بحران هایی که کنترل شان غیرممکن است.

سه هفته پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشانه‌ها حاکی از آن است که این جنگ نه تنها به اهداف اعلام‌شده واشنگتن دست نیافته، بلکه به بحرانی بدل شده که هر روز بیشتر از کنترل دولت دونالد ترامپ خارج می‌شود. در حالی که کاخ سفید در آغاز می‌کوشید این درگیری را یک عملیات کوتاه‌مدت و محدود جلوه دهد، اکنون با واقعیتی کاملاً متفاوت روبه‌رو است: قیمت جهانی انرژی به سرعت در حال افزایش است، آمریکا در میان متحدان خود بیش از پیش منزوی شده، اعزام نیروهای تازه به منطقه در دستور کار قرار گرفته و هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان جنگ دیده نمی‌شود.

رویترز در گزارشی از واشنگتن می‌نویسد که ترامپ اکنون درگیر بحرانی است که هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و هم از نظر تبلیغاتی، مهار آن برایش دشوارتر شده است. او روز جمعه با لحنی دفاعی متحدان ناتو را به دلیل خودداری از مشارکت در تأمین امنیت تنگه هرمز «ترسو» خواند و اصرار کرد که عملیات طبق برنامه پیش می‌رود. با این حال، این ادعا با واقعیت‌های میدانی سازگار نیست: ایران، با وجود حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، همچنان به مقابله ادامه می‌دهد، مسیر انتقال نفت و گاز خلیج فارس را مختل کرده و حملات موشکی خود را در سراسر منطقه گسترش داده است.

این وضعیت برای ترامپ که با شعار دور نگه داشتن آمریکا از «مداخلات احمقانه» نظامی به قدرت بازگشته بود، تناقضی آشکار پدید آورده است. اکنون نه نتیجه جنگ در کنترل کامل اوست و نه روایت سیاسی آن. نبود یک راهبرد روشن برای خروج از جنگ، به گفته تحلیلگران، می‌تواند هم به میراث سیاسی او آسیب بزند و هم موقعیت جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر تضعیف کند؛ انتخاباتی که در آن، حفظ اکثریت شکننده حزب جمهوری‌خواه در کنگره در معرض تهدید قرار دارد.

آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده پیشین خاورمیانه در دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات، در گفت‌وگو با رویترز گفته است که ترامپ اکنون خود را در «جعبه‌ای به نام جنگ ایران» گرفتار کرده و نمی‌داند چگونه باید از آن بیرون بیاید. در مقابل، یک مقام کاخ سفید این توصیف را رد کرده و مدعی شده که جنگ از نظر نظامی یک موفقیت بی‌چون‌وچرا بوده، زیرا بسیاری از رهبران بلندپایه ایران در حملات هدفمند کشته شده‌اند، بخش اعظم نیروی دریایی این کشور نابود شده و توان موشکی بالستیک آن تا حد زیادی از بین رفته است. با این همه، حتی اگر این ارزیابی را بپذیریم، واقعیت آن است که ایران هنوز توان اخلال در معادلات منطقه‌ای و بازار انرژی را حفظ کرده و همین موضوع، ادعای پیروزی قاطع را با تردید روبه‌رو کرده است.

گزارش رویترز تأکید می‌کند که محدودیت‌های قدرت ترامپ در هفته گذشته بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. او از مقاومت متحدان ناتو و دیگر شرکای خارجی آمریکا در برابر درخواست واشنگتن برای اعزام نیروی دریایی به منظور باز کردن تنگه هرمز غافلگیر شده است. این امتناع، فقط ناشی از نگرانی کشورها از گرفتار شدن در جنگی نیست که پیشاپیش در مورد آن با آنها مشورت نشده بود، بلکه بازتابی از تیرگی روابط آمریکا با متحدان سنتی‌اش نیز هست؛ روابطی که از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید و ادامه برخوردهای تحقیرآمیز او با پیمان‌های سنتی غرب، آسیب بیشتری دیده است.

در درون کاخ سفید نیز نشانه‌هایی از نگرانی نسبت به ادامه مسیر دیده می‌شود. به گفته یک منبع نزدیک به بحث‌های داخلی، برخی مشاوران به ترامپ توصیه کرده‌اند که هرچه سریع‌تر راهی برای خروج آبرومندانه از بحران پیدا کند و دامنه عملیات نظامی را محدود نگه دارد. اما هنوز روشن نیست که این استدلال‌ها توانسته باشد نظر رئیس‌جمهور را تغییر دهد یا نه. به باور تحلیلگران، ترامپ اکنون در چهارراهی قرار گرفته که هیچ‌یک از مسیرهای پیش روی او بی‌هزینه نیست.

او از یک سو می‌تواند جنگ را تشدید کند؛ از جمله با هدف قرار دادن تأسیسات اصلی صادرات نفت ایران در جزیره خارک یا حتی اعزام نیرو به سواحل ایران برای شکار پرتابگرهای موشکی. اما چنین اقدامی می‌تواند آمریکا را درگیر یک تعهد نظامی طولانی‌مدت کند؛ سناریویی که افکار عمومی آمریکا عمدتاً با آن مخالف است. از سوی دیگر، ترامپ می‌تواند بدون آنکه توافقی در کار باشد، مدعی پیروزی شود و بکوشد از جنگ فاصله بگیرد. اما این گزینه نیز خطرات خود را دارد، زیرا متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس را در برابر ایرانی زخمی، خشمگین و همچنان بانفوذ تنها خواهد گذاشت؛ ایرانی که از یک سو می‌تواند بر مسیر کشتیرانی در خلیج فارس فشار وارد کند و از سوی دیگر، به رغم انکارهایش، از دید منتقدان آمریکا ممکن است همچنان توان حرکت به سمت یک برنامه هسته‌ای نظامی را حفظ کرده باشد.

در همین حال، گزارش‌ها از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، شکاف میان گفتار و عمل دولت ترامپ را آشکارتر کرده است. رویترز پیشتر گزارش داده بود که هزاران تفنگدار دریایی و ملوان آمریکایی به خاورمیانه اعزام می‌شوند، هرچند هنوز تصمیمی برای ورود نیروهای زمینی به داخل ایران گرفته نشده است. همین روند، نگرانی‌ها را درباره لغزش تدریجی آمریکا به سوی جنگی گسترده‌تر تشدید کرده است.

جنگ ایران همچنین نشانه‌هایی از تضعیف نفوذ ترامپ بر پایگاه سیاسی خودش را نیز آشکار کرده است. گزارش رویترز می‌گوید که انسجام پیشین در اردوگاه «مگا» دیگر به قوت سابق نیست و برخی چهره‌های شناخته‌شده این جریان آشکارا نسبت به جنگ موضع انتقادی گرفته‌اند. هرچند پایگاه اصلی هواداران ترامپ هنوز عمدتاً در کنار او مانده‌اند، اما تحلیلگران هشدار می‌دهند که اگر قیمت بنزین باز هم افزایش یابد و حضور نظامی آمریکا در منطقه گسترده‌تر شود، این حمایت می‌تواند در هفته‌های آینده فرسوده شود. یکی از استراتژیست‌های جمهوری‌خواه در این باره گفته است که وقتی پیامدهای اقتصادی جنگ در زندگی روزمره مردم آشکارتر شود، شهروندان خواهند پرسید چرا دوباره باید هزینه بنزین گران را بپردازند و چرا تنگه هرمز باید تعیین کند که آیا ماه آینده می‌توانند به سفر بروند یا نه.

از نگاه بسیاری از ناظران، یکی از خطاهای اصلی دولت ترامپ برآورد نادرست از واکنش ایران بود. به نوشته رویترز، از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، در درون دولت آمریکا به‌تدریج این درک شکل گرفته که پیامدهای درگیری و سناریوهای احتمالی آن باید از پیش دقیق‌تر بررسی می‌شد. به گفته دو منبع آگاه، اکنون این احساس در کاخ سفید وجود دارد که ابعاد این جنگ و آثار آن به اندازه کافی پیش‌بینی نشده بود؛ هرچند یک مقام رسمی این برداشت را رد کرده و گفته است عملیات از ابتدا با برنامه‌ریزی گسترده و آمادگی کامل برای سناریوهای مختلف پیش رفته است.

تحلیلگران می‌گویند مهم‌ترین خطای محاسباتی ترامپ این بود که شدت واکنش ایران را دست‌کم گرفت. تهران که این جنگ را تهدیدی موجودیتی برای خود می‌بیند، با استفاده از موشک‌های باقی‌مانده و ناوگانی از پهپادهای مسلح، کوشیده برتری نظامی دشمنانش را خنثی کند. حمله به کشورهای همسایه در خلیج فارس و مسدود کردن عملی بخش بزرگی از تردد در تنگه هرمز، بخشی از همین راهبرد بوده است؛ راهبردی که آمریکا و متحدانش تا اینجا نتوانسته‌اند پاسخ مؤثری برای آن پیدا کنند.

همزمان، ناتوانی ترامپ در کنترل روایت سیاسی جنگ نیز بیش از پیش آشکار شده است. گزارش می‌گوید رئیس‌جمهور آمریکا در روزهای اخیر با عصبانیت به رسانه‌ها حمله کرده و حتی بدون ارائه سند، برخی گزارش‌ها را مصداق «خیانت» دانسته است؛ گزارش‌هایی که به نظر او تلاش جنگی دولت را تضعیف می‌کنند. به گفته برت برون، مشاور پیشین سیاست خارجی در دولت اوباما، ترامپ دیگر مانند گذشته قادر نیست چرخه خبر را در اختیار بگیرد، زیرا هنوز نمی‌تواند برای افکار عمومی توضیح دهد که چرا آمریکا را وارد این جنگ کرده و گام بعدی چیست. به تعبیر او، ترامپ در عرصه پیام‌رسانی نیز بخش مهمی از توان خود را از دست داده است.

در مجموع، گزارش رویترز تصویری از رئیس‌جمهوری ارائه می‌دهد که سه هفته پس از آغاز جنگ، با مجموعه‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده روبه‌رو شده است: جنگی که قرار بود کوتاه باشد، به منازعه‌ای فرسایشی بدل شده؛ متحدانی که قرار بود پشت سر واشنگتن قرار گیرند، از آن فاصله گرفته‌اند؛ ابزارهای فشار اقتصادی آمریکا کارآمدی محدودتری پیدا کرده‌اند؛ و در داخل نیز هم نگرانی افکار عمومی بالا رفته و هم شکاف‌هایی در پایگاه سیاسی ترامپ پدیدار شده است. در چنین شرایطی، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید نه نشانه‌های یک پیروزی روشن، بلکه فقدان راه خروجی است که هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی برای دولت آمریکا قابل اتکا باشد.