نسلی بی‌خانه، بی‌وطن: فاجعه انسانی اخراج کودکان و خانواده‌های افغانستانی از ایران

در ماه‌های اخیر، موج گسترده‌ای از اخراج مهاجران افغانستانی از ایران به راه افتاده است؛ موجی که در سکوت خبری و بی‌تفاوتی نهادهای جهانی، هزاران خانواده را از هم پاشیده و سرنوشت هزاران کودک را به خطر انداخته است. تنها در یک نمونه، بیش از ۶ هزار کودک افغانستانی بدون همراهی خانواده‌شان از ایران اخراج شده‌اند — کودکانی که بسیاری از آن‌ها در ایران متولد شده و هرگز افغانستان را ندیده‌اند….

مریم رحمانی؛فعال زنان در این باره می نویسد:”این کودکان، حالا در کشوری رها شده‌اند که نه خانه‌ای در آن دارند، نه خانواده‌ای و نه آینده‌ای روشن. آن‌ها به جامعه‌ای پرتاب شده‌اند که نه تنها از نظر فرهنگی با آن بیگانه‌اند، بلکه تحت سلطه حکومتی زن‌ستیز و ضدآموزش مانند طالبان، از حداقل حقوق انسانی نیز محروم‌اند.”

شکاف فرهنگی و روانی

بسیاری از این کودکان با فرهنگ، زبان و جامعه افغانستان بیگانه‌اند. آن‌ها در ایران بزرگ شده‌اند، در مدارس ایرانی درس خوانده‌اند و هویت خود را در بستری متفاوت از افغانستان امروز شکل داده‌اند. اکنون بازگشت اجباری به کشوری که نمی‌شناسند، شکاف روانی و هویتی عمیقی در آن‌ها ایجاد می‌کند. این بحران، چیزی بیش از جابجایی جغرافیایی است — این یک فروپاشی روانی و اجتماعی است.

خواهران افغانم در دست حاکمیت وحشی طالبان

در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، آموزش دختران ممنوع شده، فعالیت‌های فرهنگی سرکوب می‌شود، و حضور زنان در جامعه به شدت محدود شده است. بازگرداندن دختران نوجوان و زنان به چنین شرایطی، چیزی جز محرومیت و رنج مضاعف برای آن‌ها به همراه ندارد.
اخراج گسترده افغانستانی‌ها از ایران، تأثیرات عمیق و ویرانگری بر زنان افغان برجای گذاشته است. بسیاری از این زنان، که در ایران به آموزش، خدمات بهداشتی و حداقلی از امنیت اجتماعی دسترسی داشتند، اکنون با بازگشت اجباری به کشوری مواجه‌اند که زیرساخت‌های لازم برای حمایت از آن‌ها، به‌ویژه در حوزه حقوق زنان، وجود ندارد. اخراج ناگهانی، بسیاری از خانواده‌ها را دچار فروپاشی کرده و زنان را در برابر خطراتی چون خشونت، فقر شدید، ازدواج اجباری و محرومیت از تحصیل قرار داده است؛ در نتیجه، این روند نه تنها بحران انسانی را تشدید کرده، بلکه آینده نسل جدید زنان افغان را نیز به خطر انداخته است.
سکوت ما در برابر این اخراج ها با شعار زن زندگی آزادی در تقابل است. شعاری که در آن حغرافیا مهم نیست خواهرانگی مهم است و ایستادن در برابر مردسالاری و بنیادگرایی.