بیانیه اتحاد سراسری کارگران و بازنشستگان ایران به مناسبت سالروز ۱۶ آذر

روز مقاومت دانشجویی و پیوند مبارزات آزادیخواهانه و عدالت‌طلبانه؛ آیا می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن دفاع از حقوق کارگران جرم نباشد؟ که در آن دانشگاه نه محل تهدید، که خانهٔ آزادی بیان باشد؟ که در آن جوانان به‌جای گلوله، پاسخ عدالت‌خواهی خود را در سیاست‌های اجتماعی ببینند؟ جنبش دانشجویی در ایران هرگاه به ریشه‌های اجتماعی خود متصل شده و با زندگی و رنج مردم پیوند خورده، اثرگذارترین نقش را در تحولات ملی بازی کرده است…

۱۶ آذر، تنها یک تاریخ در تقویم سیاسی ایران نیست؛ روزشمار خون و مقاومت است. سالروز لحظه‌ای است که در سال ۱۳۳۲، تنها چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد و بازگرداندن حکومت استبدادی به قدرت، گلوله های حکومت کودتا در دانشگاه تهران فرود آمد و سه دانشجوی آزادی‌خواه بزرگ‌نیا، قندچی و شریعت‌رضوی در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون، نمایندهٔ رسمی آمریکا، به خون غلتیدند.

۱۶ آذر از همان ابتدا در حافظهٔ تاریخی جامعهٔ ایران به عنوان نماد ایستادگی در برابر دخالت خارجی ، استبداد داخلی و سرمایه داری وابسته ثبت شد؛ روزی که دانشجویان با صدای بلند اعلام کردند که دانشگاه نه حیاط‌خلوت قدرت، بلکه سنگر آزادی و عدالت است.

جنبش دانشجویی در ایران هرگاه به ریشه‌های اجتماعی خود متصل شده و با زندگی و رنج مردم پیوند خورده، اثرگذارترین نقش را در تحولات ملی بازی کرده است.

در همهٔ برهه‌های مهم—از دههٔ ۴۰ و ۵۰ تا دهه‌های اخیر—دانشجویان در کنار کارگران ایستاده‌اند؛ چرا که درد مشترک آن‌ها یکی است. استثمار،نابرابری، تبعیض ساختاری و سرکوب هر صدای حق طلبانه.

دانشگاه و کارخانه، هر دو عرصهٔ تولیدند—یکی تولید فکر و آگاهی، دیگری تولید ثروت. و هنگامی که این دو در کنار هم قرار می‌گیرند، جنبش اجتماعی فراگیری شکل می گیرد و قدرت تغییر می‌آفریند.

تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که امپریالیسم علاوه دخالت‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی و نظامی و تهدیدات ژئو پولیتیک بویژه در دوران اخیر نقش مهار کننده ای در حرکت های متشکل و مستقل عدالت‌خواهانه داشته است.

جنبش کارگری ایران در دهه‌های پس از کودتا بارها با خشونت ساختاری، امنیتی سازی اعتراضات مواجه شده است—سازوکارهایی که اغلب با نسخه‌های اقتصادی نهادهای بین‌المللی و منافع قدرت‌های جهانی همسو بوده‌اند.

دانشجویان نیز به‌عنوان یکی از نخستین گروه‌های منتقد وضع موجود، بارها در معرض همیشگی سرکوب قرار گرفته‌اند.

امروز ۱۶ آذر تنها یادآوری گذشته نیست؛ پرسشی رو به آینده است،

آیا می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن دفاع از حقوق کارگران جرم نباشد؟ که در آن دانشگاه نه محل تهدید، که خانهٔ آزادی بیان باشد؟ که در آن جوانان به‌جای گلوله، پاسخ عدالت‌خواهی خود را در سیاست‌های اجتماعی ببینند؟

پاسخ این پرسش در ادامهٔ همان مسیری است که دانشجویان و کارگران، دو ستون آگاهی و تولید جامعه، دهه‌ها پیش آغاز کرده‌اند:

همبستگی، مطالبه گری، سازمانیابی مستقل و ایستادگی در برابر سلطه جویی طبقاتی و مداخله خارجی.

۱۶ آذر روزی است برای یادآوری اینکه

دانشگاه سکوت نمی‌کند،
کارگر تنها نمی‌ماند،
و جامعه‌ای که جوانان و زحمتکشانش برای عدالت برخیزند، شکست‌ ناپذیر است.

اتحاد سراسری کارگران و بازنشستگان ایران