سیاست جمهوری اسلامی در قبال اقلیتهای ملی، چیزی نیست جز ترکیبی از فقر ساختاری، سرکوب امنیتی و حذف فرهنگی. پروژهای که نه امنیت، بلکه انتقام از حاشیه است. حکومت در سرکوب و ستم نسبت به فرودستان با دست باز و بسیار خشن عمل میکند. اما نسبت به اختلاس و پلشتکاری خودیها با رأفت….
در ادامهی پروژهی سرکوب قومی و امنیتیسازی ساختاری در مناطق پیرامونی، جمهوری اسلامی اعلام کرده که طی «رزمایش حافظان امنیت» در جنوب سیستان و بلوچستان، ۵۰ نفر را به اتهام «همکاری با اسرائیل» بازداشت و دو نفر دیگر را کشته است. این عملیات که بهصورت مشترک توسط قرارگاه قدس سپاه، اداره کل اطلاعات استان، سازمان اطلاعات سپاه و فراجا انجام شده، با روایتهای تکراری «مبارزه با تروریسم» و «خنثیسازی تهدیدات» همراه شده؛ اما در واقع ادامهی همان سیاستی است که سالهاست بلوچستان را به منطقهای با بالاترین نرخ اعدام، فقر، بیکاری، بیسوادی، و حذف سیاسی بدل کرده است.
در حالیکه مردم بلوچ با فقر ساختاری، تبعیض قومی و مذهبی، و حاشیهنشینی مطلق روبهرو هستند، حکومت بهجای سرمایهگذاری در آموزش، بهداشت، اشتغال و زیرساخت، با زبان گلوله و اتهام و اعدام با آنها سخن میگوید. مناطق بلوچنشین سالهاست عملاً در وضعیت شبهنظامی بهسر میبرند؛ پر از پاسگاه، ایست بازرسی، و نیروهای امنیتیای که مردم را نه شهروند، بلکه «مظنون بالقوه» میدانند.
ادعای «جاسوسی برای اسرائیل» فقط بهانهای است برای سرکوب سیاسی و قومی؛ برای زدن هر صدای مخالف، هر تلاش برای حقخواهی، هر مقاومتی علیه سیاستهای مرکزگرا. درست همانطور که در کردستان صدها نفر را به بهانههای مشابه بازداشت یا اعدام کردند، اکنون بلوچستان نیز در آتش همین پروژه میسوزد.
سیاست جمهوری اسلامی در قبال اقلیتهای ملی، چیزی نیست جز ترکیبی از فقر ساختاری، سرکوب امنیتی و حذف فرهنگی. پروژهای که نه امنیت، بلکه انتقام از حاشیه است.
حکومت در سرکوب و ستم نسبت به فرودستان با دست باز و بسیار خشن عمل میکند. اما نسبت به اختلاس و پلشتکاری خودیها با رأفت.
اتحاد بازنشستگان
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان