ماشین نظامی آمریکا و هزینه ی آن-مصاحبه ی ریچارد ولف با نورمن سالمون[1]       

من فکر می کنم واقعا مهم است تماشا کنیم و درک کنیم که این جنگ های نظامی جنگ های طبقاتی است. این جنگ طبقاتی علیه مردم آمریکا است و باعث شده در سراسر آمریکا زیر همه چیز زده شود. بخش عمومی بیمه های بهداشتی در حال تخریب است، بسیاری از کتابخانه های عمومی ساعات کمی بازند.

ریچارد ولف[2]: امروز مصاحبه ای داریم با نورمن سالمون. شخصی که من سال ها وی را دنبال می کنم. او کسی ست کاملا شناخته شده – مدیر سایت روتز اکشن[3] و مدیر اجرایی موسسه ی پابلیک اکورسی[4] است. او نویسنده ی چندین کتاب است از جمله «آسان کردن جنگ»[5]. آخرین کتاب او «نامرئی کردن جنگ»[6]، چگونه آمریکا هزینه های انسانی ماشین جنگی خود را نامرئی می کند.  امروز موضوع ویژه ای را برای ما مطرح می کند.

خوب اجازه بده که بهت خوش آمد بگویم، نورمن!

نورمن: متشکرم ریچارد

ولف: خوب بریم سر موضوع. تو به آن ماشین جنگی آمریکا می گویی، و به هزینه ی مالی آن خیلی توجه داری. می توانی به ما یک برآوردی از میزان هزینه ی آن بدهی. زیرا درک آن ساده نیست.

سالمون: بله. شگفت انگیز است، زیرا این سیستم شرکتی، چیزی که به آن صنعت دفاع گفته می شود، به معنای واقعی و به صورت جانبی به مقیاس چنان گسترده ای سود می برد که درک آن واقعا مشکل است. در طی دورانی که به آن جنگ علیه ترور می گویند و اکنون ۲۲ سال است درباره ی آن صحبت می کنند٬ ۸ تریلیون دلار هزینه کرده و زمانی که شما هزینه ای که پنتاگون طی این دو دهه کرده را به آن اضافه کنید سر به ۱۴ تریلیون دلار می زند. و اگر شما این هزینه ای که به اسم «جنگ علیه ترور» شده را محاسبه کنید به رقم ۴۰۰ میلیارد در هر سال می رسید.

من غالبا به گفته ای از مارتین لوترکینگ فکر می کنم که گفته بود این هزینه ی نظامی، یک لوله ی شیطانی مکنده است که منابع را از بیمه ی بهداشتی، آموزش و پرورش، خانه سازی، مراقبت از سالمندان، کودکان و غیره می مکد. و این موضوعی است که این روزها ما با آن روبرو هستیم. همزمان ما چند شرکت داریم٬ از جمله لاکهید مارتین، بوئینگ، رایتون، که مدیران عامل آن ها و سرمایه گذاران و سهامداران عمده ی آن ها سودهای کلانی می برند. مردم زیادی کشته می شوند٬ انسان های زیادی از لحاظ روحی و جسمی آسیب می بینند و زخمی می شوند٬ اما این جنگ ها بسیار بسیار سود سازند.

ولف: این گفته مرا یاد صحبتی می اندازد که سال ها پیش یکی از معلمان من می گفت که جنگ ها سه طرف دارند: برند، بازنده، و سودجویان. و بعد به ما توضیح می داد که سودجویان تا زمانی که سود می برند اهمیت نمی دهند که کی برنده است و کی بازنده. و بعد از تمام شدن جنگ به سودجویی خود ادامه می دهند و خود را برای جنگ بعدی آماده می کنند و اینطور است که این روند هیچگاه پایان نمی یابد.

در مورد هزینه های غیر مالی٬ منظور چیزهایی که ما نمی توانیم با دلار بسنجیم و آن هم همچون هزینه ی مالی هزینه جنگ است چه می گویید؟

سالمون: خوب این نوع هزینه ها بسیار انبوه است و این یکی از عللی است که زیر نام کتاب نوشته ام:« طرف شدن با هزینه های نامرئی جنگ که شامل هزینه ی انسانی٬ محیطی٬ زندگی انسان ها٬ روان انسان ها و بهزیستی انسان ها. جامعه ی خود ما دچار تروما ست و به نظر طبیعی می آید؛ بطوریکه به آن حتی یک لحظه فکر نمی کنیم. منظورم این است که شما می توانید به ارقام جان های از دست رفته در این جنگی که به آن جنگ علیه ترور می گویند نگاه کنید٬ ۱۵۰۰۰ نفر آمریکایی بطور مستقیم در صحنه ی نبرد کشته شدند٬ و حدود نیم برابر آن هم کاملا نامرئی هستند، زیرا که پیمانی بودند. پنتاگون حتی آن ها را به عنوان جان باختگان جنگ محسوب نکرد. دیگر شما جراحات وحشتناک مغزی دارید. تعداد شگفت انگیزی، صدها هزار نفر از سربازان آمریکایی از آسیب های وحشتناک حاصل از ترومای مغزی رنج می برند و در بسیاری از موارد هیچگاه سلامت کامل خود را باز نمی یابند. جالب است که ما در مورد آسیب جوانان و دیگران از بازی فوتبال آمریکایی حرفه ای  در مدارس می شنویم که باید هم بشنویم٬ اما در مورد آسیب بسیار گسترده تر و جدی تری که عملا به سلامت روان آسیب دیدگان از جنگ وارد شده و موجب افسردگی٬ خشونت محلی ٬ بخصوص نزد سربازان و شرکت کنندگان در جنگ و کسانی که از آسیب مغزی رنج می برند که بسیار وسیع شده٬ چیز زیادی نمی شنویم. ما می توانیم مثال های مختلف زیادی بزنیم. اما رسانه های آمریکا آسیب های انسانی وارد شده به واسطه ی جنگ را پنهان می کنند و فقط با اکراه و بسیار بد و جسته و گریخته  بر روی آسیب های وارد شده بر آمریکایی ها تمرکز می کنند. ما درباره بررسی هزینه ی جنگ، پروژه ای در دانشگاه براون داشتیم و بطور جدی این موضوع را مورد بررسی قرار دادیم.  تعداد افرادی که بطور مستقیم توسط آمریکا و در جنگ ترور کشته شدند بسیار سرسام آور است. نزدیک به یک میلیون نفر٬ حدود ۹۵۰ هزار نفر، مستقیما کشته شدند. زمانی که شما تعداد کسانی که غیرمستقیم در این جنگ ها کشته شدند٬ به نابودی زیرساخت ها٬ بیمه ی بهداشتی٬ مسکن و تمام خدمات عمومی موجود را درنظر بگیرید٬ و یا آسیب ها و رنج هایی که مردم افغانستان و عراق متحمل شدند٬ جراحت هایی که برداشتند٬ انسان هایی که کشته شدند٬ هزینه بسی فراتر از این ارقام است. این رقم به چهار و نیم میلیون نفر کشته می رسد. می توانید تصور کنید طی ۲۲ سال اخیر چهارونیم میلیون انسان توسط ماشین جنگی آمریکا کشته شدند. و عملا هیچ پوشش خبری به آن داده نشده است. جایگاه آن انسان ها تا حد «نیمه انسان» پایین آورده شده است. ناسیونالیسم٬ جینگوییسم[7] و جریان شدیدی از نژادپرستی و تبعیض نژادی وجود دارد که هزینه ی واقعی جنگ های آمریکا را پنهان می کند. به آنهایی  که به رسانه های عمومی وصل هستند و می گویند که خوب این مال گذشته است که ما در دوران جنگ ترور بودیم و آن را پشت سرگذاشته ایم٬ باید بگویم که شما کاملا در اشتباهید. مطالعه ی دانشگاه براون دریافت که آمریکا در حال حاضر درگیر نوعی از عملیات نظامی ضد شورشی در ۸۵ کشور است. بایدن دو سال قبل به سازمان ملل رفت و گفت ما از افغانستان خارج شدیم و آمریکا دیگر درگیر هیچ جنگ دیگری نیست. و این کاملا دروغ بود. اکنون بودجه ی خود پنتاگون با درنظر گرفتن کمک ها حدود یک تریلیون دلار در سال است. خود بودجه ی سالانه ۸۵۰ بیلیون دلار است. ما باید ۴۴ بیلیون دلاری که آمریکا در یک سال و نیم گذشته به شکل کمک نظامی به اوکراین کمک کرد را نیز در نظر بگیریم. ما باید ۳/۸ بیلیون دلاری که بطور اتوماتیک به صورت کمک نظامی به اسرائیل داده می شود و درست هفته ی گذشته ۱۴ بیلیون دلار دیگر پرداخت شد را هم در نظر بگیریم. این ها از جیب مالیات پردازان کشور ما است که پرداخته می شود تا خرج کشتار شود. در حالی که مدیران عامل و سرمایه گذاران و سهامداران عمده ی این شرکت های نظامی  سودهای بسیار کلان می سازند. چرايی و چگونگی این که ما در وضعیت جنگی زندگی می کنیم به این دلیل است.

ولف: این حرف های تو مرا یاد گفته ای می اندازد که یک رهبر خارجی گفته است. وقتی از وی پرسیدند  که چرا مردم کشور شما و بسیاری کشورهای اطراف جهان «از ایالات متحده آمریکا متنفرند؟»، جواب داد که هیچکس از آمریکا متنفر نیست٬ اما شما باید این را متوجه باشید که اگر شما می روید که پلیس جهان شوید٬ و به روی آن کشور یا این کشور بمب میریزد و پهباد می فرستید٬ میلیون ها نفر را می کشید و مجروح و آواره می کنید، این کارها نهایتا منجر به خصومت می شود٬ منجر به کینه و عصبانیت و نفرت می شود. مردم از همدیگر درباره ی قوم و خویشان٬ همسایه ها٬ دوستان٬ درباره ی این می پرسند که وقتی آمریکایی ها بالای سر آن ها پرواز می کنند و یا زمانی که نیروی نظامی آمریکا مستقر می شود، چه اتفاقاتی می افتد. این نفرت از ایالات متحده آمریکا نیست٬ این تنفری است که خود شما با رفتارتان گسترش داده اید.

سالمون: کینه و نفرت خیلی ریشه در خارج از آمریکا ندارد. باید با آن روبرو شویم. زمانی که کسی می گوید «آن طور عمل کن که من می گویم نه آنطور که من خود عمل می کنم» و این پیامی از عمو سام است که از واشنگتن صادر شده است٬ این بدین معنی است که ما قوانین را می سازیم و خود آن را می شکنیم. ما به مردم می گوییم این خیلی وحشتناک است که روسیه بعد از یورش غیراخلاقی به اوکراین مردم آنجا را سلاخی کرد، اما اکنون افرادی که در واشنگتن روسیه را محکوم می کنند٬ همان هایی هستند که براساس یک دروغ به عراق در سال ۲۰۰۳ حمله کردند و حدود یک میلیون نفر را کشتند. این را حتی نمی توان یک استاندارد دوگانه نامید. این یک دورویی مرگ آور است که در سیاست خارجی آمریکا بسیار طبیعی است. این واقعا یعنی زور است که حق را تعیین می کند. کسانی که نوع دیگری از حکومت و کشور آمریکا می خواهند٬ باید آن را افشا کنند، به چالش بکشند٬ و سازماندهی کنند. اگر ما این کشور و حکومت را  به دست جنگ سازان رها کنیم، یک «فرهنگ مرگ» پیروز خواهد شد.

ولف: قبلا یک جدول معروفی بود و من باور دارم که هنوز هم وجود دارد و احتمالا دانشگاه براون آن را در پروژه مشهورش در بررسی جنگ ها ارائه داده بود. در هر صورت این جدول هزینه های شناخته شده ی نظامی آمریکا  و بعد هزینه ی نه کشور بعد از آن را نشان می داد.  که از کشور اول٬ آمریکا٬ تا کشور دهم رده بندی شده بود. نکته ای که در این جدول شاخص بود این بود که هزینه ی نیروی نظامی آمریکا بیش از مجموعه ی هزینه ی نظامی نه کشور بعدی است. و این نه کشور هم روسیه را شامل می شد و هم چین را. بقیه هم متحدان آمریکا بودند. آیا این عدم تعادل خرج کردن شدید پول توسط آمریکا برای نیروی نظامی نسبت به سایر کشورها ادامه دارد؟ اگر اینطور است شما فکر می کنید که چگونه است مردم آمریکا چنین موقعیتی را قبول می کنند؟

سالمون: این موضوع مهمی است. نه و ده کشور بعدی٬ که بسیاری از آن ها جزو متحدین آمریکا است در مجموعه اندازه آمریکا هزینه ی نظامی می کنند. و فقط این نیست. آمریکا مهمترین صادر کننده ی سلاح بر روی زمین می باشد. تقریبا نصف یا ۴۰ درصد تمامی سلاح هایی که در سراسر جهان صادر می شود٬ از آمریکا صادر می شود. کشور دوم و سوم یعنی چین و روسیه با فاصله زیادی از آن قرار می گیرند. صادرات اسلحه ی آن ها کاهش می یابد٬ صادرات اسلحه ی آمریکا افزایش می یابد. در واقع یک تجارت بسیار بسیار بزرگ در این صنعت جنگ و کشتار جاری است. چرا؟ خوب برای مثال اسلحه سازان و کارخانه های اسلحه سازی در آمریکا ۷۰۰۰ لابیست در کنگره دارند تا تجارت ابزار کشتار را پیش ببرند و این یعنی بیش از یک لابیست برای هر عضو مجلس نمایندگان و سنا.  مشارکت زیادی در کمپین ها است. بر اساس یک روال جا افتاده، سبیل اعضای کنگره را چرب می کنند. و این یک مثال دیگر از نامرئی بودن هزینه هاست که من در کتابم « نامرئی کردن جنگ» اشاره کرده ام.

آدام اسمیت٬ نه آن اقتصاددان معروف انگلیسی٬ یک عضو کنگره دموکرات ایالت واشنگتن٬ که تا چندی پیش رئیس کمیته ی خدمات نظامی کنگره بود در آخرین دور کمپین انتخاباتی خود از پیمانکاران نظامی ۴۰۰ هزار دلار دریافت کرد. من می خواهم بگویم که ما نباید آن ها را پیمانکاران «خدمات دفاعی» بنامیم٬ آن ها کاری با امر « دفاع» ندارند. آمریکا ۷۵۰ پایگاه نظامی در سراسر دنیا دارد. این قراردادها ربطی به موضوع دفاع ندارد. این نظامی سازی و نظامیگری است. این چیزی است که مارتین لوترکینگ آن را دیوانگی نظامی نامید. بنابراین آقای اسمیت عضو کنگره٬ رفت به واشنگتن و فقط در یک دوره ی کمپین خود ۴۰۰ هزار دلار دریافت کرد. البته که او تمام این پرداخت ها و پول ها را به پیمانکاران بزرگ نظامی مانند رائن٬ مانند لاکهید مارتین و بوئینگ با تصویب قوانین به نفع آن ها بازگرداند. سیستم با این روش کار می کند.

من فکر می کنم واقعا مهم است تماشا کنیم و درک کنیم که این جنگ های نظامی جنگ های طبقاتی است. این جنگ طبقاتی علیه مردم آمریکا است و باعث شده در سراسر آمریکا زیر همه چیز زده شود. بخش عمومی بیمه های بهداشتی در حال تخریب است، بسیاری از کتابخانه های عمومی ساعات کمی بازند. مدارس و دانشگاه ها به واسطه ی نبود بودجه آسیب دیده اند و در حال تخریب هستند. این جنگ طبقاتی علیه نیروی کار و آن هایی است که جزو نیروی کارند٬ علیه بچه ها٬ و سالمندان است. به واسطه ی این نظامیگری٬ شکم گنده ها که خیلی خیلی ثروتمند هستند بسیار بسیار ثروتمندتر شده اند.

ولف: با تشکر از صحبت هایی که کردی.

ترجمه: م. ا. اکرادی

۱۹ دیماه ۱۴۰۲

مطابق با ۹ ژانویه ۲۰۲۴

 

[1] Norman Solomon روزنامه نگار و فعال آمریکایی

[2] Richard Wolff اقتصاددان مارکسیست آمریکایی

[3] rootsaction.org

[4] public accuracy

[5] War Made Easy

[6] War Made Invisible

[7] Jingoism نوعی ملی‌گرایی افراطی با مشخصهٔ اصلی سیاست خارجی تهاجمی است.