اعتراض‌های امروز فریادِ حذف‌شدگان جامعه است

خیابان‌های شهرهای ایران از هفتم دی محل برگزاری تجمع‌های اعتراضی‌ بوده است. این اعتراض‌ها که از مغازه‌داران پاساژ علاءالدین و بازار تهران شروع شد حالا دامنه‌اش به دیگر شهرهای ایران رسیده است. این فریادها، به گفتهٔ جامعه‌شناسان، حاصل صداهایی است که شنیده نشدند. …

اعتراض‌های اخیر در ایران بار دیگر پرسش‌هایی را دربارهٔ ریشه‌های نارضایتی، نقش اقتصاد، جایگاه گروه‌های اجتماعی، و امکان عبور مدنی از بحران به میان آورده است. تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس، معتقد است که این اعتراض‌ها در ایران اگرچه از نارضایتی اقتصادی آغاز شده، اما در استمرارش به پدیده‌ای سیاسی تبدیل شده است. از نگاه او، جامعهٔ ایران در حال جست‌وجوی تصویری روشن و قابل دفاع از آینده است و مردم ایران قصد بهبود شرایط را دارند و حکومت باید دست از خشونت و تنبیه بردارد. این جامعه‌شناس بر احیای طبقهٔ متوسط و آوردن آن به صحنهٔ اجتماع تأکید می‌کند و می‌گوید تنگناهای اقتصادی و نشنیدن صدای معترضان در سال‌های گذشته عامل ایجاد فریادهای اعتراض امروز است.

این اولین بار نیست که اعتراض‌هایی بر پایهٔ معیشت در ایران اتفاق می‌افتد. نگاهی به اعتراض‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز رنگ‌وبویی از وضع اقتصادی و معیشتی را به ذهن می‌آورد. آیا اعتراض‌های اخیر نیز از همان جنس است؟

تقی آزاد ارمکی: جنس اعتراض‌های امروز با اعتراض‌های قدیم متفاوت است. امروز شروع نارضایتی از وضع اقتصادی است، اما استمرار آن به پدیده‌ای سیاسی تبدیل و دچار دگرگونی شده است. اگر شما بروید از معترضان سؤال کنید، می‌گویند مشکل اقتصادی است، اما ناکارآمدی، تنگنا، استبداد، و بلاتکلیفی هم هست. این اتفاق در دل یک بحران اقتصادی افتاده است. افزایش نرخ ارز و این مسائل مستمسکی شد برای جامعه‌ای که می‌خواهد به میدان بیاید. اگر این اتفاق نمی‌افتاد، حتماً چیز دیگری موجب می‌شد که آدم‌ها به صحنه بیایند. مردم ایران به‌طور کلی قصد بهبود شرایط را دارند. اما باید یک نکته را در نظر گرفت و آن هم این است که فراگیری مشکلات اقتصادی بیشتر است، چون همهٔ مردم با آن درگیرند. اقتصاد فقط محدود به یک گروه نیست.

یکی از گروه‌هایی که حمایتشان را از معترضان نشان دادند دانشجویان‌اند. آنها حضور مؤثری در تجمع‌ها و بیان مطالبات جامعه داشته‌اند. این امر از کجا نشئت می‌گیرد؟

اینکه بعضی از گروه‌ها مانند دانشجویان فعالیت بیشتری در بیان خواست‌ها و اعتراض دارند از اقتصاد نشئت می‌گیرد، اما به کل نظام اجتماعی و سیاسی برمی‌گردد. بحث آنها دموکراسی‌خواهی، تضییع حقوق، سامان‌دهی امور، دولت مدرن، توسعه، رفاه، شغل و… است. همهٔ اینها تک‌تک در گذشته مطرح شده‌ است، اما کسی به آنها توجه نکرده است.به‌طور مثال، سال‌های طولانی است که اعتصاب و اعتراض بازنشسته‌ها را می‌بینیم. همهٔ عالم و آدم این را فهمیده‌اند. حرف آنها چه بود جز اینکه در زندگی ما نابرابری هست. اما کسی گوش نکرد. دانشجویان مطالبهٔ شغل داشتند و می‌پرسیدند بعد از فارغ‌التحصیلی کجا باید برویم و چه کاری باید بکنیم؟ هویت ما دچار بحران شده است. اما کسی گوش نکرد. این‌ نارضایتی‌ها یک‌شبه اتفاق نیفتاده. قبلاً هم مطرح شده، اما حالا به‌شکلی فراگیرتر و روشن‌تر بیان شده است. ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که اساس اقتصادی دارد، اما مجموعه‌ای اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی است و تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی را مدّنظر دارد.

در اعتراض‌های اخیر، بازار نقطهٔ شروع بوده است. با توجه به نقش تاریخی بازاریان در ایران و قدرت چانه‌زنی آنها، این امر را چگونه تحلیل می‌کنید؟

درست است که این موضوع از بازار شروع شده، اما بازاری نیست. قصهٔ بازار در ایران یک قصهٔ طولانی است. مسئلهٔ آن ظهور بورژوازی و تقابل آن با بورژوازی جهانی است. بازاری‌های ایران همیشه این دغدغه را داشته‌اند که سهم ما در تولید و توسعه و دموکراسی چیست. انقلاب اسلامی موجب شد اینها به عقب نروند و این شعار را مطرح نکنند. در این دوران، حکومت تصمیم‌گیرندهٔ کنش اقتصادی شد و بازاری‌ها به نیروهای تابع نظام سیاسی تبدیل شدند. فروریختن نظام مالی و پولی ایران باعث شد بازاری‌ها دوباره به صحنه بیایند و این پرسش را مطرح کنند که کاری که قرار بود با نظام پولی و مالی بکنید چه شد و جای ما در آن کجاست. امروز بازاریان نه‌تنها می‌گویند درآمد نداریم، بلکه می‌گویند نقش ما در ساختن اقتصاد کشور چیست. ما کجای پروژهٔ توسعه در ایران قرار داریم. این همان چیزی است که در گذشته مطرح می‌کردند.

اگر به جنبش مشروطه برگردید، می‌بینید که بازاری‌ها در تضاد با بورژوازی جهانی و شرکت‌های خارجی به میدان آمدند. فقط مسئلهٔ نابرابری نبود؛ مسئله این بود که ما در ساختن دورهٔ جدید و مدرنیته ایرانی چه جایگاهی داریم. تنباکوی ما، ابریشم ما، ادویه و برنج و منسوجات ما کجاست. سؤال آنها این بود که چرا این‌همه کالا از خارج به ایران می‌آید. این مسئله آنها را منسجم کرد تا در مقابل نظام سیاسی بایستند. امروز دقیقاً همان صدا شنیده می‌شود. بازاریان می‌گویند ما در اقتصاد ایران نقشی نداریم. بیشتر گروه‌های واسطه و رانتی‌های وابسته به نظام سیاسی در صادرات و واردات و نرخ ارز و… تعیین‌کننده‌اند. اتفاقاً اعتراض بازاریان اعتراض مهمی است که کسی به آن توجه نمی‌کند و فکر می‌کند آنها می‌گویند نرخ ارز را کنترل کن، مشکل من حل می‌شود. نه این‌طور نیست و اگر امروز این جریان تمام شود، شش ماه بعد باز به صحنه می‌آیند و می‌گویند نقش ما در صادرات کجاست. چرا گروه‌های پنهان این کار را می‌کنند. وقتی از سلطان شکر، چای، برنج و روغن حرف زده می‌شود، نظام بازار ایران مورد سؤال قرار می‌گیرد. الآن گروهی از افراد مجهول در فرایند واردات و صادرات سود می‌برند بدون اینکه منفعتی به جامعه برسانند. خواست اصلی بازاری این است که چرا ما نباید سود ببریم و در توسعهٔ ایران مؤثر باشیم.

آیا جامعهٔ ایران امروز مطالبهٔ مشخصی را در اعتراض‌ها پی می‌گیرد یا بیشتر در حال اعلام و اثبات نپذیرفتن وضع موجود است؟

در گفتن هر چیزی یک چیز دیگر باید نفی شود. معترضان ایران سیاست‌های اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی حاکم را نفی می‌کنند. آنچه از پژوهش‌ها به دست آمده این است که مردم به‌دنبال ساختن تصویری روشن و قابل دفاع از ایران هستند. آینده اکنون مخدوش و مبهم و توأم با ستیز و جنگ و بلاتکلیف شده است و مردم به‌دنبال درست کردن این تصویرند.

مردم از چه طریق می‌خواهند به این تصویر برسند؟

در این مورد چند رویکرد وجود دارد. بعضی این آینده را به گذشته ارجاع می‌دهند و فکر می‌کنند نظام پیشین خوب بوده است و حالا هم می‌تواند خوب باشد. بعضی آن را به نظام غربی وصل می‌کنند. گروه سومی هم هستند که می‌گویند ما باید نیروهای ملی و سرمایه‌های اجتماعی خودمان را فعال کنیم تا آنها بتوانند در ساختن فردای ایران مشارکت کنند. چرا این را می‌گویند؟ چون این سرمایه‌ها امروز غایب‌اند. بورژوازی ملی، آدم‌هایی که حاضرند برای این کشور جان بدهند، و سیاستمداران غایب‌اند. این در واقع یک دعوت مجدد از طرف نیروهای ایرانی برای ساختن آینده‌ای مطلوب و بدون دردسر است.

شما بارها از نقش طبقهٔ متوسط در ایران صحبت کرده‌اید. به نظر شما امروز که صحبت‌های زیادی دربارهٔ از بین رفتن این طبقه و فرسودگی آن مطرح است، چگونه می‌توان آن را در دگرگونی‌های اجتماعی تأثیرگذار دید؟

من همچنان معتقدم نیرویی که می‌تواند کشور را از سقوط، فروپاشی، انحطاط، و استبداد نجات دهد طبقهٔ متوسط است، زیرا که دغدغه‌های اصلی آن اخلاق، همبستگی، توسعه، و دموکراسی است. اینها مفاهیم مهمی‌اند، آرمانی و مطلوب‌اند. بورژوازی و صاحبان قدرت دنبال این‌ دغدغه‌ها نیستند. اگر این طبقه به میدان بیاید، اینها مسئله می‌شود. وقتی شما از یک هنرمند و شاعر و کارگردان بزرگ دعوت می‌کنید و می‌پرسید چه کنیم، او هرگز دعوت به شورش نمی‌کند، دعوت به سازگاری و وفاق می‌کند یا می‌خواهد که از سرمایه‌های اجتماعی حمایت و حفاظت شود. امروز گزارشی از علی نصیریان دیدم که با دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر حرف می‌زند و به آنها می‌گوید آیندهٔ ایران را شما باید بسازید. نمی‌گوید بریزید و بکشید. اما ایراد کار در اینجاست که جای افراد بزرگ امروز خالی است و صدایشان شنیده نمی‌شود. رسانهٔ بیگانه معترضان را همراه خشونت نشان می‌دهد، رسانه‌های داخلی هم معترضان را خشن می‌خوانند و مدام از ارزش‌های انقلاب می‌گویند. همهٔ اینها خشونت‌طلبی را اشاعه می‌دهند. باید از نیروی طبقهٔ دیگری دعوت کرد که دغدغهٔ انسجام و توسعه دارد و زیست آن بر همین پایه است.

چرا طبقهٔ متوسط غایب است؟

چون ما آن را تنبیه کرده‌ایم. نظام سیاسی ایران در دولت‌های مختلف بیشترین تنبیه را متوجه این طبقه کرده است. اگر فیلم ساخته، گفتند غلط است. کتابی که نوشته باید ممیزی شود. سرودش باید تغییر کند. تحلیلش را اشتباه دانسته‌اند. کسانی که در صدا و سیما حاضر می‌شوند جای نخبگان را گرفته‌اند. در‌حالی‌که فعالان طبقهٔ متوسط باید بیایند و صدای نرم مبتنی بر فرهنگ و اخلاق را صورت‌بندی کنند و جامعه را به سازگاری ترغیب کنند. اما چون فاقد این واقعیت هستیم، دعوا وجود دارد. خشونت بین حکومت و مردم وجود دارد. در اینجا به میانجیگری طبقهٔ متوسط نیاز است. این طبقه هم به‌سادگی به میدان نمی‌آید. خود حکومت باید دست از خشونت و تنبیه بردارد. این طبقه به عرصهٔ حیات اجتماعی بیاید و بازی خودش را بکند.

در این اعتراض‌ها شاهد حضور معنادار شهرهای کوچک در کنار شهرهای بزرگ هستیم. از نظر جامعه‌شناختی، اعتراض در شهرهای کوچک چه تفاوتی با اعتراض در کلان‌شهرها دارد؟ آیا با منطق واحدی مواجهیم یا با چند منطق اعتراضی متفاوت؟

دربارهٔ حضور مردم در جاهای مختلف باید چند مورد را در نظر گرفت. وقتی دانشگاه را تعطیل می‌کنید، دانشجویان و کارمندان و فعالان اجتماعی زیادی به شهر خودشان بازمی‌گردند. این افراد به حاشیهٔ شهرهای بزرگ می‌روند و در نقش نیروهای تحول‌آفرین ظاهر می‌شوند. مسئلهٔ دیگر میزان کنترل در شهرهای بزرگ است. امروز تهران به‌شکلی همه‌جانبه از طرف نیروهای امنیتی کنترل می‌شود. امکان عمل اعتراضی بسیار محدود است. درحالی‌که شهرهای کوچک را نمی‌توان به این شکل کنترل کرد، چون در آن صورت باید همهٔ کشور را کنترل کنید. نکتهٔ سوم هم این است که فقر و نابرابری شاید در شهرهای بزرگ عمیق‌تر و فراگیرتر باشد، اما در شهرهای کوچک عریانی بیشتری دارد و می‌توانید چهرهٔ آن را به‌وضوح ببینید. همچنین، علاوه بر تفاوت‌های اجتماعی و مدنی، تفاوت‌های قومی هم هست و نیروهای سازمان‌یافته بیشتر دیده می‌شوند. آنها دست به عمل می‌زنند و ساکت نمی‌مانند.

واکنش دولت و مسئولان را در روزهای اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من دولت به لحاظ سیاسی خوب عمل کرده و با افکار عمومی مواجه شده است. دولت گفته که من صدای اعتراض شما را شنیدم و درست می‌گوید. آقای پزشکیان، سخنگوی دولت، و بقیهٔ اعضا اینها را گفته‌اند. همچنین، اصرار بر خشونت‌پرهیزی هم شده، هرچند به‌طور کامل نشده است. این گام بلندی است برای اینکه در آینده اعتراض‌ها را به‌صورت مدنی سازمان‌دهی کنیم.

راه‌حل رسیدن به این سازمان‌دهی چیست؟

راه‌حل این است که به‌جای دولت، این وظیفه را احزاب انجام دهند و جلوی رادیکالیسم را بگیرند. احزاب باید در خیابان تظاهرات کنند تا نیروهای بی‌نام‌ونشان. وقتی رهاشدگی وحشیانهٔ دلار و ارز و تورم را دارید، بخش اعظم جامعه آسیب می‌بیند. کالابرگ و اینها خوب است، اما کافی نیست. کافی در شرایطی است که حکومت در رفتارهایش تغییر داشته باشد. دوم اینکه حضور دولت بیشتر شود. ما امروز به جایی رسیده‌ایم که بخش بزرگی از جامعه معترض است. جوانان، بازنشستگان، معلمان. همهٔ این گروه‌ها وضع موجود را ناکافی می‌دانند و معتقدند به انسداد سیاسی و اجتماعی رسیده‌ایم. ضرورت اصلی بازنگری در نظام سیاسی است. این بازنگری اول در سطح تبلیغات اتفاق می‌افتد. پس اول باید صدا و سیما تغییر کند. دوم تغییرات در سطح فرهنگی است که باید از بیگانه‌سازی پرهیز شود. سوم هم ایجاد تغییر در سازهٔ قانون اساسی است. با این تغییرات جامعه فضای بزرگ‌تری برای حضور همه می‌شود. امروز به ۹۵درصد مردم سخت می‌گذرد. همهٔ این افراد باید بتوانند از ایران سهم داشته باشند.

سمیرا مرادی – آتیه آنلاین