آغازسال تحصیلی جدید و ادامهٔ سرگردانی و بلاتکلیفی خیل عظیمی از کودکان و نوجوانان

سال تحصیلی۱۴۰۴ -۱۴۰۵ در شرایطی آغاز می گردد که میهن ما در وضعیت بسیار بحرانی و دشوار قرار دارد. با گذشت بیش از چهل و شش سال از پیروزی انقلاب بهمن وضعیت آموزش و پرورش در ایران به شکل فاجعه باری رو به وخامت می رود. کمبود تجهیزات و امکانات علمی و ورزشی و محیط خفقان و حضور چشم ها و گوش های مراقب، که در همه حال دانش آموزان را تحت کنترل دارد، عرصه ای برای بکار گیری انرژی جوشانی است که از جوانانی سرچشمه می گیرد. معلمان و دانش‌آموزانش سال‌هاست میان امید و رنج، میان آرزو و واقعیت، میان آزادی‌خواهی و سرکوب، در جای جای میهن ما در رفت‌وآمدند….

در این ارتباط، سوم مهرماه ۱۴۰۴ ، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت آغاز سال تحصیلی۱۴۰۴ -۱۴۰۵ بیانیه ای را صادر کرده و مهر ماه را نه تنها فصل مدرسه، بلکه یادآور خون‌های ریخته شده بر خاک وطن دانسته است. در این بیانیه از جمله آمده است: ” [ مهر ماه امسال] یادآور معلمانی است که به جرم آزادی‌خواهی در زندان و تبعید و محرومیت به سر می‌برند، یادآور دانش‌آموزانی است که در خیابان‌های این دیار فریاد زدند و تاوان دادند. اما چه تلخ است که در چنین سرزمینی، مدرسه به جای پرورش اندیشه و خلاقیت، به پادگانی بدل شده که در آن باید فرمان برد، سکوت کرد و از پرسش پرهیز نمود و آموزش و پرورش، که می‌توانست کانون زایش اندیشه، ادب، هنر، فلسفه و علم باشد، زیر چرخ‌های سنگین ایدئولوژی [ فرسوده “فقه سنتی”] حاکم به نهادی سرکوبگر و طبقاتی فرو کاسته شده است.
این نظام، به جای ارج نهادن به معلم خلاق و دانش‌آموز پرسشگر، آنان را به جرم آزاد اندیشی سرکوب می‌کند و در عوض، متحجران و فرمان‌برداران را بر صدر می‌نشاند.”

نظام آموزشی تحمیل شده به جامعه از جانب رژیم، حال و آیندۀ کشور ما را تهدید می کند. در سال تحصیلی۱۴۰۴ -۱۴۰۵  باز هم صدها هزار تن از دانش آموزان میهن ما از تحصیل باز ماندند. بر پایۀ تازه ترین آمار اعلام شده از استان سنندج،حجت‌اله موسوی، معاون آموزش متوسطه استان، اعتراف می کند که میزان بازماندگان از تحصیل در این استان، ۱۳هزار و ۱۲۰ دانش‌آموز از تحصیل محروم مانده اند؛ موضوعی که بار دیگر بحران تبعیض آموزشی در استان های اتنیکی را برجسته می‌کند.  این روند با وجود جمهوری اسلامی ایران در سال های بعد نیز ادامه خواهد یافت.در حال حاضر  ۳۰ تا۳۵ در صد کودکان شهری در سن تحصیل از امکان رفتن به مدرسه محرومند.

این آمارها در حالی منتشر می‌شود که بر اساس گزارش مرکز آمار مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۱۴۰۳ دست‌کم ۳ میلیون دانش‌آموز در ایران از تحصیل بازمانده‌اند.  بی تردید بیشترین آمار بازماندگان از تحصیل در روستاهای کشور و مناطق محروم از جمله در سیستان و بلوچستان است.  این بازتاب، تبعیض ساختاری در دسترسی به آموزش و فرصت‌های برابر برای کودکان این دیار است.

سال‌هاست کودکان روستا نشین با کمترین امکانات آموزشی روبه‌رو هستند و تبعیض سیستماتیک علیه آنها ادامه دارد و ادامه این روند، نه تنها آینده تحصیلی کودکان، بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی روستایی را نیز تهدید می‌کند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، سوم مهرماه ۱۴۰۳، حجت‌اله موسوی، معاون آموزش متوسطه استان سنندج، عوامل اقتصادی و اجتماعی را مهم‌ترین دلایل این وضعیت دانسته و می گوید: “نبود صنایع، فرصت‌های شغلی پایدار و وجود بازارچه‌های مرزی که اشتغال کاذب برای نوجوانان ایجاد می‌کند، موجب ترک تحصیل پسران شده است.” نامبرده همچنین عواملی همچون ازدواج‌های زودهنگام در مناطق روستایی را نیز از علل ترک تحصیل در میان دختران می داند.

نظام آموزشی دارای خصلت طبقاتی است و با ایدئولوژی طبقۀ حاکم پیوند دارد. خصلت استبداد مذهبی قرون وسطایی رژیم و موضع طبقاتی آن تأثیر مخربی بر نظام آموزشی گذارده و می گذارد.

تربیت کادر در سطح عالی آن هم در عصر انقلاب علمی – فنی، مستلزم دگرگونی های عمیق کیفی در نظام آموزشی، از مرحلۀ ابتدائی تا عالی است که این مهم نیز یکی دیگر از خواست ها و مطالبات مردم ستمدیدۀ میهن ماست. زیرا دست یابی به استقلال اقتصادی و رشد فرهنگی بدون رشد بی وقفۀ علم و دانش امکان پذیر نیست. برای دستیابی به این هدف باید از همان روز نخست دانش آموزان را  آزاد اندیش، پویا، پرسشگر، مبتکر، کنجکاو و دانش پژوه بار آورد. در حالی که رژیم جمهوری اسلامی خواهان تربیت افرادی مطیع، متعصب، سربزیر و امربر طلب می کند. رژیم اختناق و ترور حاکم برکشور، اندیشه و دانش را مسموم می کند و با تلقین نظرات قرون وسطائی خود تلاش می ورزد که کودکان و نوجوانان کشور را دچار انحراف فکری سازد.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در بیانیۀ مذکور به درستی می نویسد: “وعده‌های بی‌پشتوانه و سخنان بی‌عمل دیگر خریداری ندارد. مردم، معلمان و دانش‌آموزان، بارها تجربه کرده‌اند که جز همبستگی و حضور جمعی، هیچ راهی برای ستاندن حق وجود ندارد. از همین‌رو، ما همه فرهنگیان را به اتحاد و حضور در تشکل ها فرا می‌خوانیم تا صدای بلند عدالت آموزشی، کرامت معلم و آزادی اندیشه را رساتر از همیشه به گوش حاکمان برسانیم.
راه آینده تنها از دل اتحاد و همبستگی می‌گذرد. ما خواستار آنیم که آموزش و پرورش از بند ایدئولوژی رها شود، رایگان و برابر برای همه فرزندان این سرزمین باشد و معلم با عزت و احترام در جایگاه شایسته خود بنشیند. اگر امروز برای این خواسته‌ها تلاش نکنیم، فردا چیزی از امید و آینده برای فرزندان‌مان باقی نخواهد ماند.”

در خواست به حقی است که نمی توان با آن موافقت نکرد. در شرایط کنونی، یعنی پس از گذشت بیش از چهل و شش سال از انقلاب بهمن ، مسبب اصلی این نکبت و فلاکت، آن هم در ابعاد گسترده و معضلات عظیم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظام آموزشی خیانت رژیم جمهوری اسلامی است.

تهیه و تنظیم از احد احمدی مراغه ای