آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت(۲۹ شهریور تا ۴ مهر ۱۴۰۴)

شنبه ۲۹ شهریور

ــ مریم کیان‌ارثی، وکیل نسیم سلطان‌بیگی، اعلام کرد که باقیمانده‌ی دوران محکومیت موکلش «با استناد به مستندات پرونده‌ی کمیسیون پزشکی قانونی و تأیید آن توسط این کمیسیون، مشمول عفو شده» و روند قانونی این عفو نهایی شده است.

یکشنبه ۳۰ شهریور

ــ مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان که پیش‌تر در نشست فوق‌العاده‌ی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بازداشت شده بود، به «ندامتگاه مرکزی کرج» منتقل شد.

ــ نزدیکان الهام صالحی، فعال مدنی بازداشتی در زندان قرچک، اعلام کردند که برای آزادی او وثیقه‌ی دو میلیارد و هفتصد میلیون تومانی تعیین کرده‌اند و تا کنون تامین این وثیقه‌ی سنگین برای خانواده‌ی او ممکن نبوده است.

دوشنبه ۳۱ شهریور

ــ اکبر آزاد، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران، برای تحمل ادامه‌ی دوران حکم تبعید خود به شعبه‌ی اجرای احکام دادسرای بهارستان احضار شد. حکم دو سال تبعید اکبر آزاد به دره‌شهر در خردادماه ۱۴۰۲ اجرا شد و او پس از مدتی به دلیل وضعیت وخیم جسمانی‌ و برای طی مراحل درمان به تهران بازگشت. او با انتشار مطالبی در این خصوص اعلام کرده است: «از دوم اسفند ۱۳۹۲ درگیر این پرونده‌سازی هستم. بیش از یک سال مجبور به حضور اجباری در شهرستان دره‌شهر شدم. اما به دلیل بیماری شدید در دو سال گذشته دیگر قادر به حضور در دره‌شهر نبودم و هنوز با بیماری درگیر هستم».

ــ سعید ماسوری، قدیمی‌ترین زندانی سیاسی محبوس در زندان قزل‌حصار، با انتشار نامه‌ای از زندان اجرای حکم اعدام بابک شهبازی را «جنایتی به رذیلانه‌ترین و بزدلانه‌ترین شکل ناجوانمردی» نامید. در بخشی از این نامه آمده است: «ضمن صمیمانه‌ترین همدردی و تسلیت به خانواده بابک، قصدم این بود که بدانند در تحمل این فاجعه تنها نبودند و ما هم‌بندیان او هم در کنار آن‌ها بودیم و خواهیم بود. در جنایت پیشین، به‌خاطر رگبار و تسلسلی از فجایع، شاید اصل فاجعه پوشیده‌تر ماند ولی با اعدام جنایتکارانه بابک بار دیگر ریشه غیرحقوقی و جنایتکارانه “اعدام برای بقا” را دیدم که به قول نوید افکاری تنها برای طناب‌های دارشان سراغ گردن‌هایی می‌گردند والا نه‌فقط اتهامات و مستندات پرونده به‌وضوح جعلی و ساختگی بود بلکه زندگی نزدیک و روزمره و لحظه‌به‌لحظه با او برای همه ما هم‌بندیانش کم‌ترین شبهه‌ای باقی نگذاشت که هر آنچه به او منسوب می‌کردند جز دروغ محض، تهمت و افترا چیز دیگری نبود و بابک حقیقتاً دغدغه وطن خود را داشت و عاشق آن بود و این را دوستان، هم‌بندیان و خانواده او هم به‌خوبی و یقیناً می‌دانستند».

ــ سروش یوسف زاده، شهروند مهابادی، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه انقلاب این شهرستان به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

ــ انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه، انجمن صنفی فرهنگیان اسلام‌آباد غرب، انجمن صنفی فرهنگیان هرسین و بازنشستگان مطالبه‌گر تامین اجتماعی کرمانشاه در بیانیه‌ای مشترک، ضمن اعلام حمایت از حقوق فرهنگیان، یورش ماموران امنیتی به مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا را «نقض حق ایجاد تشکل مستقل و آزادی بیان و بیانگر تضعیف یکی از ابتدایی‌ترین حقوق اجتماعی در جامعه» توصیف کردند. آن‌ها همچنین خواستار آزادی مسعود فرهیخته، بازگرداندن وسایل شخصی ضبط‌ شده‌ی فعالان صنفی فرهنگیان و پایان یافتن «نگاه امنیتی» به فعالیت‌های صنفی شدند.

ــ محمد حسن‌پوره، فعال صنفی معلمان، که شهریورماه امسال از زندان اوین آزاد شده بود ممنوع‌الخروج شد.

ــ به گفته‌ی خبرگزاری‌ها، محمد معیدی شکیب (زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین) که به اتهام‌های «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» مجموعا به سه سال و ۹ ماه حبس محکوم شده از روز شنبه ۲۹ شهریورماه «در اعتراض به عدم دسترسی به خدمات مناسب پزشکی» اعتصاب غذا کرده است.

سه‌شنبه ۱ مهر

ــ کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته‌ی هشتادوهفتم در ۵۲ زندان با اعتصاب غذا و صدور بیانیه ادامه یافت. در بخشی از بیانیه‌ آمده است: «هفته‌ی هشتادوهفتم کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» در حالی برگزار می‌شود که سایه‌ی وحشت و سرکوب بیش از پیش بر جان مردم ایران سنگینی می‌کند. در ماه‌های اخیر شاهد افزایش بی‌سابقه‌ی شمار اعدام‌ها هستیم؛ از ۲۵ شهریور تا کنون، دست‌کم ۴۶ اعدام از جمله ۲ زن و شش هموطن بلوچ، و در شهریورماه ۱۸۶ اعدام شامل ۷ زن گزارش شده است. در این میان، اعدام سبعانه یکی دیگر از اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» بابک شهبازی در سالگرد خیزش مردمی ۱۴۰۱ و بدون آخرین ملاقات با خانواده‌اش، نمادی تلخ از رفتار غیرانسانی و نقض حقوق بشر توسط این رژیم آدمکش است. ربودن بابک شهبازی از داخل بند به قصد اعدام مخفیانه ایشان، اعتراض و تحصن هم‌بندیان وی در زندان قزل‌حصار را به دنبال داشت. حکومتی که از یک سو دم از «عفو» زندانیان می‌زند، از سوی دیگر، هر هفته با افزایش شمار اعدام‌ها واقعیت تلخ و ضدانسانی خود را به طور عریان نشان می‌دهد».

ــ علیرضا کاظمی‌مقدم، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، با انتشار متنی اعلام کرد: «دیروز برای ثبت‌نام ترم جدید و تکمیل پایان‌نامه به دانشگاه رفتم اما گفتند اخراجی هستم، چون دو ترم تعلیقی‌ام جزو سنوات حساب شده و وزارت علوم هم همان حکم قبلی، یعنی دو ترم منع موقت از تحصیل، را دوباره تأیید کرده است. اگر این‌طور باشد، هیچ اقدامی برای دانشجویان تعلیقی صورت نگرفته است».

چهارشنبه ۲ مهر

ــ داود رضوی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به‌رغم شرایط نامساعد جسمانی به دلیل امتناع از پوشیدن لباس زندان از اعزام به بیمارستان محروم شد.

ــ مریم اکبری‌منفرد، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، به‌رغم تاکید پزشکی قانونی بر ضرورت درمان روزانه، از رسیدگی پزشکی محروم مانده است و حق ملاقات با خانواده را نیز ندارد.

ــ به گفته‌ی خبرگزاری‌ها، یوسف سواری (زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز) به‌رغم شرایط نامناسب جسمی، از اعزام به مراکز درمانی و دریافت خدمات پزشکی محروم مانده است.

ــ حسام‌الدین‌محمد جنیدی، شهروند ساکن ورامین، در دادگاه انقلاب این شهرستان به اتهام «فعالیت تبلیغی مغایر با شرع اسلام به لحاظ ارتباط با خارج از کشور» به ۷ سال و ۶ ماه حبس و به اتهام «تبلیغ علیه حکومت» به ۷ ماه حبس محکوم شد. مصادیق این اتهام‌ها «شرکت در دوره‌های آموزش مسیحیت در خارج از کشور، حضور در کلیساهای آنلاین و خانگی و هم‌چنین تبلیغ مسیحیت در فضای مجازی و حقیقی» اعلام شده است.

پنج‌شنبه ۳ مهر

ــ کانون نویسندگان ایران از تایید حکم اعدام پیمان فرح‌آور، ترانه‌سرای گیلانی، خبر داد. در بخشی از خبر آمده است: «پیمان فرح‌آور شهریورماه ۱۴۰۳ به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از بازجویی به زندان لاکان رشت منتقل شد و اکنون چندین ماه است که در بازداشت موقت به سر می‌برد. فرح‌آور در اردیبهشت‌ماه سال جاری در دادگاه انقلاب رشت، «بدون حضور وکیل انتخابی و در جلسه‌ای غیرعلنی»، محاکمه و به اتهام «بغی» و «محاربه» به اعدام محکوم شد. به نقل از برخی خبرگزاری‌ها، نزدیکان او اعلام کرده‌اند که این اتهام‌ها بر پایه‌ی ترانه‌ها و فعالیت‌هایش در زمینه‌ی «عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی» صادر شده است».

ــ سمیه رشیدی، شهروند بازداشتی، در پی عدم رسیدگی پزشکی و تعلل مسئولان زندان در اعزام به مراکز درمانی

جان خود را از دست داد. او ۲۵ شهریورماه پس از وخامت وضعیت جسمی، تشنج و «سطح هوشیاری بسیار پایین»، از زندان قرچک ورامین به بیمارستان منتقل شده بود. رشیدی در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴ به‌ دلیل «شعارنویسی» با اتهام «تبلیغ علیه نظام» بازداشت شد. او، به گفته‌ی نزدیکانش، از بیماری صرع رنج می‌برده و در طول بازداشت بارها دچار حملات شدید شده است. خبرگزاری قوه‌ی قضاییه‌ی جمهوری اسلامی در این خصوص اعلام کرده است که سمیه رشیدی با سازمان «مجاهدین خلق» ارتباط داشته و در سال ۱۴۰۱ به همین دلیل بازداشت و سپس با «عفو اسلامی» آزاد شده و مجدداً با این گروه در ارتباط بوده است. رشیدی در چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴ هنگام شعارنویسی علیه جمهوری اسلامی در محله جوادیه تهران بازداشت و پس از دو روز به بند زنان زندان اوین منتقل شد. به گفته‌ی نزدیکان رشیدی او پیش از انتقال به زندان به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته بود.

جمعه ۴ مهر

ــ وکیل حسین رونقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک، ضمن هشدار در خصوص شرایط وخیم جسمانی این زندانی سیاسی اعلام کرده است: «نگذاریم که یک انسان به دلیل بیان نظرات و اعتقادات خود به زندان بیفتد و در زندان هم در اعتراض به‌عدم رعایت موازین قانونی مجبور به احقاق حق خود با اعتصاب غذا شود … حسین رونقی از اتهامی که منجر به صدور قرار بازداشتش شد تبرئه شده اما دادگاه با آزادی‌اش مخالفت می‌کند».

ــ مدیرکل آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد اعلام کرد که برای یک مدرسه‌ی دخترانه به دلیل «برگزاری جشن همراه با موسیقی زنده در آغاز سال تحصیلی» پرونده‌ی انضباطی تشکیل شده است.

کانون نویسندگان ایران