نقش مخرب رسانه‌ها در مهندسی دموکراسی و بازتولید دیکتاتوری از بی‌بی‌سی فارسی تا ایران اینترنشنال

رسانه‌ها صرفاً «بازتاب‌دهنده» واقعیت نیستند؛ آن‌ها واقعیت را می‌سازند، برجسته می‌کنند، حذف می‌کنند و جهت می‌دهند. در تاریخ معاصر ایران، رسانه‌های فرامرزی بارها نشان داده‌اند که می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در پیدایش، انحراف یا شکست پروژه‌های دموکراتیک ایفا کنند….

ضا بیات/ معلم بازنشسته

رسانه‌ها صرفاً «بازتاب‌دهنده» واقعیت نیستند؛ آن‌ها واقعیت را می‌سازند، برجسته می‌کنند، حذف می‌کنند و جهت می‌دهند. در تاریخ معاصر ایران، رسانه‌های فرامرزی بارها نشان داده‌اند که می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در پیدایش، انحراف یا شکست پروژه‌های دموکراتیک ایفا کنند.
. تجربه تاریخی: بی‌بی‌سی فارسی و کودتای ۲۸ مرداد
فراموش نکنیم که بی‌بی‌سی فارسی در سال‌های منتهی به کودتای ۱۳۳۲، یک رسانه «بی‌طرف» نبود.
این شبکه:
مشروعیت دولت ملی دکتر مصدق را تضعیف کرد
گفتمان «بی‌ثباتی»، «خطر کمونیسم» و «ناکارآمدی دموکراسی» را برجسته کرد
و عملاً به آماده‌سازی افکار عمومی برای کودتا کمک رساند
نتیجه چه شد؟
سقوط یک دولت ملی–دموکراتیک و بازگشت دیکتاتوری سلطنتی برای ۲۵ سال.
این تجربه تاریخی به ما می‌آموزد که رسانه می‌تواند علیه دموکراسی عمل کند، حتی وقتی با زبان مدرن و لیبرال سخن می‌گوید.
. رسانه‌های برون‌مرزی امروز: تغییر شکل، نه تغییر ماهیت
شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال، من‌وتو، و برخی دیگر از رسانه‌های خارج کشور، از نظر فرمی مدرن‌تر از بی‌بی‌سی دهه ۳۰ هستند، اما کارکرد سیاسی‌شان تفاوت ماهوی ندارد.
ویژگی‌های مشترک این رسانه‌ها:
تمرکز بر «چهره‌سازی» به‌جای «نهادسازی»
ترویج سیاست منجی‌محور
حذف یا حاشیه‌راندن نیروهای مدنی، صنفی، زنان، اقوام و طبقات فرودست
تقلیل جنبش‌های پیچیده اجتماعی به پروژه‌های قدرت‌طلبانه
. ایران اینترنشنال و مهندسی گفتمان اقتدارگرا
ایران اینترنشنال به‌ویژه در سال‌های اخیر، به‌جای تقویت گفتمان دموکراسی مشارکتی، عملاً به طبیعی‌سازی اقتدارگرایی جایگزین پرداخته است:
بازتولید نمادهای سلطنت
برجسته‌سازی رضا پهلوی به‌عنوان «گزینه اجتناب‌ناپذیر»
نادیده‌گرفتن شعارهای «نه شیخ، نه شاه»
سانسور اعتراضات مدنی مستقل، به‌ویژه در مناطق پیشرو مانند کردستان، کرمانشاه و ایلام
این دقیقاً همان الگویی است که در بسیاری از کشورها دیده‌ایم:
جایگزینی دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر، با کمک رسانه.
. چرا این نقش مخرب است؟
رسانه‌هایی از این دست:
بلوغ سیاسی جامعه را دست‌کم می‌گیرند
شهروند را به «تماشاگر» و «هوادار» تقلیل می‌دهند
امکان گفت‌وگوی افقی، چندصدایی و دموکراتیک را نابود می‌کنند
و نهایتاً مردم را میان دو قطب جعلی انتخاب قرار می‌دهند:
«استبداد موجود» یا «استبداد بزک‌شده»
این نه دموکراسی است و نه گذار؛ این مهندسی قدرت است.
نتیجه‌گیری: رسانه، یا رکن دموکراسی یا ابزار استبداد
دموکراسی بدون رسانه آزاد ممکن نیست،
اما رسانه غیرپاسخگو، متمرکز و وابسته، دشمن دموکراسی است؛
حتی اگر نامش «اینترنشنال» باشد،
حتی اگر زبانش حقوق بشری باشد،
حتی اگر دکورش مدرن باشد.
تجربه مصدق، تجربه انقلاب، و تجربه امروز، یک هشدار مشترک دارند:
اگر رسانه‌ها نقد نشوند، خودشان به قدرتی غیرپاسخگو و مخرب تبدیل می‌شوند.
و مردمی که این را نفهمند،
بار دیگر دموکراسی را
در قاب تلویزیون
قربانی خواهند کرد.

منبع: کانون صنفی معلمان