سخنرانی پروفسور جفری ساکس در نشست فوق‌العاده‌ٔ شورای امنیت سازمان ملل

مسئله این است که آیا یک دولتِ عضو، از طریق توسل به زور، اعمال فشار یا خفه‌سازی اقتصادی، حق آن را دارد که درباره آیندهٔ سیاسی ونزوئلا تصمیم بگیرد یا بر امور آن سلطه و کنترل اعمال کند.

صلح و بقای بشریت به این وابسته است که آیا منشور سازمان ملل متحد به‌عنوان ابزاری زنده برای حقوق بین‌الملل باقی می‌ماند یا به فراموشی و بی‌اهمیتی سپرده می‌شود.

سخنرانی پروفسور جفری ساکس در نشست فوق‌العاده‌ی شورای امنیت سازمان ملل (دو‌شنبه ۵ ژانویه ۲۰۲۶ /۱۵ دی ۱۴۰۴).

ویرایش: سیمین بهزاد

پروفسور جفری ساکس در شورای امنیت سازمان ملل هشدار می‌دهد که مداخله‌ی آمریکا در ونزوئلا چه پیامدهایی برای بشریت دارد.

آقای رئیس، اعضای محترم شورای امنیت،

مسئله‌ای که امروز در برابر این شورا قرار دارد، مربوط به ماهیت و سرشت دولت ونزوئلا نیست.

مسئله این است که آیا یک دولتِ عضو، از طریق توسل به زور، اعمال فشار یا خفه‌سازی اقتصادی، حق آن را دارد که درباره آیندهٔ سیاسی ونزوئلا تصمیم بگیرد یا بر امور آن سلطه و کنترل اعمال کند.

این پرسش به‌طور مستقیم به مادهٔ ۲، بند ۴ منشور سازمان ملل متحد مربوط می‌شود؛ ماده‌ای که تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولت را صراحتاً ممنوع می‌سازد.

شورا باید تصمیم بگیرد که آیا این ممنوعیت همچنان پاس داشته و حفظ شود، یا آنکه از آن چشم‌پوشی گردد.

چنین چشم‌پوشی‌ای پیامدهایی بس خطیر و وخیم در پی خواهد داشت.

پیش‌زمینه و زمینهٔ تاریخی:

از سال ۱۹۴۷ تاکنون، سیاست خارجی ایالات متحدهٔ آمریکا به‌طور مکرر از خشونت، عملیات پنهانی و دست‌کاری‌های سیاسی برای ایجاد تغییر رژیم در کشورهای دیگر بهره گرفته است. این امر حقیقتی تاریخی است که به‌دقت مستند شده است. لینزی اُرورک، دانشمند علوم سیاسی، در کتاب خود با عنوان «تغییر رژیم پنهانی» (۲۰۱۸)، تنها در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۸۹، هفتاد مورد عملیاتِ نافرجام یا تلاش‌شدهٔ ایالات متحده برای تغییر رژیم‌ها را مستند کرده است.

این رویه‌ها با پایان جنگ سرد متوقف نشد. از سال ۱۹۸۹ به این‌سو، شماری از مهم‌ترین عملیات‌های تغییر رژیم ایالات متحده که بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل انجام شده‌اند، عبارت‌اند از: عراق (۲۰۰۳)، لیبی (۲۰۱۱)، سوریه (از ۲۰۱۱ به بعد)، هندوراس (۲۰۰۹)، اوکراین (۲۰۱۴) و ونزوئلا (از ۲۰۰۲ به بعد).

روش‌های به‌کارگرفته‌شده در این اقدامات، هم به‌خوبی تثبیت شده‌اند و هم به‌طور گسترده مستندسازی شده‌اند. این روش‌ها شامل جنگ آشکار، عملیات پنهانی اطلاعاتی، تحریک ناآرامی‌ها، حمایت از گروه‌های مسلح، دست‌کاری رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی، رشوه‌دهی به مقامات نظامی و غیرنظامی، ترورهای هدفمند، عملیات «پرچم دروغین» و جنگ اقتصادی با هدف فلج‌کردن حیات غیرنظامی است.

این اقدامات بنا بر منشور سازمان ملل متحد غیرقانونی‌اند و عموماً به تداوم خشونت، درگیری‌های مرگبار، بی‌ثباتی سیاسی و رنج عمیق و گستردهٔ جمعیت غیرنظامی می‌انجامند.

پروندهٔ ونزوئلا:
ارزیابیِ اخیرِ عملکرد ایالات متحده در قبال ونزوئلا کاملاً روشن و غیرقابل تردید است.

در آوریل ۲۰۰۲، ایالات متحده از تلاش برای کودتا علیه دولت ونزوئلا آگاه بود و آن را مورد تأیید قرار داد.

در دههٔ ۲۰۱۰، ایالات متحده به تأمین مالی گروه‌های موسوم به جامعهٔ مدنی پرداخت که به‌طور فعال در اعتراضات ضد دولتی مشارکت داشتند، به‌ویژه در سال ۲۰۱۴. هنگامی که دولت با این اعتراضات مقابله کرد، ایالات متحده در پاسخ، مجموعه‌ای از تحریم‌ها را اعمال نمود. در سال ۲۰۱۵، رئیس‌جمهور باراک اوباما ونزوئلا را «تهدیدی غیرمعمول و فوق‌العاده برای امنیت ملی و سیاست خارجی ایالات متحده» اعلام کرد.

در سال ۲۰۱۷، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ در جریان ضیافتی با رهبران کشورهای آمریکای لاتین، در حاشیهٔ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به‌صراحت گزینهٔ تهاجم نظامی ایالات متحده به ونزوئلا با هدف سرنگونی دولت آن کشور را مطرح کرد.

از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، ایالات متحده تحریم‌های فراگیر و گسترده‌ای علیه شرکت دولتی نفت ونزوئلا اعمال کرد. در نتیجه، تولید نفت این کشور در فاصلهٔ سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ حدود ۷۵ درصد کاهش یافت و تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه ۶۲ درصد سقوط کرد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد بارها و با اکثریتی قاطع، علیه چنین اقدامات قهری یک‌جانبه‌ای رأی داده است. بر اساس حقوق بین‌الملل، تنها شورای امنیت سازمان ملل متحد صلاحیت اعمال چنین تحریم‌هایی را دارا است.

در ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ایالات متحده به‌طور یک‌جانبه خوان گوایدو را به‌عنوان «رئیس‌جمهور موقت» ونزوئلا به رسمیت شناخت و در ۲۸ ژانویهٔ ۲۰۱۹، دارایی‌های دولتی ونزوئلا در خارج از کشور به ارزش تقریبی ۷ میلیارد دلار را مسدود کرد و اختیار تصرف در بخشی از این دارایی‌ها را به گوایدو واگذار نمود.

این اقدامات بخشی از تلاش‌های مستمر و بیش از دو دهه‌ای ایالات متحده برای تحقق تغییر رژیم در ونزوئلا به‌شمار می‌آیند.

تشدید تنش‌های جهانی اخیر از سوی ایالات متحده:

در سال گذشته، ایالات متحده حملات هوایی و بمباران‌هایی را در هفت کشور انجام داده است که هیچ‌یک از آن‌ها به تصویب شورای امنیت سازمان ملل نرسیده و هیچ‌کدام نیز در چارچوب منشور ملل متحد به‌عنوان دفاع مشروع قابل توجیه نبوده‌اند. کشورهای هدف شامل ایران، عراق، نیجریه، سومالی، سوریه، یمن و اکنون ونزوئلا بوده‌اند.

در ماه گذشته، رئیس‌جمهور ترامپ تهدیدهای مستقیم علیه دست‌کم شش دولتِ عضو سازمان ملل متحد مطرح کرده است؛ از جمله کلمبیا، دانمارک، ایران، مکزیک، نیجریه و طبعاً ونزوئلا. این تهدیدها در پیوست شمارهٔ یک این بیانیه به‌صورت خلاصه گردآوری شده‌اند.

آنچه امروز در معرض مخاطره قرار دارد:

از اعضای این شورا خواسته نشده است که دربارهٔ نیکولاس مادورو داوری کنند.

از آنان خواسته نشده است که قضاوت نمایند آیا حملهٔ اخیر ایالات متحده و محاصرهٔ دریاییِ مستمرِ ونزوئلا به آزادی می‌انجامد یا به تسلیم.

آنچه از اعضای شورا انتظار می‌رود، دفاع از حقوق بین‌الملل و به‌ویژه پاسداری از منشور سازمان ملل متحد است.

مکتب واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل، که جان میرشایمر آن را با بیشترین درخشش صورت‌بندی کرده است، وضعیت آنارشی در نظام بین‌الملل را به‌درستی «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ» توصیف می‌کند. از این‌رو، واقع‌گرایی توصیفی از ژئوپولیتیک است، نه راه‌حلی برای صلح؛ و نتیجه‌گیری بنیادین خود آن نیز فرض می‌گیرد که آنارشی بین‌المللی به تراژدی می‌انجامد.

پس از جنگ جهانی اول، جامعهٔ ملل با هدف پایان‌دادن به این تراژدی از طریق اجرای حقوق بین‌الملل تأسیس شد. اما در دههٔ ۱۹۳۰، قدرت‌های بزرگ جهان در دفاع از حقوق بین‌الملل ناکام ماندند و این ناکامی به وقوع جنگ جهانی دیگری انجامید.

سازمان ملل متحد از دل همین فاجعه سر برآورد؛ به‌عنوان دومین تلاش عظیم بشریت برای برتری‌دادن حقوق بین‌الملل بر آنارشی. با تدوین منشور، سازمان ملل متحد بنیان نهاده شد «تا نسل‌های آینده را از بلای جنگ، که دو بار در طول زندگی ما رنجی وصف‌ناپذیر بر بشریت تحمیل کرده است، مصون دارد».

با توجه به آنکه اکنون در عصر اتمی به‌سر می‌بریم، تکرار چنین شکستی مجاز نیست. در صورت وقوع، بشریت نابود خواهد شد. فرصتی سوم در کار نخواهد بود.

اقدامات مورد انتظار از شورای امنیت
برای انجام تعهدات خود بر اساس منشور سازمان ملل، شورای امنیت باید فوراً اقدامات زیر را تصویب کند:

۱. ایالات متحده باید فوراً تمام تهدیدات آشکار و پنهان و همچنین هرگونه استفاده از زور علیه ونزوئلا را متوقف کرده و از آن اجتناب کند.

۲. ایالات متحده باید محاصرهٔ دریایی خود و تمامی اقدامات نظامی قهری مرتبط که بدون تصویب شورای امنیت انجام شده‌اند را پایان دهد.

۳. ایالات متحده باید فوراً نیروهای خود را از ونزوئلا و اطراف آن خارج کند، از جمله تمام منابع اطلاعاتی، دریایی، هوانوردی و سایر منابع مستقر در محل که در اقدامات قهری به‌کار گرفته شده‌اند.

۴. ونزوئلا موظف است به منشور سازمان ملل متحد پایبند باشد و حقوق بشر مصرح در اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر را رعایت کند.

۵. دبیرکل باید فوراً یک فرستاده ویژه تعیین کند تا مأموریت یابد با بازیگران ذی‌ربط ونزوئلایی و بین‌المللی تماس برقرار کرده و ظرف چهارده روز، توصیه‌هایی مطابق با منشور سازمان ملل به شورای امنیت ارائه دهد، و شورای امنیت نیز به‌صورت فوری به این موضوع رسیدگی کند.

۶. کلیهٔ دولت‌های عضو باید مطابق با منشور سازمان ملل، از هرگونه تهدید یک‌جانبه، اقدامات قهری یا عملیات نظامی خارج از صلاحیت شورای امنیت خودداری کنند.

در پایان
آقای رئیس، اعضای محترم، صلح و بقای بشریت به این وابسته است که آیا منشور سازمان ملل متحد به‌عنوان ابزاری زنده برای حقوق بین‌الملل باقی می‌ماند یا به فراموشی و بی‌اهمیتی سپرده می‌شود.

این همان تصمیمی است که امروز این شورا در برابر آن قرار دارد.

با سپاس فراوان.

جفری ساکس (Jeffrey Sachs)

 

منبع: وب‌سایت هفته‌نامهٔ جهان (Die Welt Woche) سوئیس

سه‌شنبه ۶ ژانویه ۲۰۲۶ / ۱۶ دی ۱۴۰۴

ویرایش: سیمین بهزاد

 

برگرفته شده از سایت «صدای مردم»https://www.sedayemardom.net/