جمهوری اسلامی مرگ علی لاریجانی را تایید کرد

جمهوری اسلامی ترور علی لاریجانی توسط اسرائیل را تایید کرد. لاریجانی روز سه‌شنبه هنگام دیدار با دخترش در شرق یکی از حومه‌های تهران هدف حمله قرار گرفت و کشته شد؛ رخدادی که وزیر دفاع اسرائیل ساعاتی پیش از آن خبرش را اعلام کرده بود….

لاریجانی از خانواده‌ای روحانی و بانفوذ برآمده بود؛ خانواده‌ای که چند تن از فرزندانش پس از انقلاب ۱۳۵۷ به مقام‌های بلندپایه رسیدند. او در محافل سیاسی ایران به عنوان چهره‌ای زیرک، عمل‌گرا و در عین حال کاملاً وفادار به نظام ولایت فقیه شناخته می‌شد. هرچند در مقایسه با برخی تندروهای دیگر، گاه به احتیاط و استفاده از دیپلماسی گرایش نشان می‌داد، اما در دفاع از ساختار دینی و امنیتی جمهوری اسلامی هیچ تردیدی نداشت.

زندگی سیاسی و امنیتی او با جنگ ایران و عراق شکل گرفت. لاریجانی در دهه ۱۹۸۰ به سپاه پاسداران پیوست و در جریان جنگ، به مقام فرماندهی و مسئولیت‌های ستادی رسید. همین سابقه، در کنار پیوندهای خانوادگی و نزدیکی‌اش به هسته سخت قدرت، به او امکان داد که پس از جنگ به‌سرعت در ساختار جمهوری اسلامی اوج بگیرد. او بعدها وزیر فرهنگ شد و سپس به ریاست صداوسیمای جمهوری اسلامی رسید؛ نهادی که در ایران همواره یکی از پایه‌های اصلی کنترل سیاسی و ایدئولوژیک بوده است.

پس از آن، لاریجانی ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده گرفت؛ نهادی که در رأس سیاست‌گذاری امنیتی و خارجی جمهوری اسلامی قرار دارد. او مدتی نیز نامزد ریاست‌جمهوری شد، اما ناکام ماند، و سپس به مجلس راه یافت و از ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۰ برای دوازده سال ریاست مجلس را در دست داشت. در تمام این سال‌ها، او یکی از مهم‌ترین واسطه‌های میان نهادهای سیاسی، امنیتی و رهبری بود و همین موقعیت، او را به یکی از اثرگذارترین چهره‌های پشت‌پرده نظام بدل کرد.

نقش لاریجانی در پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی از مهم‌ترین بخش‌های کارنامه اوست. او در فاصله ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران بود و مأموریت داشت هم از «حق غنی‌سازی» ایران دفاع کند و هم فشارهای بین‌المللی را مهار کند. لاریجانی در آن دوران، با وجود شهرتش به عمل‌گرایی، مواضعی سخت‌گیرانه داشت و بارها تأکید کرده بود که برنامه هسته‌ای ایران را نمی‌توان از بین برد. او حتی در یکی از گفت‌وگوهایش گفته بود که فناوری هسته‌ای، پس از کشف، دیگر قابل نابود کردن نیست؛ حتی اگر تجهیزات از بین بروند، امکان بازسازی آن وجود دارد.

هم‌زمان، او در مدیریت روابط جمهوری اسلامی با دو قدرت مهم جهانی، یعنی روسیه و چین، نیز نقش محوری داشت. سفرهای مکرر او به مسکو و دیدارهایش با ولادیمیر پوتین، بخشی از تلاش‌های تهران برای حفظ توازن در برابر فشارهای آمریکا بود. او همچنین در پیشبرد مذاکراتی که در سال ۲۰۲۱ به توافق همکاری ۲۵ ساله ایران و چین انجامید، نقش مهمی ایفا کرد. به این ترتیب، لاریجانی فقط یک مقام داخلی نبود؛ او از طراحان پیوندهای راهبردی جمهوری اسلامی با قدرت‌های جهانی نیز به شمار می‌رفت.

کارنامه لاریجانی فقط به دیپلماسی و مدیریت امنیتی محدود نمی‌شود. او در سرکوب اعتراضات داخلی نیز نقش برجسته‌ای داشت. هرچند در آغاز اعتراضات دی ماه، او و برخی دیگر از مقام‌های ارشد گفته بودند اعتراضات اقتصادی می‌تواند قابل قبول باشد، اما بعدتر واشنگتن او را به دلیل نقش شورای عالی امنیت ملی در سرکوب خونین همان اعتراضات تحریم کرد. بر اساس بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا، لاریجانی یکی از نخستین مقام‌هایی بود که به خواسته‌های معترضان با خشونت پاسخ داد. نهادهای حقوق بشری می‌گویند در آن سرکوب هزاران نفر کشته شدند؛ رویدادی که به یکی از خونبارترین مقاطع داخلی ایران پس از انقلاب تبدیل شد.

در ماه‌های اخیر و پس از آغاز جنگ، لاریجانی بار دیگر به مرکز صحنه بازگشت. پس از جنگ ۱۲ روزه‌ای که اسرائیل سال گذشته به راه انداخت، او دوباره به ریاست شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و تا پیش از آغاز حمله گسترده اخیر، در تلاش برای جلوگیری از جنگ بود. او اوایل امسال در گفت‌وگویی با تلویزیون دولتی عمان گفته بود اگر نگرانی آمریکا این است که ایران نباید به سمت سلاح هسته‌ای برود، این مسئله قابل حل است.

پس از آغاز حملات در ۹ اسفند، لاریجانی از نخستین مقام‌های بلندپایه ایرانی بود که واکنش نشان داد و آمریکا و اسرائیل را متهم کرد که قصد دارند ایران را تجزیه و غارت کنند. او همچنین به معترضان بالقوه داخلی هشدارهایی شدید داد. اما در فضای جدیدی که پس از کشته شدن خامنه‌ای به وجود آمد، به نظر می‌رسید نفوذ او نیز رو به کاهش است. در رقابت بر سر کنترل اوضاع پس از مرگ خامنه‌ای، این سپاه پاسداران بود که بیش از پیش دست بالا را پیدا کرد و برای چهره‌های سیاسی میانجی‌گر و پشت‌پرده‌ای مانند لاریجانی، فضای مانور کمتری باقی ماند.

از این منظر، مرگ لاریجانی فقط حذف یک فرد نیست؛ حذف نسلی از مدیران جمهوری اسلامی است که در آنِ واحد به امنیت، دیپلماسی، ایدئولوژی و مدیریت بحران داخلی متصل بودند. او از معدود چهره‌هایی بود که می‌توانست هم زبان خامنه‌ای را برای غرب ترجمه کند، هم در مجلس و شورای عالی امنیت ملی اجماع بسازد، هم با روسیه و چین کار کند و هم در لحظات بحرانی، از ماشین سرکوب داخلی دفاع کند.