رئیسجمهور آمریکا میگوید «اگر ایران بهسوی معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکُشد… ایالات متحد آمریکا به یاری آنها خواهد آمد.» وزیر دفاع پیشین اسرائیل هم گفته است «در صورت اقدام آمریکا برای حمایت از معترضان ایران، اسرائیل نیز همراه خواهد شد.»…
اما آنها منظورشان دفاع از مردم ایران نیست!
در حالی که مردم جانبهکف برای بقا و رهایی به خیابان آمدهاند، همزمان رجزخوانیها و ژستهای قدرتها در جریان است، نمایشی که هزینهٔ اصلیِ آن را مردم میپردازند.
واقعیت تلخ تاریخی این است که آمریکا با حکومتهای سرکوبگرِ قابل پیشبینی بهتر کار میکند تا با جنبشهای مردمیِ رادیکال و نامطمئن.
برای آمریکا، جمهوری اسلامی، با همه خشونتش، دشمنی شناختهشده، قابل مهار، و قابل معامله است، نه یک خلأ قدرت یا انقلابی که معادلات منطقه را به هم بریزد.
آنچه آمریکا نمیخواهد سرکوبی آنقدر خونین است که اوضاع را از کنترل خارج کند و زنجیرهای از هزینهها، از فشار افکار عمومی و کنگرهٔ آمریکا برای واکنش گرفته تا بیثباتی داخلی، تهدید امنیت انرژی و تنگهٔ هرمز، تشدید تنشهای منطقهیی و درگیریهای نیابتی، و شکلگیری بحران انسانی و پناهجویی را برایش فعال سازد.
در این چارچوب، «معامله» یعنی مجموعهای از بده-بستانها با رژیم جمهوری اسلامی، مانند مهار کردن تنشهای منطقهیی از جمله با اسرائیل، تضمین امنیت مسیرهای انرژی، کنترل برنامهٔ هستهیی، همکاری حداقلی در پروندههای امنیتی، و مدیریت سرکوب داخلی بهگونهای که کشتار گسترده و بحران رسانهیی ایجاد نکند، و تا وضع موجود حفظ گردد.
به عبارت ساده، این سخن هشداری مدیریتی برای مهار کردن خشونت در جهت حفظ منافع آمریکاست، نه وعدهٔ نجات به معترضان.
مردم شریف، آزادیخواه، و برابریطلب ایران فقط با اتکا به نیروی خویش، و از راهِ تشکلیابی و همبستگی آگاهانه و مستقل میتوانند امکان تغییر را از دلِ واقعیت اجتماعی و تجربهٔ زیسته بسازند، نه از وعدهها و مداخلههای بیرونی.
برگرفته از کانال تلگرام دکتر نورایمان قهاری، روانشناس
فرقه دموکرات آذربایجان فرقه دموکرات آذربایجان