بتواند، دیگر دو کودک بلوچِ کشاورزش نیستند…

الهه محمدی/ هم میهن

🔻. . . بتن‌های عوارضی باغچه مشهد، دو پسر «هاشم» را همین چندروز پیش از او گرفت و دختر و همسرش را روانه بیمارستان کرد. «هاشم باران‌زهی»، ۴۴ ساله است؛ پدرِ «عثمان» ۱۱ ساله، «امیرعلی» ۶ ساله، «عمر» ۱۴ ساله و «فرحناز» ۱۷ ساله. عثمان و امیرعلی، کودکان کار بلوچ در این تصادف در دم کشته و عمر و فرحناز روانه‌ آی‌سی‌یو شدند؛ با حالی هنوز وخیم. همسرش، «دلخواه» هم با خونریزی شدید و بی‌خبر از مرگ فرزندانش، با دو پایی که از بالا تا پایین خرد شده و خونریزی داخلی گسترده، روی تخت همان بیمارستان افتاده است. هاشم در گفت‌وگو با «هم‌میهن» از «عثمانش» می‌گوید: «بچه باکمالاتی بود، حیف.» از «امیرعلی» که کوچک‌ترین فرزندش بود و با همان سن کم روی مزارع گوجه و زعفران کار می‌کرد و حالا دیگر نیست.
. . . او می‌گوید: «در آن ماشین ۱۰ نفر از کارگران بلوچ بودند و راننده‌اش هم یکی از کارگرها بود که او هم کشته شد. همسرم به‌شدت زخمی است و ۴۷ ساله است. ما روی زمین‌های زعفران و گوجه کار می‌کنیم. مستاجریم و مجبوریم برویم کارگری.» هاشم از پسر از‌دست‌رفته‌اش با اندوهی عمیق یاد می‌کند: «به‌دلیل اینکه پول و مدارک هویتی نداشتیم تا عثمان را در مدرسه ثبت‌نام کنیم، ترک تحصیل کرد و روی زمین‌های مردم کار می‌کرد.

🔻کودکانی بلوچ و مهاجر که خودشان را نشناخته، کشاورز شده بودند؛ «کشاورزِ مردم». کودکانی بی‌شناسنامه، که آن‌قدر فقیر بودند که از سال‌های پایین درس را رها کردند تا دنبال نان بروند و حالا کشته شده‌اند. مثل شاگردان «عبدالرحمان حوتی»، معلم و فعال اجتماعی بلوچ ساکن «فنوج» بلوچستان که روزهای زیادی را سر کلاس رفته و دیده نیمی از دانش‌آموزانش نیامده‌اند.
بارها هم پرسیده: «بچه‌ها، آنهایی که غیبت کرده‌اند کجا رفته‌اند؟» و شاگردان حاضر پاسخ داده‌اند: «آقا رفته‌اند بم، رفسنجان، بندرعباس، یزد، اصفهان… رفته‌اند سر زمین‌های مردم کارگری.»
گزارش کامل در: «هم‌میهن»

https://hammihanonline.ir/بخش-جامعه-۲۳/۵۲۸۰۱-کارگری-در-مزارع-مردن-در-جاده-گزارشی-از-شرایط-کاری-کودکان-بلوچ-بی-شناسنامه-در-زمین-های-زعفران-گوجه-باغ-های-پسته-خرما