وقتی شریعتمداری خواب قیام می‌بیند و جلیلی خواب خلافت، بیدارشان نکنید، شاید برای لحظه‌ای خوشحال باشند

این روزها اگر از کیهان ورق بزنید تا سخنرانی‌های اعضای مجمع تشخیص مصلحت را گوش بدهید، با حجم عجیبی از خیال‌بافی‌های ایدئولوژیک مواجه می‌شوید. از حسین شریعتمداری، نماینده ولی‌فقیه در روزنامه کیهان، که پیش‌بینی می‌کند «ملت‌های مسلمان منطقه در حال قیام علیه حاکمان خود هستند»، تا سعید جلیلی که با چهره همیشه عبوسش با اعتماد به‌نفس اعلام می‌کند «نظم قدیم جهان در حال فروپاشی است و ایران در حال ساخت نظم جدید است!» در مواجهه با این حرف‌ها، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد این نیست که تحلیل سیاسی شده‌اند، بلکه این است که اتاق فکر این‌ها بیش از حد به مصرف داخلی روی آورده. انگار باورشان شده که اگر سال‌ها در یک دایره بسته فقط به هم لبخند بزنند، دنیای بیرون هم به همان سمت می‌چرخد….

آقای شریعتمداری با لحن پیامبرگونه‌اش از نزدیک شدن قیام ملت‌های منطقه می‌گوید. اما واقعیت این است که تنها ملتی که در این منطقه هر دو سال یک‌بار زیر فشار اقتصادی و سرکوب سیاسی به خیابان می‌آید، ملت ایران است. آن آتش زیر خاکستر که او از آن می‌گوید، نه در صنعا و طرابلس، که در زاهدان و سنندج و تهران و اصفهان شعله می‌کشد. مردم ایران، همان‌هایی هستند که از «جنبش سبز» تا «زن، زندگی، آزادی»، به روشنی فریاد زده‌اند: نه به دیکتاتوری، نه توهم‌های شریعت‌محور. اما ظاهراً آقای شریعتمداری هنوز فکر می‌کند ما در دهه شصت گیر کرده‌ایم و مردم منتظرند که روحانیت برایشان مسیر قیام منطقه‌ای را هم ترسیم کند. کسی نیست بگوید: اول خودت رو نگاه کن، بعد نسخه قیام برای دیگران بپیچ.

سعید جلیلی، سیاست‌ورز خودبرگزیدهٔ دهه اخیر، می‌گوید ایران دارد نظم جهانی جدیدی می‌سازد. ما هم اگر چشم روی واقعیت ببندیم و گوش‌ها را پر از شعار کنیم، شاید این‌طور به نظر برسد. اما کافی‌ست فقط نیم‌ساعت از شهر بیرون بزنی یا از پنجره تلویزیون جمهوری اسلامی فاصله بگیری، تا با «نظم جدیدی» که در حال شکل‌گیری‌ست روبه‌رو شوی: نظمی که در آن مردم خوزستان، کرمان، سیستان و حتی تهران برای آب و برق عذاب می‌کشند. نظمی که کارتن‌خوابی، گورخوابی و زباله‌گردی به سبک ملی تبدیل شده. نظمی که در آن فساد و رانت و آقازادگی، مرزهای خیانت به ملت را پشت سر گذاشته. نظمی که فقط در حرف، قدرت منطقه‌ای است، اما در عمل، ارزش پول ملی‌اش از ریال سومالی هم پایین‌تر آمده. نظمی که در آن رتبه مهاجرت و فرار مغزها به بالاترین سطح ممکن رسیده، از پزشک و مهندس تا دانش‌آموز المپیادی.

این است آن «قله‌هایی» که آقایان از آن دم می‌زنند؟ کوه‌های افتخار شما، از زباله‌گردی و کولبری و تن‌فروشی و گرسنگی ساخته شده‌اند، نه از پیشرفت علمی و تکنولوژی و دیپلماسی.

کشورهایی که شما از «خیزش ملت» در آن‌ها حرف می‌زنید، اگر روزی به فکر قیام بیفتند، اولین خواسته‌شان تعطیل شدن نفوذ جمهوری اسلامی در کشورشان است. در عراق، شعار «ایران برو بیرون» را نسل جوان داد. در لبنان، حزب‌الله دیگر مشروعیت اجتماعی سابق را ندارد. در سوریه، دیگر کسی نمانده که بخواهد قیام کند؛ همه یا در گور هستند یا در راه اروپا. حتی در یمن، از مردم فقط استخوان مانده، و از انقلابی‌گری شما، فقط قحطی.

شما خیال کرده‌اید ملت‌های منطقه منتظر «الهام» از انقلاب ۵۷ هستند؟ نه جناب!

کیهان و جلیلی، هر دو نماینده حاکمیتی هستند که واقعیت را دیگر نه می‌بیند و نه می‌خواهد ببیند. همه‌چیز را با عینک بحران‌زده و واژگون روایت می‌کنند. جهان نظم جدید می‌سازد، اما ایران نیست که این نظم را بنا می‌کند؛ ایران فعلاً فقط نظاره‌گر انزوا، تحقیر و اضمحلال تدریجی‌ست.

اگر کسی در این کشور دارد آینده می‌سازد، آن کسی‌ست که با وجود همه این ویرانی‌ها هنوز در کلاس درس می‌ماند، در اتاق عمل جان نجات می‌دهد، در روستا درس می‌دهد، در خارج از کشور نام ایران را با علم و هنر بالا نگه می‌دارد.
وگرنه نه جلیلی با نطق‌های آتشین‌اش، و نه کیهان با پیش‌گویی‌های آخرالزمانی‌اش، هیچ‌کدام هیچ نظمی نساخته‌اند؛ فقط بر خرابه‌ها حکومت می‌کنند.

پایان این توهّم نزدیک است. چون واقعیت دیگر حتی با سانسور هم قابل دفن نیست.
حمید آصفی – نقل از کانال تلگرامی نویسنده