اصلاح‌طلبان – شروع واقعی یا تکرار گذشته؟

▫️کمیتهٔ سیاسی «جبههٔ اصلاحات» در نامه‌ای به محمد خاتمی بر نوسازیِ اصلاح‌طلبی تأکید کرده است. این نامه گرچه دارای نقاط قوتی است،ولی باز هم پُر از کلی‌گویی‌های غیرشفافی است که به‌سختی می‌تواند امیدی در جامعه برانگیزد. اما از آنجا که به نظر می‌رسد ریشه‌های وضعِ موجود را هم در سیاست‌ها جسته و هم در اجرا، می‌تواند موردِ گفت‌وگو قرار گیرد تا مشخص شود نویسندگان به‌واقع چقدر حاضر به همراهی برای عبور از وضع بحرانیِ کنونی به قدرِ سهمِ خویش هستند…..

▫️اصلاح‌طلبان در این نامه از تغییرِ رویکرد یا پارادایمِ کنشگری سخن گفته‌اند؛ اینکه باید از قدرت‌محور به جامعه‌محور و از محافظه‌کارانه به مسئولانه و اخلاقی تغییر کند. خروج از قدرت و ایستادن کنار جامعه یعنی حرکت به سوی «گذارطلبی» و «تحول‌خواهی» که قدمِ اولِ آن شفافیت و شجاعت در بیانِ رویکردِ جدید است، نه باز هم بازی با کلمات و در بیان عامیانه وسط‌بازی کردن. در حالی که مشروعیت‌بخشی به ساختارها به هر قیمتی نیز غیراخلاقی است و مسئولانه در برابر جامعه نیست.

▫️نکتهٔ دیگر آنکه ادعا شده مردم هنوز از اصلاح به‌عنوان راه دست نکشیده‌اند. باید این ادعا شفاف شود. آیا به‌واقع مردم از اصلاح‌طلبی خسته‌اند یا از خودِ اصلاح؟ آیا دنبالِ اصلاح‌اند یا تغییر و تحول؟ آیا مردم هنوز اصلاح را مؤثر می‌دانند؟ پاسخ به این پرسش، مسیرِ حرکت را تعیین می‌کند.

▫️جبههٔ اصلاحات پنج اقدام پیشنهادی ارائه کرده:
۱- بازگشت به جامعه، که به نظر نگاهی مثبت است، اگر به معنای ایستادن کنار اکثریت جامعه و نمایندگی و متشکل‌کردنِ خواستِ آنها در هماهنگی با تمامِ گروه‌هایی باشد که مردم خواهانِ نقشِ آنها در نجات کشورند. اما اگر غیرِ این باشد، یک کلی‌گوییِ نمادین خواهد بود.

۲- حرکتی فراگیر و ارائهٔ راهکارها که مواردی چون اصرار بر دیپلماسی، شفافیت در مدیریت، مبارزه با فساد، و کاهشِ تنشِ داخلی و خارجی را مورد تأکید قرار داده است. اما سؤال اینجاست: مگر تاکنون بر این موارد اصرار نداشتید؟ آیا با این ساختار و نهادهای موجود، اصرار کردن همان شعار دادن نیست و نیاز به زمینه‌های ساختاری و ظرفِ نهادی و بسترِ سیاست‌گذاریِ جدید ندارد؟

۳- صداقت با مردم: صداقت شرطِ لازمِ هر حرکتی است. اما ابتدا نباید توضیح دهید چرا تاکنون بی‌صداقتی جای صداقت را گرفته است و چگونه مردم باید صداقتِ بی‌صداقت‌ها را باور کنند؟

۴- نقدِ صادقانه، که البته ضروری و مثبت است. حتی بدون اجازهٔ رهبران، اصلاح‌طلبان باید توانِ نقدِ هم صادقانه و هم شجاعانه را داشته باشند.

۵- توجه به نسل جدید و نوسازیِ ساختار: هرگاه اصلاح‌طلبان اجازه دادند جوان‌ترهایشان- البته اگر هنوز از آنها جدا نشده‌اند- همان‌هایی که هیچ تعلقِ متعصبانه‌ای به دوره‌های مختلف به‌ویژه دههٔ شصت ندارند، آن را زیربنایی و واقع‌گرایانه نقد کنند، در این ادعای خود صادق‌اند که برای نوسازیِ خود به جوان‌ترها و نگاهِ آنها میدان و مجال خواهند داد.

▫️اصلاح‌طلبان باید بدانند این‌بار در جامعه و کنار مردم بودن نمی‌تواند ایجادِ شور و موج باشد تا سوار بر آن فقط آنها را با وعده و وعید از یک مرحلهٔ بحران به مرحله‌ای دیگر از آن عبور دهند. اگر این حرکت به‌سمتِ جامعه، اصیل و واقعی و صادق نباشد، نخست آنکه مورد اقبال و رغبت جامعه قرار نمی‌گیرد و دوم آنکه جز تکرارِ ناکامی و امیدِ واهی نمی‌افزاید. نامهٔ کمیتهٔ سیاسی حاوی نکات خوبی است، اما بدونِ تغییرِ عملی و صادقانه، تنها به شعار و توصیه محدود می‌ماند، زیرا که جامعهٔ آگاه فهم خواهد کرد اصلاح‌طلبان در بازگشت و توبه به‌واقع در پی یک شروعِ واقعی‌اند یا تکرار گذشته هستند.

مرضیه حاجی‌ هاشمی

نقل از کانال تلگرام نویسنده