سپاه پاسداران ستون فقرات سرکوب دیکتاتوری حاکم بر ایران

کارنامه چهار دهه‌یی سپاه پاسداران نشان می‌دهد که این نهاد همواره پاسخ اعتراض‌های مردمی را با گلوله، بازداشت، شکنجه، و کشتار داده است. سرکوب اعتراض‌های سراسری ۱۴۰۴ نیز در امتداد همین الگو قرار دارد، الگویی که در آن سپاه پاسداران به‌عنوان بازوی اصلی سرکوب نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند….

کانون حقوق بشر ایران: در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از سرکوب خونین اعتراض‌ها در ایران، سپاه پاسداران بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه نهادهای بین‌المللی قرار گرفته است. تلاش‌ها و بحث‌های رسمی در نهادهای اروپایی برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیهٔ اروپا بازتابی از نگرانی عمیق از نقش این نهاد در نقض سیستماتیک حقوق بشر، سرکوب اعتراض‌های مردمی، و صدور خشونت است.

هرچند این روند با پیچیدگی‌های حقوقی و سیاسی همراه بوده، اما نفسِ طرح آن نشان می‌دهد که سپاه پاسداران دیگر صرفاً یک نیروی نظامی داخلی تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان بازوی سرکوب و بی‌ثبات‌ساز یک حکومت موضوعی بین‌المللی است. بررسی تاریخچه و کارنامهٔ سپاه پاسداران، به‌ویژه در حوزه سرکوب اعتراض‌های سراسری، نشان می‌دهد چرا چنین بحث‌هایی شکل گرفته و چرا نام این نهاد با خشونت، بحران، و نارضایتی گره خورده است.

سپاه پاسداران؛ تولد یک نهاد برای بقا

تاریخ ۴۴ سالهٔ دیکتاتوری حاکم بر ایران همواره با بحران، تنش، ناآرامی، و نارضایتی اجتماعی همراه بوده است، نارضایتی‌ای که هم از درون ساختار قدرت و هم از سوی جنبش‌های اجتماعی و مردمی بروز یافته است. حکومت برای مهار کردن این نارضایتی‌ها از همان ابتدای استقرارش به ایجاد و تقویت ابزارهای سرکوب روی آورد. در این میان، سپاه پاسداران به‌عنوان مهم‌ترین و کارآمدترین ابزار حفظ قدرت شکل گرفت.

سپاه پاسداران در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به دستور خمینی تأسیس شد. این اقدام تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب نشان‌دهندهٔ آن بود که خمینی از همان آغاز بقای «نظام» را نه در اجماع اجتماعی، بلکه در اتکای سازمان‌یافته به زور و سرکوب می‌دید. تشکیل سپاه پاسداران در واقع ترسیم آینده‌ای بود که در آن هر اعتراض، هر مخالفت، و هر جنبش اجتماعی با پاسخ امنیتی و نظامی مواجه می‌شود.

سپاه پاسداران – هستهٔ سخت حاکمیت ولایت فقیه

در طول ۴۳ سال حاکمیت ولایت فقیه، سپاه پاسداران به ابزار اصلی و محوری سرکوب تبدیل شده است. مرور تاریخچهٔ سپاه در حقیقت مطالعهٔ هستهٔ سخت قدرت در این حکومت است، نهادی که نه‌تنها در عرصهٔ نظامی، بلکه در سیاست، اقتصاد، امنیت داخلی و حتی فرهنگ و رسانه نفوذ کرده است. به همین دلیل، بررسی نقش سپاه در سرکوب اعتراض‌های مردمی کلید فهم سازوکار بقای این «نظام» است..

.

«تعزیر تا شکستن استخوان»؛ محمدی گیلانی و کشتار هیستریک مخالفان در دهه شصت
جان‌باختگان دههٔ ۶۰
دههٔ ۶۰؛ آغاز سرکوب سراسری

یکی از نخستین و مهم‌ترین نقش‌آفرینی‌های سپاه پاسداران در سرکوب به تابستان ۱۳۶۰ بازمی‌گردد. پیش از آن نیز اقدامات سرکوبگرانه سپاه در ترکمن‌صحرا، کردستان، خوزستان و تبریز نشانه‌هایی روشن از ماهیت این نهاد بود. اما در سال۶۰ سرکوب از حالت منطقه‌یی خارج شد و سراسر ایران را دربر گرفت.

دههٔ ۶۰ را می‌توان خونین‌ترین دههٔ تاریخ معاصر ایران دانست. سپاه پاسداران و اطلاعات سپاه در شهرهای مختلف هرگونه مخالفت سیاسی، اجتماعی، و حتی فرهنگی را با خشونت بی‌سابقه سرکوب کردند. این دهه پایه‌های سیطره امنیتی سپاه بر جامعه ایران را تثبیت کرد، سیطره‌ای که با پایان جنگ و مرگ خمینی نه‌تنها کاهش نیافت، بلکه پررنگ‌تر شد.

مشهد و قزوین؛ سرکوب اعتراض‌های شهری

در ۹ خرداد ۱۳۷۱ تخریب خانه‌های شهروندان در مشهد جرقه اعتراض‌های گسترده‌ای را زد. کشته‌شدن یک کودک بر اثر تیراندازی نیروهای حکومتی خشم عمومی را شعله‌ور کرد. سپاه پاسداران در ۱۰ خرداد وارد عمل شد و اعتراض‌ها را با خشونت سرکوب کرد.

دو سال بعد، در ۱۳ مرداد ۱۳۷۳، مردم قزوین در اعتراض به رد شدن لایحهٔ استان‌ شدن این شهر به خیابان آمدند. زمانی که نیروی انتظامی از کنترل اوضاع ناتوان ماند، سپاه پاسداران وارد شد و مردم را به گلوله بست. بعدها سعید حجاریان اعتراف کرد که در سرکوب مردم قزوین سپاه از سلاح‌های سنگین مانند آرپی‌جی و کاتیوشا استفاده کرده است، اعترافی که ابعاد نظامی سرکوب را آشکارتر کرد.

اسلام‌شهر، کوی دانشگاه، و تداوم خشونت

در ۱۵ فروردین ۱۳۷۴، قیام مردم اسلام‌شهر در اعتراض به گرانی و تورم با دخالت قرارگاه ثارالله سپاه به خاک و خون کشیده شد. استفاده از هلی‌کوپترهای مجهز به تیربار نشان داد که سپاه برای مهار کردن اعتراض‌های مردمی هیچ خط قرمزی قائل نیست.

سرکوب دانشجویان در تیرماه ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران یکی دیگر از نقاط عطف کارنامه سپاه پاسداران است. اظهارات محمدباقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه، دربارهٔ «افتخار به چوب‌ زدن در کف خیابان» تصویری عریان از نگاه سپاه به اعتراض‌های اجتماعی ارائه می‌دهد.

۱۳۸۸: سرکوب جنبش اعتراضی

در اعتراض‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸ سپاه پاسداران نقشی کلیدی در سرکوب ایفا کرد. دست‌کم ۴,۰۰۰ نفر بازداشت و صدها نفر مجروح شدند و بنا بر آمارهای رسمی حداقل ۱۱۲ نفر جانشان را از دست دادند. دامنهٔ این سرکوب تا تظاهرات عاشورای همان سال ادامه یافت و نشان داد که سپاه پاسداران اعتراض‌های سراسری را تهدیدی وجودی برای «نظام» می‌داند.
آبان ۹۸: اوج خشونت سازمان‌یافته

اعتراض‌های آبان ۱۳۹۸ یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین اعتراض‌های سراسری در تاریخ دیکتاتوری حاکم بود. مقام‌های رسمی از درگیری در صدها نقطه کشور خبر دادند. در این اعتراض‌ها بیش از ۱,۵۰۰ نفر کشته، حدود ۴,۰۰۰ نفر مجروح، و دست‌کم ۱۲هزار نفر بازداشت شدند. تصاویر منتشرشده نشان می‌داد که سپاه پاسداران و نیروهای وابسته به آن با سلاح‌های جنگی و حتی نیمه‌سنگین معترضان را هدف قرار داده‌اند، از جمله در ماهشهر، جایی که استفاده از دوشکا و تیربار گزارش شد.

اظهارات مقام‌هایی مانند لیلا واثقی، فرماندار شهر قدس، که به‌صراحت از صدور دستور شلیک و هماهنگی با سپاه سخن گفت، نشان داد که این سرکوب تصمیمی فردی یا محلی نبوده، بلکه سیاستی کلان و هماهنگ در سطح حکومت بوده است.

فراخوان برای شناسایی یکی از قاتلین معترضان در شیراز

پشتیبانی کامل حکومت از سپاه

در سرکوب اعتراض‌های آبان ۹۸ تمام ارکان «نظام»، از خامنه‌ای تا دولت روحانی، شورای عالی امنیت ملی، و نیروهای امنیتی از سپاه پاسداران حمایت کردند. تشکر رسمی رئیس‌جمهور وقت از سپاه و نیروهای مسلح برای «برخورد با معترضان» مُهر تأییدی بر مشروعیت‌بخشی حکومت به خشونت بود.

پیوند به امروز؛ سرکوب اعتراض‌های سراسری ۱۴۰۴

کارنامهٔ چهار دهه‌ای سپاه پاسداران نشان می‌دهد که این نهاد همواره پاسخ اعتراض‌های مردمی را با گلوله، بازداشت، شکنجه، و کشتار داده است. سرکوب اعتراض‌های سراسری ۱۴۰۴ نیز در امتداد همین الگو قرار دارد که در آن سپاه پاسداران به‌عنوان بازوی اصلی سرکوب نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. استفاده از خشونت عریان، تهدید معترضان، بازداشت‌های گسترده، و ایجاد فضای رعب و وحشت نشان می‌دهد که «نظام» همچنان بقایش را در تداوم سرکوب می‌بیند.

سپاه پاسداران، از بدو تأسیس تا امروز، ستون فقرات سرکوب در این حکومت بوده است. بررسی نقش این نهاد در سرکوب اعتراض‌های سراسری نه‌تنها گذشته را روشن می‌کند، بلکه چرایی قرار گرفتن سپاه در کانون توجه و فشارهای بین‌المللی را نیز توضیح می‌دهد. تا زمانی که سپاه پاسداران به‌عنوان ابزار اصلی حفظ قدرت عمل می‌کند، چرخهٔ اعتراض و سرکوب در ایران ادامه خواهد داشت، چرخه‌ای که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران جامعهٔ جهانی را نیز ناگزیر به واکنش کرده است.